(نظرتونو راجبه این موضوعی که سنجاق کردم بگین.)Error 405🃏
دیشب با مامان بابام و عموم( شوهر خاله م ) اومدم دزفول، با عمو م رفتم خونه ی خالم. الان اومدیم خونه م
مانی کوتاه شده ی مامانی ع. مامانم و خاله م وقتی ما بچه بودیم بهش میگفتن مامانی. تو دهن ما نمیچرخید. شد مانی
وقتی من بچه بودم تنها میومدم دزفول، نصفه شب دلم برا مامان بابام تنگ میشد بعد مانی البوم عکسای عروسی مامانمو میداد بهم. الان نمیدونم کجاس😭
مانی کارت عروسی خاله مو خیلی رندوم اورد. یادگاری نگه داشته بود.
خواهرش سر صب آهنگ گذاشته بالاسرش رقصیده گفته پاشو تولدته😂
همون که روز اول کلاس اول رفته دفتر مدیر
نامزدی برادر محیا هم هست. خیلیییی خوشحالم براش. و همچنان میترسم داداش خودم یه روز ازدواج کنه😂
نزدیک یه ساعت داشتم با شوهر خاله م راجبه تتلو صحبت میکردم، در واقع راجبه کثیف کردن روح با گوش دادن این نوع آهنگایی که فوش میدن.
مثلا میگفت این فوشا عادی سازی میشن برات. آدم رو باید موقع بیهوشی بشناسی. از خود بی خود میشه و فوش خارمادر میده.
با گوش دادن آهنگی که همه ش توش از لفظ گل کشیدن استفاده میشه، تو وسوسه میشی امتحان کنی. انسان ذاتش میل به بدی ها داره. وسوسه هم بشی مث اینه که داری لبه ی گودال راه میری که ممکنه بیفتی توش یا هل ت بدن ولی با فاصله گرفتن ازش تهش اگرم بیفتی، میافتی زمین.