برای مدت طولانی قوی موندم و سعی کردم هیچی رو به روی خودم نیارم الان حس میکنم از پنج تا قاره گذشتم.
اقیانوسها رو شنا کردم، خشکیها رو دویدم، تموم این مسیر جنگیدم، روزها و شبهای سنگینی رو از سر گذروندم و حالا، بخاطر یه اتفاق کوچیکی که در حالت عادی حتی مشکل حسابش نمیکنمم از پا دراومدم و دارم گریه میکنم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
من به آغوشِ تو محتاجتر از نانِ شبم . .
وقتی تو در آغوشم هستی ، تنها یك دشمن دارم
زمانی ك میگذرد :)
صمیمیت واقعی در رابطه با یک شخص؛
از جایی شروع میشه که آدم جرئت میکنه اون تاریک ترین بخش ها، ترس ها، اشک های بی دلیلش، تروماهای کودکیش، حتی؛
مشکلاتی که داره رو بدون ترس از قضاوت شدن مطرح کنه و بدونه اگر فقط یکنـ؋ـر اَمن وجود داشته باشه که اونو بشنوه، همون فرده.
به کسانی که آسوده میخوابند حسادت میکنم ؛ برای من شب نبردی بی پایان با افکارم است.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
به کسانی که آسوده میخوابند حسادت میکنم ؛ برای من شب نبردی بی پایان با افکارم است.
دیشب ۸ خوابیدم تا ۹ صب
بسوز