هدایت شده از تبلیغات حنـا
💘وایـٰب #پاییـزی و #فانتزی_کلاسیك
پـسـتـاش دلیـل ایـتـا اومـدنـمه 🪞🦢
◟𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔 𝇁⤹ https://eitaa.com/joinchat/2412774764C3874e83f18
از وقتـی وارد ایـن چنـِل شدم ، هرکـتابـی #ترنـد میـشه اولیـن نفـر میخـرمش 😼👌🏻𝇁𝇂 ⿻
هدایت شده از تبلیغات حنـا
حالا که دیگه مدرسه شـروع شـده و نمیـتونی بـری اکسـپلور ،
”بـوکتـریا“ همـونجـاییه کـه نیـآز داري🫠●• https://eitaa.com/joinchat/2412774764C3874e83f18
اینجا با خـیال راحـت ریلـزمیـبینی و میخـندی🪔📖ᯤ
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
وارد اتaق شدم..
شهرزاد رو تخt نشسته بود و مبینا با ذوق از عروسکش حرف میزد..
_خاله ببین. این دختر منه.. اسمش هم نیلوفره..
با ورود من، شهرزاد نگاهی بهم کرد و لبخند زد..
منم لبخند زدم و گفتم: خوبی؟ مبینا که اذیت نکرد؟
با مهربونی جواب داد: نه بابا. ماشاالله دختر خوب و آرومیه..
طرف دیگهی تخt نشستم و گفتم: پس هنوز اون روی شیtونش رو برات به نمایش نذاشته!
مبینا که همچنان داشت از عروسکش صحبت میکرد و باهاش حرف میزد، گفت: خاله؟ این دختر منه.. دختر تو کی به دنیا میاد؟ آخه وقتی من از داداش وحید پرسیدم، گفت باید به تو بگم..
چشمام رو گرد کردم و شهرزاد از خجاlت، خندید و نگاهش رو به دsتش دوخت..
متعجب گفتم: وحید کی اینا رو به تو گفت؟
_چند روز پیش ازش پرسیدم. گفت باید به خاله بگم که زودتر دختر بیارن..
شهرزاد سکوت کرد و اجازه داد تا من به کنجکاوی مبینا جواب بدم..
_حالا شاید بچشoن دختر نباشه..
مبینا عروسکش رو در بغل گرفت و گفت: نه دیگه. من به خdا میگم که بهشون دختر بده..
چشمام رو تو کاسه چرخوندم و گفتم: امان از دست این وحید!
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
بنر کاملاً واقعی!
ادامهی رمان جذابمون رو از
دست نده😂💓
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
_شما بله رو بگو بقیش با من؟
لبخندم رو جمع میکنم و میگم: کی گفته جواب من مثبته؟
خیلی بیخیال انگار که اصلاً براش مهم نیست میگه: تهش بله رو ازت میگیرم بانو...
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
اگه هیجان بالا برات خوب نیست نیا⏱😈☠
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
-ســـــاعـــــت 24 پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻♀️🕯
-20 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
☄صدایشطنیناندازلحظههایناباست🎙
هوادارواقعیحامدسلطانیهستی؟
پساینجاجایتوئه!🔥
۫ ּ 𓏲
ویسزیبایمجریمحبوببرایطرفداران
شنیدی؟!🤔𖤐˚.
عکسهایخاص،،کلیپهایجذاب،، ویسهایویژه،،اجراهایمجریمحبوب
،،ادیتهایخفندرانتظارتهمآهرو🪭
𖤐 ּ ֗ ִ
همینالانجوینشوزیبآرو!🩰𓍯
لینکچنلخودآقایمجریروهمگذاشته👀💭
https://eitaa.com/havadaran_hamedsoltaniiiii1367
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
「 عـشـقِ پـژمـرده 」
گاهی آدمها نمیروند...
فقط آنقدر دور میشوند که دیگر
هیچچیز بینشان شبیه گذشته نیست.
ما هم یک روز
با لبخند شروع کردیم،
با امید ماندیم،
و فکر میکردیم این داستان
قرار است پایان خوشی داشته باشد...
اما بعضی عشقها
قبل از آنکه تمام شوند،
آرامآرام پژمرده میشوند؛
در سکوت،
در فاصلهها،
در حرفهایی که هیچوقت گفته نشدند...
ادامه رمان: https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
— عشق پژمرده —