از اونایی که ، اگه یه آدم بیاد تو زندگیش و واسش عزیز بشه ، براش وقت میزاره ؛ بهش توجه میکنه ؛ سعی میکنه محکم و دو دستی اون آدمو نگه داره ؛ نمیزاره کسی اذیتش کنه.
وقتی تو یه جمعی نشستن و همه حرف میزنن فقط حواسش معطوف ِ صدای اونه .
با دقت نگاش میکنه تا اگه خندید از خنده هاش ؛ با چشماش عکس بگیره و تو ذهنش ذخیره کنه.
و فك میکنه ، وقتی اون شخص اسمش ُ صدا میزنه ، اسمش زیباتر میشه.
گآهی ، یه سری به داروخونه میزنه ؛ میپرسه : چرا صداشو نمیفروشین ؟
مگه صداش مرهم نیست :)؟
ولی هنوزم وقتی تو فکر فرو میره و بهت فکر میکنه ، و دیگران ازش میپرسن به چی فکر میکنی ؟ میگه به هیچی!
سعی میکنه نبودت ُ انکار کنه ، ولی تو تك تك لحظه های زندگیش هستی .
وقتی غرق ِ درس خوندن شده، یهو وسط بیتهای ادبیاتش ؛ یه بیت کلا حالشو بهم میریزه و یاد ِ تو میفته .
شمارتو پاك میکنه ، ولی گوشه ی دفترش مینویسه و هر روز میره سراغش .
از تو فرار میکنه ولی هنوز دوسِت داره!
کاش درك این قضیه رو داشته باشیم
که درسته پیشرفت تکنولوژوی ارتباطات رو آسون کرده
ولی قرار نیست هر وقت تکست میدیم و
طرف آنلاین میشه همون موقع جوابمونو بده!
آدما حق دارن یه وقتایی حوصلهمون رو نداشته باشن
یا به دلیل دیگه ای آنلاین شده باشن.
هرموقع فرصت کنن یا حالشون خوب باشه جواب میدن!