هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
برای وصل شدن دوتکه پارچه به هم هر دو باید درد سوزن رو تحمل کنند. پن: این پست در مورد پارچه نبود.
دختر پسر نداره آدمی که ضعف نداشته باشه و چشم و دلش سیر باشه قطعا جذابه.
- شبتونبیغم 🤍"
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
- لمس دست تو ، به رسواشدنم میارزد . .
عشق آن است که منجر به حواشی بشود °(=
من همونیم که، منتظرت میمونم تا بند کفشت رو ببندی ، در حالی که بقیه دارن به راه رفتنشون ادامه میدن.
من کسیو ندارم براش مهم باشم
پین گوشیش باشم
عکس بڪ گرانداش باشم
یهو پیم بده بےمقدمہ بگہ دوست دارم
صبحا بگہ هنوز بیدار نشدۍ؟
تا دو دقیقہ آفشم نگرانم بشہ
من که ندارم ولے
تو اگہ دارۍ مراقبش باش . . .