بقول شاعر که میگفت :
ز بس خندیدم و پنهان نمودم راز خود را؛
کسی باور ندارد در دلم ، دریای درد است :)
و او مجبور است چنین زندگی کند، بر لبهی ویرانی، قوی، تنها، بدون اینکه کسی او را بفهمد یا برایش دلسوزی کند
وقتایی ک تو فضای مجازی زیاد فعالم دراصل حالم توی دنیای واقعی زیاد خوب نیست.
یه وقتایی هست دلت از همه چی و همه کس پر میشه
خسته میشی زیاد.حتی نفس کشیدنت هم درد داره
میخوای کوتاه بیای،رها کنی،عقب نشینی کنی
زندگیت رو تموم کنی ولی یهو به خودت میای و میبینی
که باید قوی باشی،باید بخندی
و نقاب خنده و شادی رو به صورتت بزنی و به زندگیت ادامه بدی
فکر نکنید که خودکشی من یک تصمیم ناگهانی بود
من تمام درها را زدم هیچکس باز نکرد
''اوه عزیزم،تا زمانی که هنوز از نظر تو خوشگل باشم،برام مهم نیست چطور بنظر میرسم."
- کای آزر_ناتوان