هدایت شده از -. کلام مولا .-🇮🇷
دلنوشته صوتی4_5915773217754060178.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
دلت گرفته احساس تنهایی میکنی دنبال نشونه ای که(((:
یهو این ویس گوش میدی🥲:
بعضی وقتام یهو به خودم میام میگم: خب که چی؟
تهش که چی؟
و اون موقع برای بار هزارم به پوچی میرسم
نبضش میزد،
مانند مواد مذابی که به دیواره آتشفشان برخورد میکند، نبضش به دیواره رگهایش میکوبید.
احساس خوبی داشت، حس میکرد زنده است. که جزئی از هرج و مرج اطرافش است،
دلش میخواست به کسانی که نادیدهاش میگرفتند، فریاد بزند:《من هندز زندهام. من هنوز تلاش میکنم. سندش هم نبضم است، دارد برای من میجنگد.
تنها چیزی که برای من میجنگد.》
اکثر وقتا دلم به شدت میخواد که ذوق داشته باشم.
مثل ذوقی که برای اول هرکاری دارم، اول کانال زدن، اول شروع کردن یه داستان، اول خوندن یه کتاب، اول دیدن یه فیلم
گاهی این ذوقه از بین میره و من میمونم با یه حس مزخرف و یه چیزی که شروعش کردم اما نمیدونم با ادامهش چیکار کنم.
شماره "۱"
اکثر وقتا دلم به شدت میخواد که ذوق داشته باشم. مثل ذوقی که برای اول هرکاری دارم، اول کانال زدن، اول
و گاهی در این بین آدمایی هستن که اون ذوق رو برام تشدید میکنن،
به حرفام درباره فیلمه یا کتابه گوش میدن، به کاری که میکنم علاقه نشون میدن، میگن نوشتههام خوبن، میخوان بدونن بقیه داستان چی میشه و...
و من تا ابد ممنون اون آدما میمونم
و البته کسایی هم هستن که به تشدید اون حس مزخرف کمک میکنن،
نادیده میگیرن، از سر وا میکنن و...
دنیا اونجایی به پایان میرسه که میفهمی تو کاری که فکر میکردی توش خوبی هم خوب نیستی...