https://eitaa.com/kallekado/502
به نسبت کتاب های دیگهی مدرسه شاید بهتر باشه اما نسبت به کتاب های دیگهای که مفاهیم دینی و اسلامی رو ارائه میدن به نظرم اونجور که باید نیست. (البته من ویرایش سه سال پیشش رو در نظر دارم اینکه الان چه شکلی شده و چه تغییراتی داشته رو نمیدونم.)
بعضی مفاهیم توش روان توضیح داده نشده. [ نمیگم همهاش ] یا استدلالش به نظرم جا داره بهتر توضیح بده.
من خودم واقعا ازش یاد میگرفتم. اما در مورد کتاب درسی فکر میکنم باید در نظر گرفت که عموم بچهها بتونن ازش یاد بگیرن. نه منی که شاید به خاطر خانواده یا محیط از قبل بعضی چیزها رو میدونستم.
کتاب بعضی چیزها رو فقط چون تو رشتهی انسانی نمیخونی بیشتر توضیح نمیده در صورتی که توضیح بیشتر لازم داره وگرنه انگار فقط یک شعار رو تکرار کرده. و من به وضوح تفاوت بین کتاب دینی انسانی و ریاضی رو دیدم که کمتر شده بود بعضی توضیحات.
و چون کتاب «دینی» هستش به نظرم خیلی مهمه که برای اکثریت جامعهی مخاطبش نوشته بشه. به زبان اونها باشه. و صد البته یه دبیر مناسب هم براش اختصاص داده بشه..
من خودم از اون دسته ای بودم که از نظر فهم و پذیرشش مشکلی نداشتم. ولی وقتی میدیدم اکثر همکلاسی ها و بقیه دانش آموزان ارتباط نمیگیرن برام سوال شد که چرا؟ و متوجه یک سری اشکالات توی کتاب شدم. نه اشکال در اینکه آره داره یه محتوای غلط ارائه میده. اشکال در بعضی شیوه های توضیحش. اشکال در دسته بندی ها و ارائهی مطالب. اشکال در مثالهای مختلفش.
یادمه برام سوال بود که.. واقعا چرا ما سال دوازدهم باید در مورد توحید میخوندیم؟ بهتر نبود روی این موضوع و استدلالهای مربوط بهش از سالهای پایین تر میخوندیم؟ بهتر نبود با روشهای مختلف اول میومدن وجود خدا و ویژگیهاش رو اثبات میکردن برای ذهن نوجوان بعد سراغ این میرفتن که اصلا چرا امام و پیامبر و انواع احکام و اصول دین و معاد و غیره؟
طرف اصلا تو ذهنش از پایه به خدا و صفاتش و عدالتش شک داره! بعد ما میگوییم که خب عزیزم اگر زمینی که روش نماز میخونی غصبی باشه نمازت باطله.
هدایت شده از خونه درختی
📃 # یادداشت شماره ۰۶ خونهدرختی :
─ *جستجو بریدههای مورد علاقهای که امروز خونده بود رو به اشتراک گذاشت.*
چهارخونه
«از هر طرف که بچرخید، مجبورید به کتاب اهمیت بدهید.»
وای هر بخش جلوتر میره جالب تر میشه. کلا ۱۳۰ صفحه هستش و زود تموم میشه. تو بخش بینهایت هم هست. پیشنهاد خوندنش رو میدم.
جامعه تشکیل شده از:
من هایی که رسالت/هدف خودشون رو تشخیص دادن.
+
من هایی که رسالت/هدف خودشون رو تشخیص ندادن.
اونی که رسالتش رو تشخیص داده، با پشتوانهای محکم تر تلاش میکنه. اما عموم افرادی که رسالت رو تشخیص ندادن، در جامعه همون نقاطی میشن که بیمسؤلیتی، فساد، تقلیدگری محض و ... ایجاد میشه.
کشف رسالت مثل شناخت جایگاه خودت در پازل جهانی میمونه. جهان بدون نسخهای از ما که رسالتش رو تشخیص داده و در اون راستا تلاش میکنه ناقصه. چون توی یک پازل، همهی قطعه ها اهمیت دارن.
[ بخشی از یادداشتهای دفترچه / دورهی کشف رسالت زندگی ] —