-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
«ظاهراً ساکت نشستهام روی صندلی ، کتاب میخوانم و چای مینوشم و اما از درون جنگ جهانیِ اولم ، با هما
دوستی با آدمای همفرکانس اینجوریه که بعد از دو روز به خودت میای میبینی داری یسری جزییات و حرفایی از زندگیت به طرف میزنی که کمه کم دوسال صمیمیت میخواد :)))
- شبتونبیغم 🤍"
نمیدانستم چرا میخواهم بگریم، اما میدانستم اگر کسی با من حرف بزند یا دقیق نگاهم کند یک هفته تمام خواهم گریست.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
«ظاهراً ساکت نشستهام روی صندلی ، کتاب میخوانم و چای مینوشم و اما از درون جنگ جهانیِ اولم ، با هما
اگه کسی بهتون احساس ناکافی بودن داد ، بهش احساس نبودن بدید.
_ شبتونبیغم 🤍"
طوری لبخند بزن انگار هرگز گریه نکردی ،
طوری مهربون باش انگار هرگز آسیب ندیدی ،
و طوری زندگی کن که انگار فردایی نیست . .