تأکید اصلی روی صلهی رحمه.
یکی از دلایل دعوت اقوام برای عروسی و این مراسمات هم همینه. این شبکهی ارتباطی باید متصل بمونه. حتی میبینیم که وقتی فرزندی هم به دنیا میاد توصیه میشه چه کاری انجام بدن؟ آفرین ولیمه دادن.
حالا ما تازه میرسیم به اینکه خب میخواهیم عروسی بگیریم و ولیمه ای بدهیم.
چگونه عروسی بگیریم؟
قطعا نه برای اینکه دل فلان فامیل رو بسوزونیم. چون عه؟ فکر کنم برخلاف سیستم ارتباطی اسلامیه! قرار بود این سیستم مشکلات رو حل کنه نه اینکه باعث بشه یکی دلش بسوزه یا از حرص بره یه حرکتی بزنه که بگه من بهترش رو دارم و منجر به اسراف و مسائل دیگه بشه.
و من واقعا هنوز درک نکردم اون سیستم صوتی و باندهای با صدای وحشتناک چرا باید وجود داشته باشن.
حالا اصلا بحثم در درست و غلط بودن رقص نیست. دارم میگم با یه چند درجه صدای کمتر نمیشه؟ حتما باید احساس کنی مغزت داره توی سرت جا به جا میشه و قلبت و شکمت درهم پیچیده و یکی شده و کر شدی؟
واقعا چرا خب؟
بعد توروخدا. حالا بحث دین به کنار.
این حجم از ضرب آهنگ و صدای بلند به بدن آدم آسیب میزنهها. :))
یه شب هزار شب نمیشه هم حرف بی معنی هست. چون تو میکنی بقیه هم میکنن. و در نتیجه، بله. اون یه شب چندین شب میشه و اثراتش توی بدن وجود داره.
و صبر کن یه شب هزار شب نمیشه؟ چرا فکر میکنیم همون یه شب هم تأثیر خودش رو نداره؟ حالا چون شاید اثراتش در لحظه دیده نمیشه که معنی نمیده هیچ ضرری نداشته باشه.
مثل این میمونه که در یه مقیاس بزرگ تر بخوایم بگیم یه قتل که هزار قتل نمیشه.
چهارخونه
دقیقا. واقعا خیلی حیفه که ما داریم نادیده میگیریم. و خوشحالی لحظهای رو فدای خیلی چیزها میکنیم. فکر میکنیم اگر بعضی چیزها رو چند درجه بیاریم پایین تر و در حد متوسط تر داشته باشیمشون چیزی رو از دست دادیم. چون یه شبه پس همه چیز باید بدون هیچ حد و مرزی باشه.
نه چون دقیقا فقط یه شب عروسی توی زندگیه نباید هرکاری توش انجام بشه!
چهارخونه
الان پیامت رو خوندم و فهمیدم که درست نرسوندم که منظورم فامیلای عروس و داماد بود.
یعنی مهمونها با لباس مجلسی و بدون پوشش خاصی هستن و آقایون رفت و آمد میکنن. و استدلالشون دقیقا همینه که حالا یکم پوشیده تر شدن یا چادر رنگی پوشیدن باعث میشه فیلم عروسی خراب بشه. در نتیجه نمیپوشن.
من تو مدرسه مون یادمه طرف در ظاهر مذهبی بود و حجاب داشت. ولی همچین افکاری داشتن. که تو عروسی همه به هم محرم هستن پس اشکال نداره بدون پوشش باشیم.
بچهها ببخشید ولی من یکم توی دلم به این تناقض خندیدم اون موقع.