منم همینطور جناب آریانفر منم همینطور :))
گفتم تموم میشن بالاخره غمام ،
نگو اومده بود سری بزنه بره و تمام ..
گفت از حالت بگو ؟! گفتم :
گهی گریان ، گهی خندان ، گهی چون ابر سرگردان ،
گهی عاقلتر از عاقل ، گهی نادان تر از نادان ..
نـازه .
به جامونده از مُحیل خاکخورده 🤣💗 .
جدا از تموم ِماجراهایی که تو اون زمان تحمل میکردم و چقدر عذاب میکشیدم بهخاطر آدمهای اشتباه و مزخرف ولی واقعیت شیرینیهای خودشم داشت مخصوصاً این مسئله که مدرسهم هنوز با زهره یکی بود :)))))))))
بیشتر از یک سال و خوردهای از اون موقعها نگذشته ولی میتونم بگم خیلی این خلأ که مدرسههامون از هم جدا شد رو حس میکنم. مخصوصا اینکه بهخاطر تفاوت رشته و این مسائل مدرسههامون جدا نشد و بهخاطر این بود که من نرفتم آزمون ِنمونهدولتی امتحان بدم .
حتما اگه هنوزم با سیده بودم آدم خوشحالتری بودم ..
اگه پیش کسی گریه کردی و بازهم تورو آدمِ قویای دونست ، اگه پیش کسی خشمگین شدی و بازم تورو آدمِ مهربونی دونست رهاش نکن ؛ به همین قشنگی ((: