نیوکلیدر
مقدار یار همنفس چون من ندارد هیچکس ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را @Nucleader
درد و دریغ آن روح افلاکی نیامد
آن مرد با عمامه خاکی نیامد
برخیز ای آیینه با تو کار داریم
ما به دویدنهای تو اقرار داریم
رفتی و بعد از سالها آرام خفتی
چیزی به ما از خستگیهایت نگفتی
نیوکلیدر
اسراییل مدعی شد علی سمیر الحاج حسن یکی از فرماندهان یگانهای گردان رضوان را ترور کرده است. @Nucleade
اسراییل مدعی شد شب گذشته «ابوحسن علاء» فرمانده یگان بدر حزبالله را ترور کرده است.
@Nucleader
از اسناد چه خبر؟
نمیدانم یادتان هست یا نه که خرداد ۱۴۰۴ خبر رسید که ایران به چند هزار سند مهم در اسراییل دست پیدا کرده که آمار یک شاه مهره هم در آن بوده. بعد هم اینسو و آنسو پروبال دادند که نمیدانید چه اطلاعاتی است. وقتی منتشر شود چنین و چنان خواهد شد. یک مورد همین کانال اخبار سوریه، متعلق به اقای کریم جعفری که چنین چیزی نوشته است. بنده که سالها قبل وقتی در دولت روحانی به ایشان پیام دادم، بلاک شدم. شما این پیام را برای او بفرستید و بپرسید روزش نرسیده؟ بعد از ۱۳ ماه به ما توضیح بده آن اسناد چه بود و آن نفوذی کیست؟ اگرنه این هم مثل دهها خبر مزخرف دیگری است که بهفرموده به خورد ملت میدهید.
@Nucleader
زنی نزد حضرت موسی علیهالسلام آمد و گفت: «ای پیامبر خدا، از پروردگارت بخواه که به من فرزندی عطا کند.»
حضرت موسی از خداوند خواست که به آن زن فرزند عطا کند. از آنجا که او کلیمالله بود، خداوند فرمود: «ای موسی، من او را نازا مقدر کردهام.»
وقتی آن زن نزد موسی علیهالسلام آمد، حضرت به او گفت: «از خدا برایت خواستم، و پروردگارم به من فرمود: ای موسی، من او را نازا مقدر کردهام.»
یک سال بعد، زن دوباره نزد حضرت آمد و از او خواست که بار دیگر از خدا بخواهد به او فرزندی عطا کند. موسی نیز دوباره از خداوند درخواست کرد. خداوند همان پاسخ پیشین را داد و پیامبر خدا نیز سخن خدا را به زن گفت.
مدتی گذشت. روزی آن زن نزد موسی علیهالسلام آمد، در حالی که کودکی در آغوش داشت. موسی با تعجب از او پرسید: «این کودک کیست که همراه توست؟»
زن پاسخ داد: «این فرزند من است؛ خداوند او را به من عطا کرده است.»
حضرت با پروردگارش سخن گفت و عرض کرد: «پروردگارا، تو او را نازا مقدر کرده بودی!»
خداوند فرمود: «ای موسی، هر بار که چنین مقدر کردم، او گفت: پروردگار، مهربان است.»
پس رحمت من بر تقدیرم پیشی گرفت.
@Nucleader
نیوکلیدر
زنی نزد حضرت موسی علیهالسلام آمد و گفت: «ای پیامبر خدا، از پروردگارت بخواه که به من فرزندی عطا کند.
پروردگار مهربان است. دشمنان و مخالفان و منافقان امام شهید و امام عزیز را بزودی میکشد❤️.
جلسه رییس دولت با نمایندگان احزاب سیاسی!
محمد قوچانی:
مواضع آقای علی مطهری بهویژه در بخش سیاست خارجی روشن بود. ایشان بین مفهوم «انتقام» و «مذاکرات» فاصلهگذاری کردند و توصیه داشتند اگر قالیباف و ونس معاون رئیسجمهور آمریکا میتوانند باهم گفتگو کنند، نباید مانعتراشی کنیم؛ چراکه مذاکره بدون معنا نیست و حتی میتواند شفاف و علنی باشد، درحالیکه انتقام یا هرگونه مجازات برای طرف مقابل نیز از کانال مجزای خودش دنبال میشود. البته این مطلب پیشنهاد آقای مطهری بود و رئیسجمهور درباره آن اظهارنظری نکرد. به نظر من در مسیر نهایی مذاکرات، اگر اطمینانی وجود داشته باشد که میتوان به نتیجه رسید، احتمالاً مشکلی با این مسئله نخواهند داشت.
موضع دکتر محمود واعظی هم درباره مذاکرات و تأکیدشان بر «مذاکره مستقیم» بهجای «مذاکره باواسطه» حائز اهمیت بود؛ چراکه میانجیها درهرصورت سهم خودشان را از مذاکره برمیدارند و بهترین مسیر، گفتوگوی مستقیم است. ایشان تأکید داشتند که نباید با افراط در برخی مطالبات مثل عوارض تنگه هرمز یا نوع حمایت از جنبش لبنان اهداف اصلی مذاکره را برهم بزنیم.
@Nucleader
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برادرم! خواهرم! این کلمات رهبر شهید برای ماست.
اگر بعد از ۱۷۰ روز در دل احساس خستگی کردیم یا خیابان رفتنمون دوتا یکی شد یا به خودمون گفتیم صدای ما که به جایی نمیرسه، یا از برخوردها اذیت شدیم، کلماتی از سوی جریاناتی ما رو آزار داد و یا هر اتفاقی که حس ناامیدی به ما دست داد، هر بار که چنین حالتی پیدا کردیم، این ویدیو رو تماشا کنیم.
به این فکر کنیم که امام شهید ۳۷ سال بدون خستگی و بیوقفه و با وجود همه مصائب و مشکلات،
این کشور رو رهبری کرد و خم به ابرو نیاورد.
و ما مدیون خون او هستیم. قرار بود ما فدای او بشویم و او زودتر به شهادت رسید. پس اگر موندیم، وظیفهای داریم.
مبادا خسته بشویم که بارها به ما یادآوری کرد:
«ولا تهنوا و لا تحزنوا! انتم الاعلون».
@Nucleader
۱۷۰ شب گذشته است. مردمی که از شب شهادت تا امروز در خیاباناند، تندرو، افراطی، سوپرانقلابی، خوارج، بعثی، بیکار، سرباز اسراییل، مهره موساد و... خطاب شدهاند. کسانی که اگر نبودند، یقینا فردای روز شهادت کشور با بحران و خطر فروپاشی یا جنگ داخلی مواجه بود. ایستادگی کردند، زیر آتش دشمن اللهاکبرگویان نقش خود را ایفا کردند، آن تصویر حیرتانگیز میدان انقلاب را رقم زدند که آتش مهیب کیلومترها آنطرفتر، تهران را شبانه روشن کرد و اینها مشغول خواندن «الذین فرضت علینا طاعتهم» خم به ابرو نیاوردند. ده روز بدون ولیفقیه کشور را رهبری کردند تا سکان به دست کشتیبانی امین و کاربلد آرام گیرد و از ان روز هم باز به امر او میقات را رها نکردند و هم پشت فرعون و قبطیان را به خاک مالیدند، هم دماغ سامری و گوسالهاش را.
و مسئولینی که تا چهل روز یا زبان در کام بسته بودند یا به تمجید ایشان میپرداختند، اکثرا پس از اتشبس علیه اینان شمشیر کشیدهاند. یکی آنان را صاحب شد و دیگری آنان را به هیچ گرفت. گفت اینها -که به گواه همه آمارها بیش از شصت درصد جامعه هستند-، تنها آدمهای این سرزمین نیستند. اصل کار همانها هستند که به وقت جنگ، توی سوراخ موش خزیده بودند. همانها که سه روز بعد از آتشبس تازه سروکلهشان توی تهران پیدا شد و مسیرهایی که ده دقیقهای میپیمودیم را به روال سابق برگرداندند. کسانی که اکثر وقتشان به چرخیدن در کافههای تهران میگذرد. همانها که با موتور رنگارنگ شهر را به زعم خودشان «قشنگ» میکنند، همانها که جامهای نصفه به تن دارند و توی اینستاگرام بهم «شجاع» حواله میدهند.
شجاع! شجاع آن لر غیوری بود که برنو برداشت به پهپاد دشمن شلیک کرد. شجاع آن بسیجی است که به اختیار و بدون دریافت مزد چند ماه است در جنوب زندگی میکند. شجاع ان رزمنده پای لانچر بود که دست و پا داد تا شما در فضای مجازی دهان آلوده کنید که «صلح میخواهیم»! «صلح»! برایتان گذاشتهاند، بفرمایید بردارید!
اینها قبلتر توی جنگ نبودند؟ چرا! ولی توی یکی از شهرهای شمال کشور توی سوراخ موشی خزیده بودند. اینها که هستند؟ آقازادههای مفتخور پدرهای مفتخورتر. که از ترس جرأت نمیکردند زبان باز کنند. چه رسد که بخواهند تز «صلح» بدهند. پدرهایی در اتاق بازرگانی، مدیریت فلان معدن، بهمان اداره پتروشیمی و... که نون توی خون مردمی میزنند که از همه به لحاظ مالی مستضعفتر و به لحاظ شرف و مردانگی مستغنیترند.
یکی مثل حسین مرعشی و واعظی. یکی مثل نعمتزاده و آخوندی. مثل مدلل و انصاری و دیگران. مثل همه آنها که کاسب تحریماند و همزمان نان تبلیغات «ما مخالف تحریم هستیم» میخورند. آ
نها که در این چند ماه روز به روز زبانشان درازتر شد و یادشان آمد آنکه مقابلشان میایستاد تا باسن عموترامپ را بوس نکنند، با هدایت و درایت ایشان به شهادت رسیده! همانها که به خیالشان «مانع از سر راهشان برداشته شد». همانها که فکر کردند میتوانند بهواسطه شروع تازه کار رهبر جدید، با «بنسلمان» نامیدن و متجدد خواندن جانشین امام شهید و گفتن این شطحیات که باید ریلگذاری را عوض کرد، او را به طریقی غیر از امام راحل و امام شهید ببرند. خیال کردند «سقیفه» است که آن یکی به سفرهای رسیده و حالا قرار است سنت نبوی را با سنت اموی جایگزین کند.
زهی خیال باطل!
این روزها همان مردم معهود، اصرار دارند که باید یکبار ایستاد و جنگید و نترسید. تا سالها سایه سیاه جنگی را که ایدههای ابلهانه برجامساز آن هشت سال ساخت و بعدتر با «ایران را قفس نامید» مهر تاییدی رویش زد و با «غافلگیری»های عامدانه پی در پی، همه گوهرهای گرانبهای مقاومت را یکی یکی گرفت تا نوبت به امام شهید شد، آنرا سه قبضه کرد، از این سرزمین دور کرد.
و آن گروه دیگر سفت و سخت روبرویش ایستادهاند که نه! شما مهرههای اسراییلید و نمیفهمید. باید به قواعد دنیا تن داد و ذلت را به جان خرید و ماتحت عموترامپ را بوسید، شاید ارباب رحمی کند و بعد از گرفتن رهبر شهید و آن همه فرمانده و دانشمند و مردم و کودکان و حمله به تاسیسات و هستهای و...، استخوانی جلوی ما بیاندازد!
مردم میگویند اقتصاد را درست کنید. آنها میگویند مسببش شمایید. گرانی تقصیر شماست که مقاومت میکنید. مردم میگویند پیش از جنگ هم همین بود، مسیر شما کشور را به سمت جنگ برد، آنها میگویند بدبختیم، بیچارهایم، چیزی نداریم. جای بهتر مردن معیشت، بنزین چند دههزار تومانی را به ملت حواله میدهند تا درس عبرتی برایشان بسازند که دیگر هوس ایستادگی پای سرزمین و مقابله با تجزیه نکنند.
@Nucleader
خودرویی که همین مردم مستضعف سوار میشوند را از رده خارج میکنند، قدرت خرید خودروی بهتر را از آنها میگیرند، حق گرانسازی را به پدران همین زالوهای در پستو خزیده دیروز و در هم لولیده در اوپال و «فستیوال رنگ» و... امروز را میدهند. که ماشین زباله داخلی که ۵۰۰ میلیون هم نمیارزد را ۲ میلیارد کنند. سوخت را از اینها که هنوز میتوانند بنزین ۵ هزارتومنی بزنند، سلب کنند و بریزند توی حلق آن حرامخورهای لعنتی که پا روی خرخره مردم گذاشتهاند. که میتوانند بنزین ۵۰هزار تومانی هم بزنند. که برق خانه ۵۰ متری دو چراغ و یک کولر و یک یخچال جنوب شهری را به همان میزان قطع میکنند که ویلای ۲هزار متری همیشه پر از دروداف «سوییچپارتی»-«پولپارتی»های یکی از همین اقازادههای انگلزیست آن پدرهای از خودشان بدتر. که فقط پول برق و آب استخرشان اندازه ده خانه کلنگی جنوب شهر میشود.
بله! وضعیت چنین است. از مردم اصرار که ما باید شریف باشیم و از اینها انکار که شرافت چیست؟ مهم لبخند آمریکاست. هرمز و خزر و لبنان و یمن و فلسطین و میناب و رهبر شهید، به فدای گوشه چشمی از عموترامپ!
مردم را «موی دماغ» میبینند. همانطور که «حاج قاسم» را. همانطور که «حاجیزاده» را و «سید عبدالرحیم موسوی» را و دیگران را. همانطور که نفت برای ان پادشاه بیوطن دهههای قبل بیارزش بود، «هستهای» و «موشک» و... برای اینان است. همانگونه که آن نافهم بیمقدار «مجلس را به توپ بست» اینها «مجلس را بدون توپ بستهاند». قبلا مدافع حرم را مدافع اسد مینامیدند و امروز مدافع وطن را «اقلیت رانتی». «خلیج فارس» را متعلق به ایران نمیدانند و قاتل کودکان میناب را نه آمریکا که ایران میدانند.
رهبر این کشور میگوید نظر دیگری دارم، آنها میگویند ممنون. نظر او مثل باقی نظرهاست. «جمع عقلا» تصمیم گرفتهاند. میگوید این سند دروغگویی و غیرقابل اعتماد بودن آمریکاست، میگویند سند افتخار و شکست آمریکاست. میگوید خود را همشأن مردم مبعوث کنید، میگویند مردم مبعوث باید جمع شوند بروند خانه. میگوید من و اینها، میگویند ما! میگوید وحدت مهمترین چیز است و مسئولین وظیفه مهمتری دارند، میگویند وحدت حول ماست. به مردم دشنام میدهند، پاسخ بدهی یا انتقاد کنی، خلاف وحدت است. میگوید انتقام. مردم هم میگویند خونخواهی، میگویند صلح و دوستی؛ انتقام جلوی تفاهم با قاتل را میگیرد.
اکنون صحنه اینچنین و آنچنان است و در این چنین و در آن چنان، راهی جز ایستادگی نیست. چون هر یک کوتاه بیاید، آن دیگری جلو میزند. مرگ بر ما که کوتاه بیاییم. هرچند دنائتپیشگان بخواهند با دست کردن در جیب ملت، عرصه را به نفع محبوبشان آمریکا تنگ کنند. مرگا به ما که خون رهبر شهید و دیگر شهیدان را فراموش کنیم. خون رهبر شهید و دیگر شهیدان را فراموش کنیم. چهلمین روز به خاک سپردن آن مجاهد بیبدیل نزدیک است. نه چهل روز که زیبنده نیست چهل سال و چهارصد سال دیگر نیز از مسیر او و کلام او وخون او چشم بپوشیم. اف بر ما، شرف ما و زندگی که چنین باشد.
@Nucleader
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه دشوار است پیمودن، به هجران تو منزلها
به یادت آنچنان گریم که ماند ناقه در گلها
ز خون دل کنم رنگین، به راه عشق محملها
ز داغت ای گل عطشان شرار افتاده در دلها
@Nucleader