هیچ گاه در دلم نبود دیگری باشم؛ نه برای اینکه فوق العاده هستم. برای اینکه خود بودن نیاز واقعی ما انسان هاست ..
خسته شدم آره ؛
خیلی زیاد خسته شدم .
از اینکه مثل قبل حال کسایی که دوسشون دارمُ نمیتونم خوب کنم خسته شدم ؛
از اینکه هیچ چیز خوب پیش نمیره خسته شدم ،
از اینکه همش کارام عقب میوفته خسته شدم .
از این بدبینیِ کثافت خسته شدم .
از این وابستگی های بیخودی به اطرافیانم خسته شدم .
از تلاشا و شب بیداری های بی نتیجه خسته شدم .
از اینکه دیگه اون آدم قبلی نیستم خسته شدم .
اصلا میدونی !
از اینکه خستم خسته شدم :)
کاش میشد دیلیت زد .
کاش میشد رفت و نابود شد ؛
کاش میشد خوابید .
اما نمیشه .
باز هم قراره ذره ذره اب شدنمو به چشم ببینم :))
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
"چقدر دلم واسه خل و چل بازی های دوستای مجازیم تنگ شده...:)"
#تعریف_کن
@farsitweets
من غمگینم یا ما غمگینیم، نمیدانم...
اما همین است که هست.
شاید نسل بعد بتوانند از شادیها هم بگویند.
مامان، ببخشید انقد بد اخلاقم؛ واقعا هیچی خوب پیش نمیره، واقعا هیچی درست نیست، خیلی سخته مامان، خیلی خستم.