‹ پناهگاه شعر ›
آرزوها،همه برباد شد و عمر گذشت
هیچکس، هیچمدالی ز صبوری نگرفت...
هَرچِه کَردم کِه فَراموش شَود خاطِرِ تو
خود فَراموش شُدم ، نام ِ تو از یاد نَرَفت...💔
‹ پناهگاه شعر ›
زل بزن در چشمم و شعری برای من بخوان ؛
تا کمی دیوانهات را شعر درمانی کنی ..🌚
‹ پناهگاه شعر ›
◝تو نميدانی عزيز من؛
ولي تمام ِ راههای ِ دلم به تو ختم ميشود.
حتی بیراههها . .🌱💙' :) ! ◟