در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم؛
-فاضل نظری
از من فقط خبر داشت، همین
مثل مردمی که میدانند جایی از جهان جنگ است.
شب که میرسد از کناره ها
گریه میکنم با ستاره ها..
تو که نباشی..
تو که نباشی!
شاید حوالی یک شب،
یک نفر بیاید که رفتنش دلیل
تمام دلتنگی هایم بود...
همیشه بدم میومد از توضیح دادن خودم و چیزایی که ناراحتم کردن
و همیشه هم وقتی ناراحتم میکنن و متوجه تغییر رفتارم میشن بهم میگن چیشده ؟ چیکار کردم ؟ چرا اینجوری شدی ؟
و منی که حوصله جواب دادن ندارم
فقط وقتی ناراحت میشم میرم یه گوشه خودمو بغل میکنم و هندزفری میزارم و آهنگ مورد علاقمو پلی میکنم و شروع میکنم به گریه کردن
بعدش که آروم شدم میام و دوباره با اون افراد حرف میزنم
فقط اگه خواستید همچین سوالایی رو از کسی بپرسید قبلش برید به عقب و ببینید چیکار کردید خودتون بفهمید و درستش کنید خیلی بهتره چون درد داره تکرار حرفای ناراحت کننده..
مثل آهنگ خارجی ام که همه باهام حال میکنن ولی هیچکی نمیفهمه چی میگم..