جالبه بدونید، توی شهر خرس آنا و مایا دو نفر که رفیق بودن از این حرف استفاده میکردن، ما در برابر تمام دنیا.
این داستانک هم برای این قضیه...
به من بگو، روزی که مرگ به سراغت میآید چه چیزی برای از دست دادن داری؟
روزی که مرگ به سراغم بیاید، چیزی برای از دست دادن نخواهم داشت.
آرزوهایم آرزو میمانند و حسرتهایم در قلبم تا ابد با من همراه خواهند شد.
خانواده و دوستان اندک با این کنار خواهند آمد،
مسئله این است دوست من. من برایش آمادهام. هر گاه و هر جا...
شاید زخمها مکانی برای رویش گیاهان اعماقمان بودند که سالها منتظر پیدا شدن بودند
مثل دیوار ترک خورده که ریشهها جایی برای بیرون زدن از دل سنگ پیدا کنند، نفس بکشند و رشد کنند🌱