طرف خیلی پولداره. چند تا خونه و زمین و ملک داره. ولی مثلا برادرش، توی قرض و قوله شدید گیر افتاده. یا خونه نداره و مستأجره.
اینجا میتونه کمک کنه، ولی نمیکنه. به جاش میره به فلان خیریه مثلا یه عالمه پول میده. کار خیر رو انجام داده ها. ولی کارش اولویت اول نبوده. :))
خیلی فرق هست بین اولویتها. بعضی اوقات ما اولویت های اول تر رو فراموش میکنیم. و میریم سراغ بعدیها. فکر میکنیم بهترین کار خیر رو داریم انجام میدیم ولی.. کار مهم تر رو جا انداختیم.
حالا ما فرض میکنیم داداشه مشکل نداره و گیر به این ندیم که شاید داداشش آدم خوبی نیست که بهش کمک نمیکنه. اصلا هرچیه، راه کمک بهش رو پیدا کن. نمیشه بیخیال مشکل اطرافیان شد چون اوه او آدمیست که اشتباه های رفتاری دارد یا قدر کمک من را نمیداند.
واقعا مورد بوده که یک نفر توی شکست مالی بدی افتاده. اقوامی که میتونستن کمک کنن و این شکست سریع تر حل بشه هیچ کاری نکردن. و من دیدم اون بندهی خدا چقدر اذیت شد تا اون بحران مالی رو رد کنه. الحمدالله. خدا همیشه روزی رسونه.
اما میدونید اون اقوامی که وقتی دستشون میرسید کمک نکردن چه چیزهایی رو از دست دادن؟
با اون پولهایی که داشتن سرمایهگذاری کردن. و کل پولشون هپلی هپو شد..
نمیگم قطعا به خاطر این بوده که به اون فامیلشون کمک نکردن. ولی به نظرم احتمالش وجود داره که مربوط باشن.
اولویت رو فراموش کردن.
من متخصص دین نیستم، ولی چیزی که توی اسلام تا الان شنیدم و خوندم این بوده که خیلی روی نظام ارتباطی انسان با اطرافیانش حساب باز کرده.
چون هر آدمی، خودش یه فامیل داره. اینا یه شبکهی بزرگ از آدمها میشن که هر کدوم اقوامی دارن. هر کدوم حواسشون به چند تا از این اقوام باشه و هرکجا دستشون رسید کمک کنن، به نظرتون خیلی مشکلات حل نمیشه؟
یعنی سیستم به طور خودکار، روابط رو جوری تنظیم کرده که مشکلات رو در خودشون حل و فصل کنن.
یکی از علتهای تأکید روی صلهی رحم همینه. حل و فصل مشکلات سیستم جامعه.
حالا بله، فلان فامیل فلان رفتار زشت رو داره. فلان جور حرف میزنه. اینجور و اونجوره. جزئیات زیاد داره. شرایط های مختلف فرق میکنه. توصیه میشه تا جای ممکن صله رحم قطع نشه.
اینکه در چه جاهایی ارتباط قطع شدنش اشکالی نداره رو از اهلش بپرسید. قطعا هرجایی نیست و شرایط داره که خودتون باید بررسی کنید.
تأکید اصلی روی صلهی رحمه.
یکی از دلایل دعوت اقوام برای عروسی و این مراسمات هم همینه. این شبکهی ارتباطی باید متصل بمونه. حتی میبینیم که وقتی فرزندی هم به دنیا میاد توصیه میشه چه کاری انجام بدن؟ آفرین ولیمه دادن.
حالا ما تازه میرسیم به اینکه خب میخواهیم عروسی بگیریم و ولیمه ای بدهیم.
چگونه عروسی بگیریم؟
قطعا نه برای اینکه دل فلان فامیل رو بسوزونیم. چون عه؟ فکر کنم برخلاف سیستم ارتباطی اسلامیه! قرار بود این سیستم مشکلات رو حل کنه نه اینکه باعث بشه یکی دلش بسوزه یا از حرص بره یه حرکتی بزنه که بگه من بهترش رو دارم و منجر به اسراف و مسائل دیگه بشه.
و من واقعا هنوز درک نکردم اون سیستم صوتی و باندهای با صدای وحشتناک چرا باید وجود داشته باشن.
حالا اصلا بحثم در درست و غلط بودن رقص نیست. دارم میگم با یه چند درجه صدای کمتر نمیشه؟ حتما باید احساس کنی مغزت داره توی سرت جا به جا میشه و قلبت و شکمت درهم پیچیده و یکی شده و کر شدی؟
واقعا چرا خب؟
بعد توروخدا. حالا بحث دین به کنار.
این حجم از ضرب آهنگ و صدای بلند به بدن آدم آسیب میزنهها. :))
یه شب هزار شب نمیشه هم حرف بی معنی هست. چون تو میکنی بقیه هم میکنن. و در نتیجه، بله. اون یه شب چندین شب میشه و اثراتش توی بدن وجود داره.
و صبر کن یه شب هزار شب نمیشه؟ چرا فکر میکنیم همون یه شب هم تأثیر خودش رو نداره؟ حالا چون شاید اثراتش در لحظه دیده نمیشه که معنی نمیده هیچ ضرری نداشته باشه.
مثل این میمونه که در یه مقیاس بزرگ تر بخوایم بگیم یه قتل که هزار قتل نمیشه.