eitaa logo
نـازه .
99 دنبال‌کننده
337 عکس
75 ویدیو
0 فایل
🇮🇷 ؛ یا مرگ یا خامنه‌ای . نــازه ؟ تلفیق ِزهره و نازنین . در لغت به معنای ِپارسا ، پاکدامن /* ء إدفع رَأسَكَ أَنتَ حُ‌ـسَینی .. چون علی‌ اکبـر مرا هم در عبایت جمع کن ، زخم های مختلف را این پریشانی بس است ۱۲۸ " - https://daigo.ir/secret/566652143 .
مشاهده در ایتا
دانلود
_6d69839f78962e76c.mp3
زمان: حجم: 486.4K
- نمیتونم بزارمت کنار سخت‌ترین دراگ ، دلمم واست تنگه ، اندازه تهران ..
اوه! فکر کنم مخدر تویی نه دراگ . اون اگه وابستگی ایجاد میکنه حداقل دردم کم میکنه ولی تو هم وابسته‌م کردی هم درد و رنج دادی :)))))))))
چقدر بدم میاد که رد یه سری‌ها رو هنوزم گوشه و کنار میبینم ، بس کن یه جا نباش حداقل .
اون روزهای نحس کثیف . همه‌چیز تجربه نمیشه بعضاً میشن نفرت .
ازت بدم میاد ، روزی صدبار .
دنیا مکان ماندن ما نیست ، بگذریم .
بعد از تو فقط به عکسات دلم رو زد ..
عادت بدی د‌اشت .. تا تقی به توقی می‌خورد میگفت کاری نکن تنهایت بگذارم ، کاری نکن برای همیشه از دنیایت بروم ! دعوایمان که می‌شد انگار واجب بود روزه‌ی سکوت بگیرد ،، سر هرچیز کوچک یک قرن فاصله می‌گرفت و تمام راه‌هایی که ممکن بود به او برسم را با اخم می‌بست .. نمیدانم می‌دانست یا نه ولی هروقت می‌گفت تنهایم می‌گذارد قلبم از کار می‌افتاد و همه‌چیز را تمام شده می‌دانستم. آنقدر می‌ترسیدم که صبح تا شب خدا را به هزار لهجه التماس می‌کردم که رفتن را از سرش بیندازد و شب که می‌شد تا آبی کمرنگِ آسمان ، مدام کابوس تنهایی‌ام را می‌دیدم .. آنقدر گفت .. آنقدر ترساند .. آنقدر گریاند که یک شب جانم به لبم رسید. نشستم با خودم گفتم مگر رفتن یعنی چه ، مگر رفتن همین نیست که آغوشش را به رویت ببندد ، مگر رفتن همین نیست که از بغض خفه شوی ولی شانه‌هایش را برای اشک‌هایت به نامت نزند .. فهمیدم آنقدر مرا از رفتنش ترسانده ، آنقدر خودش را از من گرفته که دیگر ترسی برایم نمانده. فهمیدم خیلی وقت است خودم را برای نداشتنش آماده کرده‌ام ، فهمیدم خیلی وقت است که از دلم رفته است ..
میونِ بحث‌هاتون دعا برای غزه رو فراموش نکنید (:
داء .