به قول اقای گروس عبدالملکیان:
آنقدر از تو مینویسم تا فارسی تمام شود!
کاش میشد آدم گاهی به اندازه ی نیاز بمیرد بعد بلند شود آهسته، آهسته خاک هایش را بتکاند گرد هایش بماند اگر دلش خواست برگردد به زندگی دلش نخواست بخوابد تا ابد.
من اینطوری ام ک میرم میشینم پیش یکی کلی حرف میزنم، ی دفه میگه: " چرا ساکتی؟" و من یادم میوفته اون نمیتونه ذهن منو بخونه .
پخته نخواهی شد، مگر بعد از آنکه احساس کردی سرشار از سخنی، ولی لازم نمیدانی به کسی چیزی از آن بگویی..
مادربزرگ ميگفت:
اين حرف و رفتار آدماس
كه نشون ميده دوسِت دارن يا نه...
وگرنه كی قلب آدمارو ديده؟
ما هر کسی را طوری میکشیم :
بعضی را با گلوله ..
بعضی را با حرف ..
بعضی را با کارهایی که کردیم و
بعضی را با کارهایی که تا به امروز
برایشان نکردیم .
-فئودورداستایوفسکی
هرچقدر بیشتر بهم آسیب بزنی، بیشتر منو از دست میدی! و هرچقدر بیشتر اشکمو در بیاری بیشتر بهم یاد میدی چطور بدون تو زندگی کنم!!
اگر میخوای بدونی یکی دوست داره موقع حرف زدنش با یک کلمه از حرفاش لبخند بزن، اگر دوست داشته باشه بیشتر از اون کلمه استفاده میکنه.
یه نفر از تو خیابون داد زد "بسه دیگه". مهم نیست منظورش در مورد چه چیزی بود ولی این کامل و دقیق ترین حرفی بود که میشد برای تمام امور گفت...بسه کم آوردیم.!
کاش یکی باشه که بگه؛ من اندازه تموم کسایی که دوستشون داشتیو دوست نداشتن، دوست دارم.
یه روزی یه کتاب مینویسم و اسمشو میزارم :
" اگه میموندی "
و اون تو بهت ثابت میکنم ، خیلی اشتباه کردی رفتی !!
اگه آدم دو سه لیتر بی حسی هم قورت بده بازم یجایی یه تایمی بین حرکتای اطرافیانش کم میاره.