‹ پناهگاه شعر ›
من همان خستهی بیحوصلهی غم زدهام . .
دختر بدقلقی ك رگخوابش شعر است :)
‹ پناهگاه شعر ›
از تو هر چیزی نوشتم شعرهایی خیس شد ؛
چند خط باران فقط جا داده ام در دفترم : )!
آنقدر نیامدی تا عاقبت پاییز شد ،
کاسهیِ صبرم از این نیامدنت لبریز شد ! :) .