▫️حجت الاسلام حسین سوزنچی، صبح امروز در نشست تخصصی تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تداوم آن در علوم انسانی اسلامی، مطرح کرد:
🔹برای حل مشکلات در حوزه علوم انسانی، فقه مهمتر از فلسفه سنتی است؛ فلسفه سنتی به ضروریات عالم میپردازد ولی فقه عرصهای است که با امور اعتباری سر و کار دارد.
🔹یک نقد مهم وجود دارد که همچون همه مباحث عالم وقتی یک باب جدید باز میشود همه سعی میکنند امور را در این باب قرار دهند؛ زمانی همه تصور میکردند که در مقابل محسوس، معقول داریم همه چیز را در معقول میریختند؛ بعدها ابن سینا به مقوله معقول ثانی اشاره کرد؛ سپس این جریان منتقل شد و در مباحث دیگر مطرح شد؛ علامه طباطبایی افقی را به عنوان افق ادراکات اعتباری ایجاد کرد و الان همه سعی میکنیم همه چیز را در این قالب فهم کنیم که امر درستی نیست.
متن کامل
http://yon.ir/pn3qg
♦️گفتمان تمدنی سربازان ولایت خلیج همیشه فارس♦️
@OlomEnsaniEslami
♦️اعتباریات علامه طباطبایی و علوم انسانی♦️
🔹برای حل مشکلات در حوزه علوم انسانی، فقه مهمتر از فلسفه سنتی است.
🔹فلسفه سنتی به ضروریات عالم میپردازد ولی فقه عرصهای است که با امور اعتباری سر و کار دارد.
حجت الاسلام حسین سوزنچی استاد حوزه و دانشگاه
به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح
▫️حجتالاسلام حسین سوزنچی امروز ۷ شهریور در نشسست تخصصی تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(ره) و تداوم آن در علوم انسانی اسلامی، در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در قم به ایراد سخنرانی پرداخته است.
🔸یکی از اشتباهات در تاریخ فهم علامه آن است که همگان علامه را با این مقاله شناختند و تصور میکردند که کار بزرگ ایشان در این مقاله اعتباریات بود.
🔸اگر رسالههای دیگر علامه را جدی بگیریم میبینیم که مساله چیز دیگری است؛ اساسا بحث اعتباریات، یک مبحث انسانشناسی بود و علامه ازین بحث یک بهره معرفتشناسی گرفت.
مدرس حوزه و دانشگاه بیان کرد: ایشان رساله اعتباریات را در ۱۳۴۶ قمری در نجف نگاشتهاند؛ در شروع این رساله آمده است در اینجا از آنچه انسان واسطه میدهد بحث کنیم؛ علامه این بحث را از جنس علمالنفس میداند.
🔸در جلد دوم، ایشان به رسالههای انسان میپردازد؛ علامه در خصوص انسان در دنیا بحث میکند و در دو مقاله به بحث فلسفی و آیات و روایات میپردازد؛ در مقاله اول ایشان به ادراکات اعتباری میپردازند و بیان میکنند که زندگی انسان به معنی ادراکات اعتباری است.
🔸در مقاله ادراکات اعتباری، بحث از تشبیه آغاز و در ادامه به مباحث معرفت شناسی سوق پیدا میکند؛ ایشان فصلی در خصوص انسان باز می کنند و در کل، اینکه انسان چگونه است را شرح میدهد؛ در مساله انسانشناسی نیز باید این بحث را مطرح کرد که علامه در این بحث از فضای فلسفه اسلامی نیز خارج شده و یک مکتب دیگر تولید کرده است.
🔸در نگاه فلاسفه ما، عالم واحد است و تکثر در آن وجود ندارد؛ خداوند به انسان اراده داد و به همین دلیل انسان دائما، جهان تولید میکند و علامه با این مساله درگیر می شود.
مدرس حوزه و دانشگاه بیان کرد: علامه بیان میکند که وقتی انسان به سمت هدف میرود، چیزی را اعتبار میکند، یعنی مداخله گری ذهن یا شان واسطه گری که با آن در فضای نظام ضروری است، امری دیگر رخ می دهد؛ اگر خداوند انسان را نیافریده بود و یک نفر تمام علوم کشف واقع را میدانست، میدانست اول و آخر عالم چه بوده و چه خواهد بود ولی خداوند وقتی انسان را آفریده بود و اراده داد، انسان نیز بر خلاف روند عالم حرکت کرد.
🔸به همین دلیل که وقتی انسان وارد طبیعت شد نظام محیط زیست را بر هم زد؛ انسان نظام زمین را با اراده خود به هم زده است؛ انسان حیوانات را اهلی کرد و کارکردهای آنها را تغییر داد؛ علامه به دنبال شرح اراده نه در نظام علیت بلکه بر هم زدن اراده است.
🔸فطرت به معنی تعیّن بالقوه است که هم ذات از پیش تعیین شده دارد و هم ذات از پیش تعیین شده ندارد ولی در نهایت میتواند خلیفه الله شود؛ اعتباریات بیان میکند که موجودی که تعینش از اول تعیین شده نیست میتواند با اراده خود به سمت خلیفه الله شدن برود.
🔸برخواست گراها بیان کردند که خطاها اعتباری است و همه اعتباریات متغیر است؛ علامه این بحث را به خوبی فهم کرد ومشاهده کرد که یک تئوری اعتباری باورهای متغیر انسان را شرح میدهد و ایشان این بحث را از انسانشناسی برداشت و این مساله معرفت شناسی را حل کرد.
🔸شهید مطهری پذیرفت که اعتباریات، اعتباری هستند و برای حل مشکل به تئوری فطرت پرداخت؛ یعنی ایشان به شرح خطاهای معرفتی پرداخت.
🔸 به نظر من متاسفانه در کشور ما مواجهه دانشگاهی و به تبع حوزوی با علوم انسانی با همان رویکرد پوزیتویستی بود یعنی فهم عالم و کنش و اعتباریات کنش؛ ولی علامه با این بحث بیان کرد که مواجهه ما با علوم انسانی باید در این حوزه اعتباریات باشد.
🔸برای حل مشکلات در حوزه علوم انسانی، فقه مهمتر از فلسفه سنتی است؛ فلسفه سنتی به ضروریات عالم میپردازد ولی فقه عرصهای است که به امور اعتباری سرو کار دارد.
🔸یک نقد مهم وجود دارد که همچون همه مباحث عالم وقتی یک باب جدید باز میشود همه سعی می کنند همه امور را در این باب قرار دهند؛ زمانی همه تصور میکردند که در مقابل محسوس، معقول داریم همه چیز را در معقول میریختند؛ بعدها ابن سینا به مقوله معقول ثانی اشاره کرد؛ سپس این جریان منتقل شد و در مباحث دیگر مطرح شد؛ علامه افقی را به عنوان افق ادراکات اعتباری ایجاد کرد و الان همه سعی میکنیم همه چیز در این قالب فهم کنیم که امر درستی نیست.
http://yon.ir/pn3qg
♦️گفتمان تمدنی سربازان ولایت خلیج همیشه فارس♦️
@OlomEnsaniEslami