ندای قـرآن و دعا📕
#دست_تقدیر ۸۵ #قسمت_هشتاد_پنجم 🎬: ابو معروف بار دیگر با صدای بلندتر فریاد زد: فرمانده عزت الباردی!
#دست_تقدیر ۸۶
#قسمت_هشتاد_ششم🎬:
ابومعروف سرش را نزدیک گوش فرمانده عزت آورد و آهسته گفت: می دانم این چند وقتی که خرمشهر بودی آنقدر خوردی که عنقریب است بترکی! از هر چیزی، نمونه ای غنیمت برای خودت جمع کرده ای، اخبار تمام این کارهایت به ما می رسید، اما من می خواهم چشم پوشی کنم و طوری گزارش کارت را بنویسم که انگار تو پاک پاک هستی و از خطای دیگرت هم می گذرم فقط به شرط اینکه از آن غنیمت ها، یکی هم مال من شود.
فرمانده عزت با شنیدن این حرف شاخک هایش تیز شد و شک کرد که ابو معروف دنبال چه چیزی است زیرا او همان طور که ابومعروف می گفت غنیمت های زیادی به دست آورده بود و چه بسیار طلاهایی را که به تاراج برده بود، اما الان متوجه شده بود که منظور ابومعروف کدام غنیمت است، پس خودش را به نفهمیدن زد و گفت: قربان، چیز زیادی دست مرا نگرفته اما هر چه دارم و ندارم مال شما...
ابومعروف با غضب به او نگاه کرد و گفت: آیا من با تو شوخی دارم؟!
خیلی چیزها از مردم بیچاره خرمشهر دزدیده ای که میتوانم برایت لیستشان کنم، اما در حدی نیستی که وقت بگذارم و بعد با تحکمی در صدایش ادامه داد: آن گردنبد، گردنبند خورشید و ماه، من فقط همان را می خواهم فهمیدی؟!
فرمانده عزت که می دانست گریختن از چنگ ابومعروف محال است گفت: اما قربان!
ابو معروف به میان حرف فرمانده عزت دوید و گفت: خوب می دانی که در مقابل ابومعروف اگر و اما نداری...
راحت میتوانم همینجا کلکت را بکنم و با جستجوی وسایلت، به آن چیزی که می خواهم برسم، خودت انتخاب کن.
فرمانده عزت آه کوتاهی کشید و گفت: آخر ان گردنبند قدمت تاریخی دارد، بسیار با ارزش است در مقابلش هر چقدر پول هم بدهی کم است.
ابو معروف با مشت به سینه فرمانده عزت زد و گفت: از من پول می خواهی مردک؟! من جانت را به تو بخشیدم و کلی وعده داده ام که خوب میدانی قادرم همه را عملی کنم، حالا هم مشکلی نیست، همین الان صورتجلسه می کنم که به دلیل فراری دادن اسیرهای ایرانی و اسیر گرفتن این زن، همینجا تو را خواهم کشت البته در یک صحنه سازی که به نظر برسد تو قصد فرار داشتی، کشته خواهی شد و بعد با صدای بلند فریاد زد، فرمانده صیداوی...
هنوز حرف در دهان ابو معروف بود که فرمانده عزت با لکنت گفت: ص...صبر کنید قربان و با زدن این حرف به سمت میز پشت سر ابو معروف رفت
میزی ساده که به نظر می رسید کشو ندارد.
او جلو رفت و پیچ ریزی را باز کرد و ناگهان کشوی کم عرضی باز شد.
فرمانده عزت پارچه ای آبی رنگ را بیرون کشید و با ملایمت گره های آن را باز کرد و گردنبد ماه و خورشید که از زمان قبل از ناصرالدین شاه به یادگار مانده بود نمایان شد و برقی در چشم ابومعروف با دیدن آن، درخشید
از پشت سر صدای فرمانده صیداوی بلند شد:قربان! با من امری داشتید؟!
ابو معروف پارچه را بهم آورد و همانطور که پشتش به فرمانده صیداوی بود گفت: ماشین مرا آماده کنید، آن زن هم با خودم میبرم، سریع مقدمات خروج مرا فراهم کنید...
فرمانده صیداوی چشمی گفت و بیرون رفت
ابو معروف دستی به گونه فرمانده عزت کشید و گفت: آفرین پسر خوب... تو امروز مرا به دو آرزوی دیرینه ام رساندی، من تمام تلاشم را می کنم که به زودی تبدیل به یکی از مقامات بلند مرتبه ارتش بعثی شوی
👈 #ادامه_دارد....
#رمان #دست_تقدیر
✍ نویسنده ؛ « ط _ حسینی »
🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟
╔═.🥀🍃🥀.═══════╗
👇
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
╚═══════🥀.🍃🥀.═╝
#شفا
🌸✨هر ڪس بر #مریض وارد شود
و هفت مرتبہ بگوید خداوند او را
شفا دهد مگر آن ڪہ اجلش
رسیده باشد✨
📚 دعوات ۲۲۳
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#باز_شدن_بخت و #ازدواج
✍ اگر <<سوره مریم>> را بنویسند
و بشویند و آبش را بر دختر ریزند
او را #شوهر پیدا شود
📚 درمان با قرآن ۵۶
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#فرزند_پسر
🖊 سوره حمد و معذوتین را با تربت
امام حسین (؏) در ظرف تمیزے
نوشته و با آب بشویید و به
زن و شوهر بخورانید
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#امان_از_فقر
🖊 امام صادق ؏ ؛
هر ڪس این ذڪر را بر نگین
انگشترش نقش ڪند از #فقر
مذلت بار در امان خواهد بود
📚 ثواب الاعمال ۳۴۷
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#گشایش_در_ڪارها
✍🏻مرحوم کلینی می گوید : پسر ابوحمزه می گوید : از حضرت سجاد علیه السلام شنیدم که به پسرش می فرمود هر گاه بر یکی از شما مصیبتی نازل شود وضو کامل گرفته سپس دو رکعت یا چهار رکعت
👈نماز بخواند و در آخر آن ها بگوید :
🍃🌸يَا مَوْضِعَ كُلِ شَكْوى، وَ يَا سَامِعَ كُلِّ نَجْوى، وَ شَاهِدَ كُلِّ مَلَأٍ، وَ عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ، وَ يَا دَافِعَ مَا يَشَاءُ مِنْ بَلِيَّةٍ وَ يَا خَلِيلَ إِبْرَاهِيمَ، وَ يَا نَجِيَّ مُوسى، وَ يَا مُصْطَفِيَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ قَلَّتْ حِيلَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ، دُعَاءَ الْغَرِيقِ الْغَرِيبِ، الْمُضْطَرِّ الَّذِي لَايَجِدُ لِكَشْفِ مَا هُوَ فِيهِ إِلَّا أَنْتَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين
به یقین هر کس این دعا را بخواند خداوند برای او #گشایش خواهد کرد🌸🍃
📚 اصول کافی ج ۱ ص ۵۶۰ و ۵۶۱📚
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#رزق_و_روزی
✍ اگر ڪسی هر روز
۲۵ مرتبہ این ذڪر را بگوید
روزیاش زیاد مےشود
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
#رفع_ترس
🌸✨امام صادق ع؛
در شگفتـم از ڪسی ڪہ "میترسد"
اما بہ این سخن خداوند
پناه نمیبرد↯
《حسبنا اللـہ و نِعـم الوڪیـل》
📚 روح و ریحان ۹۱
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
منتقم خون خدا.mp3
1.88M
🔊 #صوت_مهدوی
🎤 #پادکست «منتقم خون خدا»
👤 استاد #عالی
🚩 وعدۀ حتمی خداوند برای انتقام خون اباعبدالله...
▫️ #محرم
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ره_توشه_ی_زوار
✨🌱👈 رَه توشهی زوّار ( #قسمت اول)
✅به هیچ وجه این فایل ها رو از دست ندین و برای همهی دوستان ارسال بفرمایید.
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
7.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥موشن گرافیک | توصیه های پیاده روی اربعین
🔴احترام گذاشتن به میزبان، نشونه ی فرهنگ میهمانه
#طریق_الاقصی
#زائر_یار
#اربعین
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕
15.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانمها نباید در عراق چفیه بندازند!
#اربعین #امام_حسین #کربلا
@zohoreshgh
@NedayQran
📕نــداے قــرآن و دعــا📕