بغض مثل سنگ گلوم رو گرفته. ۴ ماهه. هرچقدر اون گوشه موشه های روزهایی که گذشت اشک ریختم انگار کافی نبود. احساس دیگه بسه به وجود نمیومد.
میدونید مثلا، ممکن بود یدونه آقا دوستت دارم کف دستم بنویسم. برای دیدار رو میگم آقا. اما الان یه پرچم سرخ گرفتم دستم. نشونهی خونخواهی برای شما.
آقا خیلی غم سنگینیه.. خیلی. میدونم، حتما میگید اینا حوادث طبیعی روزگاره. برای رسیدن به قله. آروم باشید..
یک سمت رودخونه همینجوری اتوبوسه که ردیف شده. پلاک بعضی هاشون مال قم نیست. از شهرهای دیگه امانت گرفته شدن برای جمعیت امروز.
نکته قابل توجه و هنوز کمی غیرقطعی:
شاید شما هم بر بخورید.
احتمالا بعضی از اتوبوس های درون شهری اول میبرن حرم بعد جمکران. از اونجایی که ما سوار شدیم جمکران نمیبردن. گفتن اول میبریم حرم. حالا نمیدونم بعدش میرن جمکران، یا از اونجا باید اتوبوس دیگه ای به سمت جمکران رو سوار شد.
چهارخونه
نکته قابل توجه و هنوز کمی غیرقطعی: شاید شما هم بر بخورید. احتمالا بعضی از اتوبوس های درون شهری اول
خاک فرج (بلوار امام موسی صدر) سوار میکنن سمت جمکران. ولی خیلی شلوغه. همینجوری اتوبوس پر پشت هم دارن سعی میکنن حرکت کنن. انقدر شلوغه که اولین اتوبوس خالی دیده نمیشه.