شماره "۱"
زمان میگذرد، هر روز و هر ساعت همچو اسبی در جنگل به سرعت میدود و هر ثانیه تجسمی از دانهشن یک ساعت
اگه شما هم برای نوشتههای بی محتوای من دلتون تنگ شده بود سلام، الانم برام چندتا عکس بفرستید میخوام بیچارهتون کنم باهاشوننن
درخت یا قلم
گربه و ادمای در حال عبور تو خیابون
تخت خواب یا یه یارو که خوابید؟
و بارووووننننن
شماره "۱"
درخت یا قلم گربه و ادمای در حال عبور تو خیابون تخت خواب یا یه یارو که خوابید؟ و بارووووننننن
ایگی متن نوشته بدبخت عکسه براش عکس بفرستید(برا من که نفرستادید😒)
بچههای ایستگاه 34، بچههای اژدها سواران کتابخوان، اعضای آکیا، اعضای اکیپ مارول، ممبرای اینجا، ایگدراسیل، کانالای اونوری مثل املت، اخگر نقاشای ایتا، سنترال، آپادا، میرزا، جوربه، و استادانی مثل استاد هیلان، استاد آنجل و استاد انکی و استاد مشترک.
(و استاد تهی و استاد برهان که منو نمیشناسن)، بانو کاساندرا و اعضای اسسیای هنگ اوت، بچههای دیگه آپولو مثل رزی بانو، اسلیترینیهای دارک آکادمیا (یا تالار اسرار) و قاتلا...چیز نویسندههای کتابخونه زیرشیروونی.
خلاصه که من سعی کردم هر کسی رو که میشناسم بگم دیگه نمیدونم اصلا منو میشناسن یا اینجا رو میبینن، و هر کس دیگهای که جا انداختم اما با هم صحبت کردیم، عیدتون مبارک. امیدوارم سال جدید براتون پر از روابط تازه و تجربههای قشنگ باشه. پر از کتابای جدید و موفقیتهای قشنگ امیدوارم خبر بد نشنوید و امیدتونو از دست ندید.
امیدوارم سال جدید به مراتب براتون بهتر از امسال باشه.
از طرف ویدار برای همتون، میراژ برای برخیتون و آپولو برای اقلیتتون.
_شماره "۱"
منتظر جملات جدید از انتقام جویان ۱ باشیدد (میدونم خیلی خیلی نامنظم ریواچ میکنم ولی حال میده)
_اونا از افسانهها اومدن، میگن جزو خدایانن.
+فقط یک خدا هست خانم، و اونجوری لباس نمیپوشه.
شماره "۱"
_اونا از افسانهها اومدن، میگن جزو خدایانن. +فقط یک خدا هست خانم، و اونجوری لباس نمیپوشه.
مادرت میداند پردههایش را به تن کردهای؟
شماره "۱"
اشکالی نداره رئیس.
کارتاش قدیمی بودن ولی نوع بودن، با ذوق میگفت هبچ خط و خشی ندارن فقط گوشههاشون یکم تا شده. میخواست کاپیتان امضاشون کنه.
و حالا؟ حالا امضا نشدن، امضا نشدن و خونیان.💔
من موندم تو این جنگ چندتا آرزو و اشتیاق از خون سیراب شدن؟🥀