هدایت شده از 焚
نه اینکه خودمونو جدا کنیم و بریم تو یه روستا زندگی کنیم و فلانها. منظورم اینه که حواسمون باشه دنیا برای ما ساخته شده نه ما برای دنیا
Get it
بدن برای ما ساخته شده. ما این بدن نیستیم. بدن صرفا یه مرکب و اسبیه که قراره تو این دنیا توش باشیم و نمیدونم رشد کنیم فلان کنیم. هرچیزی که هست فراتر از این مسخرهبازیاست
هدایت شده از 焚
انگار همین نیازمند بودن، بخشی از معنای انسان بودنه اینکه میگن آدم موجود اجتماعیه خیلی ناقصه. آدمیزاد موجودیه که در بستر رابطهها شکل میگیره
بخش بزرگی از رشد انسان، اساسا بدون حضور انسانهای دیگه ممکن نیست. شاید اینجوری بشه گفت که بخشی از معنای زندگی در نوع مواجههٔ ما با موجودات دیگه، رنج اونها و مسئولیتی که در قبالشون داریم شکل میگیره