‹ پناهگاه شعر ›
شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سال ها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
‹ پناهگاه شعر ›
پاییز به کام عاشقان شیرین است
سهم من و تو خوردن نارنگیهاست :)
تو را من دوستت دارم شبیه کودکیهامان
همان ده تا که میدانی برایم کل دنیا بود :)
ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پَری
من چه گویم جانِ من، از هر چه گویم بهتری؛
گفته بودم بی تو میمیرد دلم، اما نمرد..
زنده ماند آری؛ ولی دیگر برایم دل نشد...!