یه روزی یه کتاب مینویسم و اسمشو میزارم :
" اگه میموندی "
و اون تو بهت ثابت میکنم ، خیلی اشتباه کردی رفتی !!
اگه آدم دو سه لیتر بی حسی هم قورت بده بازم یجایی یه تایمی بین حرکتای اطرافیانش کم میاره.
از لحاظ روحی دلم میخواد
خودمو از تنم در بیارم ، بشورم ، بچلونم
بعد رو طناب تو حیاط پهن کنم
فردا بیام ببینم که باد منو با خودش برده .
یه وقتایی دلت میخواد
یکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه :
اگه گفتی من کی ام ؟
تو هم دستاشو بگیری و بگی:
هر کی هستی فقط بمون…
من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربهی کوچکی با هر بهانه اندکی به گریه میافتم. دوستِ من، دلم زخم دارد؛زخم . . '
ولی من همون قدر اختیار انتخاب افکارم رو دارم که اختیار اسمم رو داشتم