eitaa logo
خاطراتی از دفاع مقدس
45 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
235 ویدیو
28 فایل
برای حفظ و نشر آثار دفاع مقدس و معارف دینی و اسلامی باز نشر با ذکر صلوات آزاد است. سپاسگزارم از همراهی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُم رَحيمًا🌸 🍃خدا باهاتون مهربونه.💖 ✅ به به چه خدای زیبایی 👀دیدگـــــانتان به مهربانی روشن 💖دلتون پرازشوق زندگانی☀️ ☀️روزتون مترنم به عطر خوش زندگی؛دلتون بی غصه! 🌸خدای مهربونم برای اندوه دلمان گشایشی ببخش🙏 🌸 آنگاه 🌷✋💖 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
‍ ‌ ‌🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸سه شنبه های مهدوی در 🌸💖 🌙شب‌ها بدون آمدنت صبح می‌شوند ، و من روز به روز درحسرتِ دیدارت می‌سوزم،مولایم 🌸کی شود تا بیایی!؟ 💖قلبم آن شب رؤیاییِ دیدارت را تمنا دارد. 🌊آن لحظه طوفانی را! وآن ساعت عاشقی را 💖دلم یک جرعه دیدار می‌خواهد؛ ‌از نوع بهار و نسیم ترنم باران، بین گلهای نرگس در بهشت... 🕙به عقربه‌های ساعت نگاه می‌کنم، و ذره، ذره آب می‌شوم ... تا کنون دیدارت دست نداده، اما امیدم را از کف نداده و بی صبرانه لحظه شماری می نماید. 🍁ایهالعزیز چه سخت می‌گذرد لحظات و روزهای تاریک نبودنت .‌.. 🌸و به راستی؛چه زیباست برایت مجنون شدن و ماندن در این حالت دلدادگی ..!💖 ✋ چراغِ قلبِ تنهایم حضرتِ صاحب دلم💖 💖 آقاجان واقعاً مگر میشود بدون شما زندگی و منتظر نباشم تا بیایید و منتقم خون سرخ حسین ابن علی علیه‌السلام باشید. ✍چه خوش نوشته اند: 🌸 تا نیایی گره از کار بشر وا نشود. 🌸درد ما جز به ظهورتومداوا نشود. 🌸دلِ زهرای اطهر شاد نشود. 🌷دعابفرمایید ✍نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
🌸هوالمحبوب💖 ✳️دعای 💠سید بن طاووس نقل می‌کند: شخصی خدمت امام زمان علیه السلام مشرف شد و از حضرت پرسید: شیعیان شما در زمان غیبت چه کنند؟ امام علیه السلام فرمودند:«عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ وَ انْتِظَارِ الْفَرَجِ» «بر شماست که دعا کنید و منتظر فرج باشید» 💠سپس خواندن دعایی را توصیه فرمودند که «دعای معرفت» نامیده شده: «اللَّهُمَّ أَنْتَ عَرَّفْتَنِي نَفْسَكَ وَ عَرَّفْتَنِي رَسُولَكَ وَ عَرَّفْتَنِي مَلَائِكَتَكَ وَ عَرَّفْتَنِي نَبِيَّكَ وَ عَرَّفْتَنِي وُلَاةَ أَمْرِكَ. اللَّهُمَّ لَا آخُذُ إِلَّا مَا أَعْطَيْتَ وَ لَا وَاقِىَ إِلَّا مَا وَقَيْتَ. اللَّهُمَّ لَا تُغَيِّبْنِي عَنْ مَنَازِلِ أَوْلِيَائِكَ وَ لَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي. اللَّهُمَّ اهْدِنِي لِوَلَايَةِ مَنِ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ.» «خداوندا ، تو خودت را به من شناساندی ، فرستاده ات را ، فرشتگان را ، پیامبرت را و صاحبان امرت را به من معرفی کردی . 👈خدایا ، غیر از آن چه تو عطا کنی ، چیز دیگری را نمی گیرم (یعنی معرفت و شناخت را از سرچشمه ناب قرآن و اهل بیت دریافت می کنم). هیچ نگهدارنده ای نیست ، مگر آن که تو او را نگهداری. 👈خدایا ، مرا از جایگاه اولیاء خود غایب نکن و پس از این که مرا هدایت کردی ، منحرف مگردان. 👈خدایا ، مرا به ولایت کسی که اطاعت از او را به من واجب کردی، هدایت بفرما» 💠با تأمل در دعای مذکور، به این حقیقت پی می‌بریم که همه‌ی ما از قبل امام شناس بوده‌ایم ، و خداوند پیامبر و اولیای خود را به ما معرفی کرده است. 💠آنچه موجب نگرانی است، غفلت‌ها و جهالت‌های ماست که مانع وحجابی در برابر این شناخت شده و به معرفت ما آسیب وارد می‌کند. ✳️حضور در جایگاه اولیاء 💠«اللَّهُمَّ لَا تُغَيِّبْنِي عَنْ مَنَازِلِ أَوْلِيَائِكَ» «خدایا مرا از جایگاه اولیای خود غایب مکن» 💠یکی از عوامل تحکیم معرفت سابق، حضور در مکان‌هایی است که احتمال می‌دهیم امام عصر عجّل‌الله‌فرجه در آنجا حضور داشته باشند، چه با قلبمان در آن اماکن حضور پیدا کنیم، چه با جسم و قالبمان. ❇️بُعد منزل نبُود در سفر روحانی... 💠با این دیدگاه، زیارت رفتن، حضور در مجامع دینی و شرکت در محافل و مجالسی که برای بزرگداشت حضرات معصومین برپا می‌شود، شکل دیگری به خود می گیرد. همه جا بروم به بهانه‌ی تو که مگر برسم در خانه‌ی تو... 💠حتی در هنگام زیارت عاشورا خواندن روزانه، دل خود را کنار ضریح اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام می‌بریم، با این امید که شاید همان زمان، امام عصر به زیارت جد بزرگوارشان رفته و در آنجا حضور داشته باشند. 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
خاطراتی از دفاع مقدس
🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸آمبولانس پاترول 😳 (حلقه‌ی
‍ ‌ ‌🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸آمبولانس پاترول 🙄(حلقه‌ی دوم) ✍دوران هشت سال دفاع مقدس را می شود از زاویه های مختلفی مورد بررسی قرار داد و درسهای فراوانی از آن آموخت. 🍃یادم هست یکی از همون راننده آمبولانس پاترول سفید ها ، گویا حسین آقا نام داشت. فامیلش رو به یاد ندارم ،اهل ارومیه بود و پشت ترمینال مسافربری آن زمان ارومیه به طور استیجاری ساکن بود. حدود پنجاه و پنج سالی عمر پر.برکت داشت. 🍃عضو بسیج مردمی و تحت نظر مرحوم حجه الاسلام حسنی هم چند باری با ضد انقلاب تو درگیری ها شرکت کرده بود. 🍃پاک دل و پاک دست، مؤمن و انقلابی، شجاع و با شهامت. منظم و مرتب و بسیار دقیق در کارهایی که بهش می دادیم و امکان نداشت لحظه ای ماشین خودشو به کسی بسپاره و یا از تمیز کردن اون دست بکشه، حتی موقع رانندگی اجازه نداشتی شیشه ماشین رو بدون اجازه اش پایین بیاری ، سرعت ماشین در.موقع حمل مجروح تا ارومیه کمتر از ۱۲۰ کیلومتر نمی رفت. 🍃یکبار با ایشون از روستای هنگ آباد مجروح بسیار بد حالی روبردم به طرف ارومیه ، از سه راه نقده رد شده بودیم که مجروح ،ایست قلبی کرد. هرچه ازش خواستم ، بزنه کنار قبول نکرد. 🍃مدام می گفت: یکاری کن برگرده ، شبیه پسرمه؛!! خلاصه تو همون سرعت بالا و با کلی این ور و اون ور پریدن راه تنفس مجروح رو با ساکشن دستی باز کردم ، اکسیژن و آدرنالین ، و... زدم و ماساژ قلبی دادم تا برگشت.!! 🍃وقتی به حسین آقا گفتم برگشته و نفس می کشه ؛! آمبولانس رو نگه داشت و زد کنار جاده ، اومد پایین و در کنار رو باز کرد. نگاهی کرد و صورتمو بوسید ،بعد دستم و،! گفت : آقا نبی، فکر نمی کردم بتونی این پسر رو نجات بدی! 🍃گریه کنان سوار شد و با تمام سرعت به طرف ارومیه حرکت کردیم ، پنج شش کیلومتری ارومیه دوباره مجروح از دست رفت و دوباره احیاء کردمش، اما اینبار به حسین آقا نگفتم. با چنان سرعتی رفتیم تو بیمارستان که نگو و نپرس، مجروح رو تحویل دادم و برگشتم تو آمبولانس ؛!! 🍃حسین آقا گفت،! امروز مهمون من ، بریم خونه نهار بخوریم و برگردیم منطقه؛!! رفتیم ماشین رو جایی خیلی دورتر ؛ جلوی هلال احمر پارک کردیم و رفتیم نون خرید و تو کوچه های پیچ در پیچ و تنگ پشت ترمینال تا رسیدیم خونش،! حاجیه خانمومی با چادر رنگی در را باز کرد و با سلام و صلوات و به زبان ترکی ما رو مورد لطف خودش قرار داد. 🍃نمی دونم چی بهش گفت ؛ همین قدر که یه آبگوشت دو نفره رو برای چهار نفر آماده کرده بود و با نون و آب بیشتر آورد و با سبزی و دوغ و پیاز عالی نوش جان می کردیم و حاج خانم لقمه می کرد و به حسین آقا می داد که بالا سفره نشسته بود. گاهی هم خودش لقمه رو می گذاشت دهان حسین آقا!! 🍃حتی حاج خانم یه لقمه گوشت و نون برام گرفت و با دست خودش تو دهان من گذاشت. خیلی عجیب بود. خیلی ،!! نمی دونم چه حکمتی داشت. اما جزو بهترین ساعات عمر من شد. همون نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه که با اون خانواده مستضعف و در عین حال با محبت و مهربون بودم. 🍃حاج حسین عین یک خان و بزرگ خانه کناری نشسته بود و حاج خانم مثل پروانه دورش می چرخید و ترکی براش نجوا می کرد. چایی خوردیم با دو سه تا دونه نُقل بیدمشک؛!! 🍃وقتی خواستیم بریم، ! به من گفت: اول خدا ،بعدش شما ،مواظب حسین باش؛!! از زیر قرآن ردمون کرد. و راهی منطقه شدیم؛!! 🍃به حسین آقا هم گفت : مواظب پسرم باش،یه تار موهاش روخاکی کنی نمی بخشم؛! به ترکی.گفته بود و حسین آقا تو ماشین ترجمه اون برام گفت. 🍃ماجرای این حسین آقا ادامه داره کمی صبر کنید ؛ ان شاءالله تعریف خواهم نمود. 🍃یادتون باشه ، تو جنگ مردم عادی، با صفا و مهربون خیلی کم دیده شدن.!! هرکجا تونستید. گریزی بزنید و ازشون قدردانی کنید. 🌸صبح عالیتون متعالی؛!! در پناه حق باشید و حق رو دنبال کنید حتی اگه... 🌸این نوشتار ادامه خواهد داشت اگر خدا بخواهد🌸🍃 🌸والعاقبه للمتقین 🌸 دعابفرمایید ✍نبی زاده
🌷هوالشاهد 🌷کجایند آنان که در صحنه پیکار ، شمشیرهاشان را از غلاف بیرون کشیده ، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا می گرفتند ؟ 🌷آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف از بقاء زندگانی بازگشته از کارزار سپاه خود ، شادمان نمی شدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمی خواستند ، 🌷چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ربویی به سفیدی گراییده ،! 🌷 شکم هاشان بر اثر روزه داری لاغر گشته ،! 🌷 پوست لبانشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق خشکیده. 🌷 رنگ رخسارشان از فرط شب بیداری زرد گشته و غبار فروتنی و تواضع چهرهاشان را پوشانده آنان برداران من هستند که از این سرای فانی سفر می کنند . 🌷پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم . 🌸 نهج البلاغه کلام ۱۲۰ 🌷سردار رشید اسلام ناصر کاظمی فرمانده تیپ ویژه شهدا
هوالشافی🌷 🌷امام سجاد عليه السلام فرمودند: 🌷کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست. ✍اما در این بین و در عین نام آوری و سلحشوری، گمنامی یاران ،عجب رسم عمیق و ژرفی رادر خود جای داده است. 🌷چنان است که اهل آن هر چه در گمنامی پیش می روند به پایان خط هم نخواهند رسید. 🌷شهر کوچک زواره و گلزار شهدای آن در خود چنین شخصیتی را در خود جای داده است . 🌷سردار رشید اسلام فرمانده تیپ ویژه شهدا محمد علی گنجی زاده زواره
🌺 🌺یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّآ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَفِرُونَ‏ 🌺مى خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش سازند، ولى خداوندجزاین نمى‏خواهد که نور خود را به کمال برساند، هرچند کفّار، ناراحت باشند. 🌺 ۳۲ 🤔🌷عجب حکایتی شده بود حذف نام مقدس شهدا از معابر،!می‌خواستند، اسم شهید وشهادت رو در نطفه خاموش کنند. 👈🌷دوباره شهرمان بوی و خواهد گرفت، و ان شاءالله عطر آن نوید بخش مستضعفین خواهد شد. 🌺والعاقبه للمتقین 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
🌺هوالحکیم🌺🍃🌺 🌺 🌺سه گروه دشمن امام حسین(علیه السلام) بودند. 💥دسته اول آنان که او را کشتند. این دسته کم خطرترین دشمنان هستند، چون تنها جسم امام را که محدود بود، کشتند. 💥دسته دوم آنان که تلاش کردند آثار امام را محو کنند: 👈قبر امام را ویران کردند 👈 از آمدن زائران جلوگیری کردند 👈کسانی که در اطراف قبر آن حضرت زندگی می‌کنند را مورد آزار و اذیت قرار دادند. 💥خطر این دسته بیشتر از دسته اول است، ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند. 💥ولی دسته سوم که خطرناک‌ترین دشمنان آن حضرت هستند، آنانند که کوشیدند . 👈 (ع) 👈 ابعاد انقلاب حسینی را کنند 👈 آن را ابزار کسب و درآمد قرار دهند 👈 بهره برداری‌های بی‌ارزش از آن کنند 👈 یا آن را مورد سوء استفاده برای منافع شخصی قرار دهند. 👌اینان تلاش کردند بالاترین بُعد حسینی یعنی هدف نهضت حسینی را از بین ببرند... 📚 سفر شهادت،گفتارهای امام موسی صدر دربارۀ قیام عاشورا و ابعاد و نتایج و پیامدهای این نهضت 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
خاطراتی از دفاع مقدس
هوالشاهد🌷 🌷زندگینامه: شهیدناصر کاظمی (۱۳۳۵ - ۱۳۶۱) 🌷شهید ناصر کاظمی در ۱۲ خردادماه ۱۳۳۵ در خانواده‌ای معتقد و اهل تقوا در تهران دیده به جهان گشود و از همان ابتدای زندگی، با قشر محروم جامعه ،‌آشنا و همراه شد. 🌷ناصر دوره ابتدایی را با نمره‌های خوب پشت سر گذاشت تا وارد دبیرستان شد او در این سنین ، با شور و علاقه به مطالعه کتاب‌های دینی پرداخت تا بنیادهای اعتقادی و اخلاقی خود را با معارف اسلامی استوار سازد. 🌷پس از پایان دوره متوسطه، با شرکت در کنکور، در رشته ها « پیراپزشکی و تربیت بدنی» پذیرفته شد و بنا به علاقه‌ای که داشت تحصیلاتش را در تربیت بدنی ادامه داد ناصر همزمان با تحصیل، به کار معلمی و تدریس در مدارس جنوب شهر تهران همت گماشت و بخش مهمی از حقوق معلمی خود را صرف خریدن کتاب‌های دینی برای شاگردانش کرد. 🌷کاظمی در این کلاس‌ها با طرح مباحث دینی، اجتماعی و سیاسی دانش آموزانش را نسبت به مشکلات روز و نیازهای قشر جوان آْگاه کرد.   🌷او در روند همین مطالعات و فعالیت‌های اجتماعی خود، به ماهیت وابسته و فاسد رژیم شاه پی برد و از سال ۱۳۵۶ به مبارزات سیاسی خود شدت و وسعت بخشید. در همین سال شکنجه در ژاندارمری، به دادگستری منتقل و از آن پس،‌ در «زندان قصر»‌ محبوس شد. 🌷ناصر کاظمی با اوج گیری مبارزات مردم مسلمان ایران علیه رژیم ستمشاهی، همراه جمعی از زندانیان سیاسی،‌ از زندان آزاد گردید و جدی‌تر از گذشته به مبارزه پرداخت و تا پیروزی انقلاب اسلامی، لحظه ای آرام نگرفت. ناصر کاظمی، در خردادماه ۱۳۵۸ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد تا تجربیات خود را در این نهاد مقدس به کار بندد. 🌷پس از گذرانیدن دوره کوتاه آموزش نظامی، برای خدمت در استان «سیستان و بلوچستان» راهی آن منطقه شد و حدود چهار ماه در شهرستان «زابل» به مردم محروم و مستضعف ناحیه خدمت کرد. 🌷به دنبال غائله «خلق عرب در خوزستان» به این استان رفته و به مقابله با توطئه گران برخاست و تا آخر غائله در خرمشهر ماند.   🌷کاظمی هنوز از این توطئه نیاسوده بود که برای مبارزه با گروهک‌های ضد انقلاب کردستان، راهی این خطه از میهن اسلامی شد و به پیشنهاد شهید محمد بروجردی، فرمانده وقت سپاه کردستان، همراه چند نفر، در ۱۰ دی ماه ۱۳۵۸ به «پاوه » رفت. 🌷ناصر فعالیت خود را در پاوه، با سمت «فرماندار» آغاز کرد. وی که در این مسوولیت شایستگی لیاقت و کاردانی خود را نشان داده بود بزودی علاوه بر مسوولیت فرمانداری، به فرماندهی سپاه پاوه نیز منصوب گردید. 🌷 او بیشتر جلسات خود را با مسوولان شهر، پس از فعالیت طاقت فرسای روزانه و در نیمه های شب می‌گذاشت و در تمام مدت مسوولیت خود برای حل مشکلات مردم شهر، از هیچ کوششن دریغ نمی‌کرد. 🌷ناصر کاظمی از راه ایجاد وحدت بین سپاه و ارتش و به کارگیری نیروهای مردمی و طراحی چند عملیات، موفق می‌شود تمام مناطق تحت اشغال ضد انقلاب را از چنگ آنها خارج کند و آْرامش را به منطقه برگرداند. او معتقد بود که مناطق کردنشین،‌ های پاکسازی، از مردم بومی استفاده می کرد که این اعتقاد او سبب برقراری ارتباط عاطفی میان او و مردم شد و موجبات آزادی و پاکسازی منطقه «نوربان» و قشلاق»‌در راه پاوه را فراهم کرد. خبر این پیروزیها در منطقه می‌پیچید و رعب و وحشت زیادی در دل ضدانقلاب می‌افکند.   🌷آزادسازی و پاکسازی «باینگان»،‌ «نودشه»، «نیسانه»،‌ «نروی»‌،‌ «‌نوسود» ،‌کله چناره و شمشی،‌ از دیگر فعالیتهای این شهید بزرگوار است. وی همچنین برای مقابله با گروه‌های مسلح ضد انقلاب در کردستان تیپ ویژه شهدا را تشکیل داد و فرماندهی آن را به عهده گرفت. 🌷ناصر پس از یک سال و نیم خدمات ارزشمند در پاوه ، به سنندج رفت و به عنوان « مسوول سپاه پاسداران کردستان» منصوب گردید. پاکسازی مناطق حساسی همچون جاده«‌بانه- سردشت»،کامیاران،«‌مریوان»،«تکاب»،‌«صائین دژ»،‌«‌بوکان»،«سد بوکان»، از جمله اقدامات متهورانه او به شمار می‌رود. 🌷شهید کاظمی با تمام عشق، در خدمت مردم محروم بود. در کردستان، درخشید و چنان شخصیت والایی از خود بروز داد که مردم ، دل در گرو محبت او سپردند و حتی نام« ناصر» را بر کودکانشان برگزیدند و بر این نام مباهات کردند. 🌷هوشمندی ، بصیرت، شجاعت و قاطعیت، از ویژگیهای بارز شهید ناصر کاظمی بود. کردستان به وجود او مباهات می‌کرد و در کنار او احساس تنهایی و غربت نداشت. 🌷این میداندار بزرگ جهاد سر انجام در تاریخ ششم شهریور۱۳۶۱ در حین پاکسازی محور پیرانشهر- سردشت، در یکی از روستاها، بر براق شهادت نشست و کردستان را در سوگ خود نشاند.   🌷والعاقبه للمتقین 🌷شهدا را یاد نماییم حتی با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد(ص) 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷