سرش را گذاشت روی شانهی من ، محکم بغلم کرد و گفت : وطن همینجاست ، بین آغوشِ تو ؛
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اگه تو بَدی، من میخوام بَد به دلم راه بدم.
بهار در نظرم غیر رنگ و بوی تو نیست.
وقتی پست میزارم و به این فکر میکنم تو سیاژ برای هر متنی ریپ جدا داشتم :))))))))))))))))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اصلا نمیتونم باور کنم امروز آخرین روز چهارصد و سه باشه 🫠.
تموم شه راحت شیم.