اگه این تابستون تمومشون کنم خودم رو مستحق یک جایزهی واقعا بزرگ از طرف خودم میبینم.
هدایت شده از بینهایت
اینکه هنر و تخصصت چیست خیلی
مهم نیست، اینکه اولویت تو چه باشد
هم در اینجا خیلی مهم نیست، باید
ببینی چه از تو میخواهند؟
بگو چه باید بیاورم؟ نه اینکه چه دارم!
اولویت سلحشوری، جنگاوری و پهلوانی
کنار میرود با یکگوشه چشم امام و عباسِ جنگجو، ناگاه سقّا میشود با یک نگاه! اولویت "تو" مهم نیست، اولویت "امام" را ببین! دعوا سر اولویت است.
📓 #برگ: باغ سیب
♾ @binahayat_ir
چه مصیبتی باید رخ دهد، تا کسی فرو ریزد؟ باید چه اتفاقی بیفتد تا انسانی تمام شود؟ غربت؟ داغ عزیزان؟ ذبح شدن طفل شیرخوار، آن هم درست وقتی که او را در آغوش گرفتی؟ قطعه قطعه در آغوش گرفتن جوان برومند؟ داغ یتیم شدن و اسیر شدن دختران؟ یک نصف روز حسین، آبستن تمام این حوادث بود؛
نور خدا، ص ۱۵۲.
و اما چرا. چرا؟
چه هدف و انگیزه ای پشت تحمل و به جان خریدن تمام این مصیبتها بود؟ اتفاق عاشورا چرا باید رخ میداد؟
چرا حسین قیام کرد؟
بعضیها میگن هدف امام تشکیل حکومت بود.
این حرف، نیمه درسته. یعنی کسی که به قصد حکومت حرکت میکنه، تا اونجایی جلو میره که ببینه این کار شدنیه. جایی که دیگه احتمال شدن این کار وجود نداره، وظیفهاش این هست که برگرده. در واقع یعنی اگه هدف تشکیل حکومت هست، تا اونجایی اجازه هست انسان بره که بشه رفت. اونجایی که نشه رفت، باید برگشت.
ولی مجموع اتفاقات رو که نگاه میکنیم میبینیم این نمیتونه همهی ماجرا باشه. اگه بود خیلی جاها شرایط برگشت برای امام وجود داشت. اما چرا امام برنگشت؟
بعضیها میگن که امام از همون اول میدونستن نمیتونن حکومت تشکیل بدن، فقط رفته بودن تا شهید بشن.
چون دیدن با ماندن نمیشد کاری انجام داد پس گفتند با شهید شدن کاری بکنیم؟
این بخشی از حقیقت ماجرا هست اما تمام و کمال اون نیست.
عظمت حادثه کربلا چیزی فراتر از اینکه انسان حرکت کنه و بره کشته بشه تا خونش پای ظالم رو بلرزونه و اون رو به زمین بزنه.
میشه اینطور گفت که نظر این دو دسته، در واقع درهم ریختن هدف و نتیجه بوده.
امام حسین هدفی داشتن. برای رسیدن به اون هدف یک راهی رو باید طی میکردن.
و اون راه دو تا نتیجه داشت.
حکومت.
شهادت.
که امام برای هر دو آماده بودن.
هم مقدمات حکومت را آماده میکردن،
و هم مقدمات شهادت رو.