نانوشته.
واقعا فکر میکنم آدم دوست نداشتنی ای هستم که هیچکس حاضر نیست با من رفاقت کنه. حتی ذره ای به فکر منم ن
خب معلمومه، چون هیچوقت آدم خوبی نبودم.
نانوشته.
میتونم بفهمم. الان کاملا متوجم شجاعانه ترین کارم چی بود. این بود که ادامه دادم. باختم و نشکستم، باخت
این روزا از همه ی اون روزا سخت تره.