خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته .
خستم...
خستم از این دختری که پشت نقاب لبخند خل بازیا پناهن کردم....
خستم از آدمای بی ارزش دورم...
خستم از این ثانیه هایی که با زجر میگذرن...
حقیقتش خستم از همه چی...
حتی از خودم...!
همیشه حواسمون به رفتن هاست.
ولی کاش یه بارم به نرفتنها فکر کنیم اونایی
که دلشون رو شکوندیم ولی باز هم موندن..
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
𝐓𝐡𝐞 𝐟𝐚𝐫𝐭𝐡𝐞𝐬𝐭 𝐧𝐞𝐚𝐫 𝐦𝐞..! MyPlayMusic
𝐈 𝐰𝐢𝐬𝐡 𝐈 𝐜𝐨𝐮𝐥𝐝 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐞𝐫𝐬𝐨𝐧 𝐰𝐡𝐨 𝐭𝐨𝐥𝐝 𝐲𝐨𝐮 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐆𝐨𝐝...!
MyPlayMusic
ما بی چراغ راه افتادیم.
در بهترین سال های جوانی در اعماق ظلمت گیر افتاده ایم و همچنان اُمید، دست و پا میزند برای روییدن.
خدا را چه دیدی، شاید ساقهی اُمید انقدری رشد کرد که توانست مارا از این تاریکی نجات دهد.
یه لیستیم درست کردم تو زندگیم به اسم "ناامیدم ازت" هرکیو میفرسم تو این لیست دیگه حتی یکاری کنه یا حرفی بزنه که باعث ناراحتیم میشد، دیگه ناراحتم نمیکنه .
مامانم داره فایل شکرگذاری با صدای بلند گوش میده
تاثیرش رو من:
خداروشکر که فردا امتحان دارم، کنکور ندارم.
خداروشکر که لباسامو یادم رفته بشورم، خوبه یادم نرفته گمشون کنم.
خداروشکر که از درسام فقط هیچی بلد نیستم، جای امید هست.
خداروشکر که قیافه م مثل زامبیا خوشگل و گوگولی شده.
خداروشکر که دلپیچه دارم، سنگ کلیه ندارم.
خداروشکر که فقط خوابم نمیبره، فکرو خیال ندارم.
خداروشکر که سرم فقط درد میکنه، هنوز قطع نشده.
خداروشکر که...
به قول اقای گروس عبدالملکیان:
آنقدر از تو مینویسم تا فارسی تمام شود!
کاش میشد آدم گاهی به اندازه ی نیاز بمیرد بعد بلند شود آهسته، آهسته خاک هایش را بتکاند گرد هایش بماند اگر دلش خواست برگردد به زندگی دلش نخواست بخوابد تا ابد.
من اینطوری ام ک میرم میشینم پیش یکی کلی حرف میزنم، ی دفه میگه: " چرا ساکتی؟" و من یادم میوفته اون نمیتونه ذهن منو بخونه .