اوکۍ. باشہ!
مامانم سر کوچه زینبیه پیادهم کرد. بعد از گذاشتن کفشام توی جاکفشی و رفتن به موکب، با عادله خانم حرف
امشب بعد از یکسال دوباره پشت دستگاه نشستم:)
هدایت شده از - تنها با او
اینجا فردا شب خصوصی میشه، دیگه هرکسی میخواد بیاد این طرف این فرصتو از دست نده🌚