واضح است که دوستت دارم وگرنه در این سرزمین مغموم و خسته چگونه میتوانستم دوام بیاورم؟
فکر میکنی آروم شدی، باید قوی و محکم باشی چون زندگی ادامه داره
یهو وقتی تو ماشین منتظری، میبینی یه بچه گربه از لبه سطل آشغال با سر میخوره زمین و تو منفجر میشی،اشک اشک اشک اشک
فروپاشی اینجوریه
شبیه یه بادکنک سرگردونی روی دشت رزهای خشکیده
همونقدر زنده
همونقدر مرده .
"کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود!
زیرا در میان ویرانی و رنج،
وظیفهی انسان
این است که قلبش را به زشتی نسپارد."
و اگر اندوهت آن قدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود، به سمت من بیا تا کنار هم سکوت کنیم.
عدالت لغو شد
کارما استعفا داد
بارِ کج VIP رفت منزل
بیگناه پای دار رفت
آه مظلوم هم تو ترافیک موند
کوه به کوه نرسید، آدم به آدم هم نه
اون همه ضربالمثلِ امیدبخش صرفاً برای گول زدن ما بود
خلاصه اینکه سرنوشت بی تقصیره؛ آدمها دخیلن.
خیلی هم دخیلند.