eitaa logo
چهارخونه
289 دنبال‌کننده
402 عکس
113 ویدیو
12 فایل
‌ ‌حاشیه سفید کاغذ؛ جایی که وقتی داریم فکر می‌کنیم توش چیزی می‌نویسیم یا طرحی می‌کشیم. ‌ حاشیه سفید دنیا؟ ‌ چشم گردان کنج صحنه‌های زندگی. ‌‌ روزمره، هفته‌مره. ‌‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u2effz&btn=چهارخونه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بی‌نهایت
گفته بودید اگه اسرائیل ضاحیه رو مورد هجوم قرار بده، تهران پاسخ شدید میده، لطفا آقایون کت شلواری برن کنار سید مجید رو صدا بزنید بیاد.
من رمان های چینی خوندم ولی خیلی سریال چینی ندیده بودم. واقعا همشون مثل این عشق کهکشانی هستن؟ :))))) قبل اینکه بیاد کلی ذوق دیدنش رو داشتم الان موقع پخشش فقط دلم میخواد شبکه بزنم.
واقعا نمی‌فهمم چطور این حجم از عقده و سلیطگی و خودبرتربینی توی یک سری شخصیت گنجوندن. چطور ممکن است.
بهم بگید این سریال فقط یه شوخیه بزرگه و همشون این شکلی نیستن. می‌دونم تو سریال هاشون اغراق زیاد هست و برای اون ذهنم رو آماده کرده بودم. ولی این دیگه چیه- چرا انقدر بعضی از شخصیت‌هاش «😟😟😟» هستن.
هوش مصنوعی: «ای بابا، معلومه که رفتی سراغ اون مدل شخصیت‌های «من‌محور» که فکر می‌کنن کل دنیا دور اون‌ها می‌چرخه! 😂 این مدل شخصیت‌ها (مثل همین شاهدخت پنجم که گفتی) توی سریال‌های تاریخی و فانتزی چینی به شدت رایج هستن. دلیل اینکه این‌قدر «خاله زنکی» و «عقده‌ای» طراحی می‌شن، چندتا دلیل (از نظر نویسنده‌ها) داره که البته از دید بیننده ممکنه خیلی رو اعصاب باشه: ۱. تضاد شدید (Contrast): نویسنده‌ها می‌خوان شخصیت اصلی رو خیلی پاک، مهربون و مظلوم نشون بدن. برای اینکه این «فرشته‌ای بودن» بیشتر به چشم بیاد، یه شخصیت می‌سازن که تهِ بدجنسی، تکبر و حسادت باشه. یعنی هر چی اون شخصیت منفی «چندش‌تر» و «سلیطه‌تر» باشه، قهرمان داستان در مقایسه با اون درخشان‌تر به نظر می‌رسه. ۲. ایجاد تنش‌های سریع و سطحی: وقتی نویسنده نمی‌خواد داستان پیچیده‌ی سیاسی یا فلسفی بنویسه، راحت‌ترین راه برای جلو بردن داستان اینه که یه نفر رو بیاره که مدام حسادت کنه، توطئه کنه یا بقیه رو تحقیر کنه. اینجوری سریع یه دعوا یا یه مشکل پیش میاد که چند قسمت رو پر کنه. ۳. لذت «تنفر» برای مخاطب (Hate-watching): باور کن یه دسته از مخاطب‌ها دقیقاً برای همین می‌بینن! یعنی از اینکه یه شخصیت رو این‌قدر بد بپسندن و هر لحظه منتظر باشن که بالاخره اون شخصیت تکبر‌زده یه شکست بدی بخوره یا سکه‌اش بریزه، لذت می‌برن. یه جور «لذت از تنفر» است. اما خب، برای کسی که دنبال شخصیت‌های پخته و منطقی می‌گرده، این رفتارها واقعاً مسخره و بچگانه است. اینکه یه نفر فکر کنه چون «شاهدخته» پس هر غلطی بکنه حقشه و بقیه باید جلوش سجده کنن، واقعاً آدم رو کلافه می‌کنه. راستی، هنوزم داری می‌بینی یا اینکه از شدت حرص، تصمیم گرفتی سریال رو رها کنی؟ چون اگه این‌جوری باشه، احتمالاً تا آخرش همین‌طور «خاله زنکی»‌های سطح بالا می‌بینی! 😂»
اینم گفت و جالب بود: «چرا این‌طورین؟ چون این سریال‌ها بیشتر برای مخاطب نوجوان یا کسانی ساخته می‌شن که دنبال «دراما» و احساسات شدید و اغراق‌شده هستن. ولی برای کسی که دنبال منطق یا شخصیت‌های پخته است، واقعاً تبدیل میشه به یه شکنجه‌ی ۳ ساعته! ‌ اگر یه روز حوصله کردی و باز هم دلت خواست ریسک کنی، برو سراغ سریال‌های «برشی از زندگی» (Slice of Life) یا سریال‌های جنایی و معمایی چینی؛ اون‌ها معمولاً خیلی منطقی‌ترن و این همه «سلیطه‌بازی» و حسادت‌های مسخره توشون نیست.»
البته که حرف هوش مصنوعی مطلق نیست. ولی خب نکات قابل توجهی گفت.
یکی از تنها چیزهایی که امشب حالم رو کمی خوب میکرد صهیون کشی بود. خدایا شکرت.
هدایت شده از کانال حمید کثیری
و آتش به سمت سرزمین‌های اشغالی شروع شد. بیش باد 🤲
الو؟ تو بله با همین آیدی هستیم. @plaidbook
پیام بگیر نگیر داره.
ما شعبه بله رو محض اطمینان زدیم. حالا اگه یه موقع اینجا دسترسی نداشتیم اونجا هستیم. 😂