نمیدونم منظورت داستانکه یا همهی نوشتههام ولی خودم میخواستم درباره داستانک بدونم که آیا لحنش یه طوری نیست؟ حس میکنم مثل اولای قلبی برای بازماندگان داره میشه... اگه درست حس میکنم بگید اگرم دارم توهم میزنم بازم بگید🙏
ولی من عاشق خورشید کشیدنم، خورشیدهای کوچیک و بزرگ، با خودکار یا مداد، روی دست روی کاغذ، روی میز. با پنجههای آفتاب مثلثی، خطی، لرزون. با وسط گرد، تو پُر، پیپیچی
هر نوع و هر اندازه دلم میخواد هنهجا پر از خورشید بشه. دوست دارم به همه جا نور بتابه و همه بدونن که من دختر آپولوام.
دلم میخواد خورشید همه جا نماینده داشته باشه.
اینم دوتا فنآرت تقدیم به اون آدمای بامرامی که به خاطر من رفتن شهر خرس رو خوندن✨
و الانم میخوان دو جلد بعدی رو بخونن، مگه نه؟🎀🔪
و من رفتم،
از آنجا نیز رفتم.
نمیدانم آیا درآخر جایی باقی خواهد ماند تا آن را از آن خود بدانم و درش حس خود بودن کنم؟
از میان زخمهایمان نور میتابید،
لبخند که میزدیم، می درخشیدیم،
چشمانمان از شوق برق میزد،
و ما ساخته شده بودیم تا نور باشیم.
اما نمیدانم چرا در تاریکی مطلق به سر میبریم،
مگر این تاریکی روزنه نورهای ما را کور نمیکند؟
ما که متوجه نشدیم، خلق شدیم تا بدرخشیم یا خلق شدیم تا با تمام دردها مبارزه کنیم و سیاه نشویم؟
کسایی که خوندن به نظرشون
کاراوال بخونم یا پادشاه پریان؟
دلم میخواد بخونم و موندم بینشون🙏
و نظرتونم بگید اصلا دلم نمیخواد خسته بشم و نصفه بذارمش🙏
شماره "۱"
هیچکس یه دونهشم نخونده یعنی؟ مگه میشه مگه داریم
دارن دونه دونه پیام میدن😁
دارم میخونم ولی نمی تونم جواب بدم دمتون گرم🙏
امشب شبکه نمایش ساعت یازده میخواد فیلم ورزشی بده، درباره هاکیه
من که میخوام ببینم اگه خواستید شما هم ببینید😁
به هر حال فکر نکنم از دیدن هاکی پشیمون بشید🤷♀️