-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
اون موقعی که از شدت فشار و حرص بدنت میلرزه و نمیتونی هیچ کاری کنی<<<
اون لحظه ای که از استرس هیچ کاری جز کندن پوست لبت و گوشه ی ناخن و زل زدن به یه جا نمیتونی بکنی <<
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ولی اکثر آدمایی که الان بیدارن یا دارن حسرت گذشته رو میخورن یا نگرانی آینده دیوونهشون کرده - شبت
در نهایت میری سمت اونی که تورو بلده.
-شبتونبیغم 🤍"
هدایت شده از طـیـلا❤️🩹>
اونجا که شمس لنگرودی میگه :
دستهای تو ،
انگار پرچمهای صلحاند
بر خرابه روزهای من ..
ولی من تنها دلیلی که بخاطرش هنوزم عشق و دوست داشتن رو باور دارم اینه که میبینم خودم چجوری میتونم بقیه رو دوست داشته باشم.