eitaa logo
نیوک‌لیدر
482 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
628 ویدیو
5 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
واعدت عبدالله و سکینة و رقیة أجلب المای و اشرّبهم بدیّه تعرفینی أوفی دینی لکن اشبیدی العمد صوّب جبینی به علی‌اصغر و سکینه و رقیه قول دادم که آب می‌آورم و آن‌ها را با دستانم سیراب می‌کنم مرا می‌شناسی که به قول و عهدم وفادارام، اما دیگر توانش را ندارم، چون عمود بر فرق من اصابت کرد @Nucleader
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جگری از ما سوزاندید. شر اسراییل را از این جهان کم می‌کند دست سردار حسین @Nucleader
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد شهید تاسوعا، مصطفی صدرزاده. شادی روحش صلوات @Nucleader
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما از تو به غیر تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌ محمود کریمی @NucLeader
753.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی بن حسین گفت در‌ هیچ منزلگاهی فرود نیامدیم، جز اینکه پدرم از یحیی بن زکریا یاد کرد. جایی گفت: «من هوان الدنیا علی الله عزوجل ان رأس یحیی بن زکریا أهدي الی بغي من بغایا بنی‌اسرائیل» از پستی دنیا نزد خدای متعال این است که سر یحیی علیه‌السلام را به بدکاره‌ای از بدکارگان بنی‌اسراییل هدیه دادند. @Nucleader
محتشم کاشانی در ترکیب‌بند خود، بیتی دارد: «زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا» در لغتنامه آمده «عَیوق» ستاره‌ای است سرخ رنگ، بسیار نورانی که فاصله‌اش از زمین زیاد است. پر نورترین صورت فلکی ارابه‌ران و ششمین ستاره پرنور آسمان. در ادبیات عرب «أبعد من العیوق» کنایه از دوری مسافت گفته می‌شود. در برخی اقوال، هرکه به عیوق بنگرد، عطشش رفع می‌شود. در اشعار برخی مثل نظامی گنجوی ممدوح است و پرتکرار. و در برخی گفته شده این ستاره در طالع هرکه باشد، به تشنگی از دنیا خواهد رفت. تلاش کردم بدانم کدام درست است، اما متوجه نشدم. مهم این است که عیوق برای نشان دادن دوری و فاصله زیاد است. و ربطی به تشنگی دارد. زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد فریاد العطش... @Nucleader
ماترکتک یابن الحسین. @Nucleader
«بسم الله الرحمن الرحیم. مِن الحسین بن علی الی محمد بن علی و مَن قِبَلَهُ مِن بنی هاشم. امّا بعد فَکأنَّ الدُنیا لَم تَکُن وَ کَأَنَّ الاخرةَ لَم تَزَل. والسلام». از حسین بن علی به محمد بن حنفیه و سایر بنی‌هاشم: اما بعد، گویی که دنیا هرگز نبوده و آخرت، همیشگی و دائمی بوده است. @Nucleader
ابن عباس گفت: پیغمبر را در خواب دیدم: گَرد آلود و ژولیده موی و پای برهنه، شیشه‌ای پرخون در دست داشت و تلاوت می کرد «وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّـهَ غَافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» و مپندار که خدا غافل است از کردارِ ستمکاران. پرسیدم «یا رسول الله! این خون، چیست؟» گفت «این خونِ حسین است. نزدِ خدا می برم. امروز از زمین برداشتم.» ابن عباس صبح برخاست و مردم را از قتلِ حسین خبر داد و از آن روز حساب نگاه داشت تا بعد از آنکه خبر رسید. دانستند همان روز کشته شده بود. @NucLeader
این ساعت‌ها بی‌قراری عجیبی در دل‌هاست. جز با روضه‌ مقاتل نمی‌شود دل را آرام کرد
بعد از ظهر عاشورا بود که حسین علیه‌السلام خودش شخصاً وارد میدان شد. به زن‌ها و بچه‌ها سفارش کرده بود که از خیمه‌ها بیرون نیایند. هر حمله‌ای که می‌کرد، می‌آمد و روی یک بلندی می‌ایستاد و با صدای بلند ذکر خدا می‌گفت: «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الا بِاللّه». وقتی صدایش به خیمه‌ها می‌رسید، دل اینها آرام می‌شد که او زنده است. حضرت حمله‌ای کرد، خسته شد. «فَوَقَفَ ساعَةً لِیَستَریح»؛ لحظه‌ای ایستاد که استراحت کند. می‌نویسند: «اِذ أتاهُ حَجَراً فَوَقَعَ فی جَبهَتِه»؛ سنگی آمد و به پیشانی حسین علیه‌السلام اصابت کرد. خون جاری شد. «فَأخَذَ قَمیصَهُ لِیَمسَحَ الدَّمَ عَن وَجهِه»؛ دست برد و دامان پیراهن عربی‌اش را بالا آورد که خون را از صورت و جلوی چشمش پاک کند. «إذ أتاهُ سَهمٌ مَسمومٌ لَهُ ثَلاثُ شَعَب»؛ تیر سه‌شعبه‌ای آمد، «فَوَقَعَ فی صَدرِهِ أو فی قَلبِه»... از مرکب به زمین آمد... این جملات را زمزمه می‌کرد: «بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ علی مِلَّةِ رَسولِ الله...». اما وقتی به زمین هم آمد، تا موقعی که رمق در بدن داشت تلاش کرد. اینجا دید نمی‌شود تیر را از جلو بیرون بکشد، دست برد تیر را از پشت بیرون کشید. و خون از تنش چونان ناودان می‌ریخت. ابن شهر آشوب می‌نویسد ذوالجناح آمد و «تَمَرَّغَ فی دَمِ الحُسَین». یعنی خودش را به خونهای امام آغشته کرد، «وَ قَصَدَ نَحوَ الخَیمة»؛ راه خیمه‌ها را در پیش گرفت. «وَ لَهُ صَهیلٌ عالٌ». یعنی بلند بلند شیهه می‌کشید؛ «وَ یَضرِبُ بِیَدَیهِ الارض»؛ سُم‌هایش را دائم به زمین می‌زد و سر و صدا می‌کرد. نزدیک خیمه‌ها که رسید، سیده‌های اهل حرم صدای مرکب را شنیدند. اما دیگر صدای حسین نمی‌آید. اینجا بود که از خیمه‌ها بیرون ریختند. نگاه که کردند، دیدند که مرکب آمده است، اما زین واژگون، مرکب غرق در خون... تمام زنان و بچه‌ها از خِیام بیرون آمدند و اطراف این مرکب را گرفتند. در تاریخ دیده‌ام که تنها کسی که بیرون نیامد، فقط زین العابدین علیه‌السلام است. هر کدام از اهل حرم چیزی می‌گوید و کاری می‌کند. اما در این میان، سکینه دختر حسین است که جلو می‌آید و رو می‌کند به مرکب پدر و می‌گوید: «یا جَوادُ! هَل سُقِیَ أبی أم قَتَلوهُ عَطشاناً؟»؛ ای اسب! به من بگو تا بدانم که آیا به پدرم آب دادند یا او را با لب تشنه شهید کردند؟ @Nucleader
گفته‌اند در نماز ظهر عاشورا که حالت خوف داشت، سعید بن عبدالله حنفی پیش روی امام به شهادت رسید. اندکی بعد نماز ظهر، همه اصحاب به شهادت رسیدند. نوبت به اهل‌بیت امام شد. علی‌اکبر علیه‌السلام احتمالا این ساعت‌ها به میدان رفته و بعد و بعد و بعد. ما این‌ها را نمی‌فهمیم، اما صاحب‌الزمان که به کل عالم احاطه دارد و خلیفه خداست روی زمین، محیط به زمان است. دارد ماجرا را می‌بیند. باید به علی‌اکبر گریه کند و علی‌اصغر، به قاسم و عبدالله. به زهیر و بریر. باید داغ سقای کربلا را ببیند و عصر هم. عصر دارد از راه می‌رسد اگر قرار بود نرسد، همان سال ۶۱ هجری نمی‌رسید. عصر از راه خواهد رسید.