اینجوری که مامان بابام دارن تتر و سرمایه و بورس و کوفت و زهر مار جا به جا میکنم آدم میترسه خبری شده باشه😂
هدایت شده از مَحفآ؛
سر زنگ دینی چیکار میکنین:
آیسا با کتاب خواهر کلاس دومیش ور میره
وانیا موخوره های آرام رو میگیره
میا هم فکرکنم کتاب نقاشی میکرد
منم داشتم بند لباس زیرم رو درست می-🤣
هدایت شده از مَحفآ؛
اصن بلد نبودم
رندوم حوصلم سررفت درستش کردم-
ی ماه بود باید انجامش میدادم
هدایت شده از مَحفآ؛
تا جایی که من خوندم به نظرم قشنگ بود. کتابخونه ی داداش من پر کتاب فلسفی و روانشناسی و تربیت فرزند و اینجور چیزا س که همشون مال مامانمه هی به من معرفی میکنه میگه بخون. من این چن وقت کتاب خوندنو ترک کرده بودم به خاطر اعتیاد به فضای مجازی و اینا اصن حس میکردند یه تیکه از خودمو گم کردم. الان دوباره نیمه ی گمشده مو دارم پیدا میکنم. 😂
هدایت شده از مَحفآ؛
بهمئی به زور میاد سر کلاس ما چرا باید گوش کنیم اصن؟🤣🤣. بعد چیزی نداشت درسه. نکات کل کتاب پیام های امسال رو تو دو صفحه میشه جمع کرد.
از این اسپری بینی ها زدم دماغم کیپ بود. حالا عوارضش: اگه بیشتر از روزی یبار بزنی پوکی استخون میگیری، خوابآوره و صب نمیتونم پاشم
و …
فک کنم بازم بود
نتیجه ی اخلاقی:
دوستان سرما نخورید. بخدا خوشمزه نیست. نخورین.
بابام میگه الرژیه. میگم من آلرژی ندارم. میگه همه ی آدما اول پاییز آلرژی میگیرن. بش میگم اولین باره اینجوری شده. میگه سالای قبلم اینجوری بودی خودت نمیدونی
منطق😂
Error 405🃏
از این اسپری بینی ها زدم دماغم کیپ بود. حالا عوارضش: اگه بیشتر از روزی یبار بزنی پوکی استخون میگیری
عه منم اون پیس پیسه رو میزنم روزی 2 بار🤣
پوکی استخوان نمیدونستمم
خواب آور هم نیست-🤣