eitaa logo
Nivelle
219 دنبال‌کننده
1 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گویی تیزیِ نگاهش مرا وادار میکرد ز چشمانش چشم برنگردانم ، سردیِ نگاهش مرا در زمستانی استخوان سوز فرو میبرد ، کلافگیِ نگاهش مرا در گودالی مملو از احساس گناه زندانی میکرد و برقِ نگاهش . . برقِ نگاهش زندگی را برایم معنادار میکرد ، هر نگاه او احساسی را در من زنده میکرد تا یادم بی‌آید عشق را هربار از نگاه او میدیدم ، چگونه سخن بگویم ؛ شما فکر کنید اسیر ِچشمهایش شدم .
مشکوکمیزنی