مولا در این بخش از سخنان حکمت آمیز خود اشارات لطیفی به عظمت آفرینش انسان و تدبیر عظیم خالق بشر میکند و مخصوصا بر این معنا تکیه دارد که یکی از ویژگیهای خلقت خداوند قادر توانا این بوده که با وسایل کوچکی مسايل مهمی را ایجاد کرده و میکند
1_ از این انسان تعجب کنید که با یک قطعه پیه مى بیند ؛ (اعْجَبُوا لِهَذَا الاِْنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْم).
مى دانیم بافت هاى بدن انسان عمدتا از گوشت تشکیل شده، گوشتى که استخوان ها آن را برپا مى دارد، ولى چشم در واقع یک قطعه پیه شفاف است که ساختمان بسیار عجیب و دقیقى دارد، از هفت طبقه که روى هم قرار گرفته اند و سه ماده سیال و شفّاف که در میان آنها قرار دارند تشکیل شده و یک دنیا نظم و حساب بر آن حاکم است.
دقیق ترین وسایل فیلم بردارى هرگز قدرت چشم را ندارد، زیرا بدون این که نیاز به این داشته باشد که فیلمى در آن بنهند گاه هفتاد یا هشتاد سال کار فیلم بردارى خود را انجام مى دهد و تمام فیلم هاى او سه بعدى است و در آن واحد مى تواند خود را بر دور و نزدیک منطبق کند و در جهات چهارگانه با سرعت حرکت مى کند بى آنکه نیاز به تنظیم کردن داشته باشد.
از عجایب چشم این که به طور خودکار خود را براى عکس بردارى از صحنه هاى مختلف آماده مى کند، در جایى که نور زیاد باشد مردمک چشم به سرعت تنگ مى شود تا نور کمترى وارد شود نه چشم آسیب ببیند و نه عکس بردارى خراب شود و در جایى که کم باشد مردمک چشم بسیار فراخ مى شود تا نور بیشترى را وارد چشم کند
اشک چشم از بیش از بیست ماده ترکیب شده که براى تغذیه چشم و شست و شو و ضد عفونى کردن آن کاملاً مؤثر است و اگر بشر بتواند ماده اى مانند اشک چشم بسازد به گفته بعضى یک غذاى کامل مقوى خواهد بود و اشک هاى مصنوعى که امروز ساخته اند هیچ کدام به پاى اشک چشم نمى رسند.
شگفتى هاى ساختمان چشم بیش از آن است که در یک کتاب بگنجد و از اینجا به عظمت کلام مولا مى توان پى برد که مى فرماید: «انسان با یک قطعه چربى کوچک مى تواند این همه صحنه ها را ببیند».
2_ «و (تعجب کنید که انسان) با قطعه گوشتى سخن مى گوید ؛ (وَیَتَکَلَّمُ بِلَحْم).