دقیقا شده مثل شبایی (پارسال) که واسه درست نشدن فرانت سایتم میخواستم بشینم گریه کنم. الآنم دقیقا میخوام واسه درست نشدن وردپرس سایتم بشینم گریه کنم. تموم اعصابمو گذاشتم روش؛ از زبان و سی شارپ فردام گذشتم و نشستم پای این .... (فحش سانسور شده)
واقعا دوست دارم به اونی که میگه وردپرس راحته یه مشت بکوبم تو صورتش تا قشنگ متوجه مفهوم راحت بشه.
از ۴ بعد از ظهر، خسته و کوفته از مدرسه نشستم پاش و هر لحظه داره به خستگیم اضافه میکنه.
بخدا کد زدن راحت تره از فعال کردن قالب آماده. اگه تا الان کدشو زده بودم، حداقل تا الان نصفش آماده شده بود.