قرار بود من خوب شم چرا روانشناس روانی شد؛
جایش خالی خواهد ماند و جای خالیاش از همه انهایی که هستند زیباتر است ؛ !
يهويى مياى به خودت ميبينى یک ساعته زل زدى به ديوار دارى بهش فكر ميكنى و این خیلی سخته ؛ !
+عکسایی که از ماه میگرفتم...
با یه گوشی ساده و مدل پایین،
یا حتی با بی کیفیت ترین دوربین؛
قشنگ میشدن!
چون وقتی عکس ماهُ میگرفتم به تو فکر میکردم...
تویی که بهت میگفتم ماه شب چهارده.
چون تو ماهم بودی.
[هنوزم ماه شب چهارده منی/هرچند تو خیالم.]
«نوشته ای بود برای تو»
راس میگن گشنه باشی سنگم میخوری؛
نشستم دارم سالاد با نون سنگک میخورم.
خیلیم خوشمزس.