یه ایده ای داشتم واسه سناریوهاشون ولی اگه بخوام روزی یکی بفرستم نمیشه اونو اجرا کنم
پس یه کار دیگه میک-
نیکمهر: داری چیکار میکنی استلا؟
استلا: کارنامهی آرتی اومده. میخوام ببینم بعد اینهمه مدت خودزنی چیکار کرده.
نیکمهر: عهه ببینم!
*کاغذ رو نشونش میده
نیکمهر: نمرههاش خوب شده که!
استلا: آره. ولی..
نیکمهر: ولی چی؟
استلا: وقتی رفتم کارنامشو بگیرم معلمشون نگهم داشته برگه های امتحانشو نشونم داده...
نیکمهر: خب که چی؟ تقلب کرده؟
استلا: نبابا بچم تقلب نمیکنه.. اونو چه به این حرفا.
نیکمهر: پس چی شده؟
استلا: توی برگههای امتحاناش نقاشی کشیده!🤌
ִֶָ ּ ـــــــــ ִֶָ ּ ــــــــــــــــــــ ִֶָ ּ ـــــــــ ִֶָ ּ
از طرف : @Nickness
برای تو : @Arata_shin
ִֶָ ּ ـــــــــ ִֶָ ּ ــــــــــــــــــــ ִֶָ ּ ـــــــــ ִֶָ ּ