🍉 شب یلدا چه شبی!!!
پُر نقش است و نگار
شب سیب است و انار!
📖 همه اش خاطره و مهمانی
شب حافظ خوانی!
🌃 شب دورهمی و عشق و غزل
گرم و شیرین چو عسل
☃️ شب یلدا یعنی:
«شب برفی که زَنَد طعنه به مستیِ بهار»
❤️ هر چه گفتم به کنار؛
فرصت خواندن شعر فرجش بیشتر است!!!
🙏 اَللّهُمَّ عَجِّلِ لِوَلیِّکَ الفَرَج
🍉 شب #یلدامبارک
طاهره ابراهیم نژاد آکردی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
شکاف انار
مهدا میشنوی!!!
یلدا در گوش ما نجوا میکند...
از تاریکی نترسید.
به یکدیگر تکیه دهید
و عشق را مانند انار
با تمام وجودتان بشکنید
و تقسیم کنید.
امشب
تو انار من هستی!
من از زخم کوچکت شروع میکنم
مرهم دردت میشوم!
بگذار شب بگذرد
بگذار تاریکی غلیظتر شود
من با همان شرمی که یک انار را از شاخه جدا میکنند
تو را میستایم!
و باور کن...
شهد این انار سرخ
به اندازه تمام عمر کوتاه و بلند ما
شیرین است...
همین!
#یلدا
#محبت
طاهره موحدیپور(مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
حضرت_باقرالعلوم_علیهالسلام
وخدا خیر تو را خواست که عالم باشی
اولین مدرسه ی شیعه معلم باشی
به رجب وصل شوی تا که مرجب بشود
ماه رب را بگشایی در و صائم باشی
مغز بادام حسین و حسنی یعنی که
شهد شیرین لب احمد و هاشم باشی
این همه لطف خداوند به این شعر فقط
اینکه تو واسطه بر این دل نادم باشی
باقر العلم من از روضه فقط گه گاهی
این مجسَم بکنم آن که مجسِم باشی
شاید امشب برسد بوی خوش گل که اگر
تو سفارش کن این خار مزاحم باشی
کربلا بی تو ندارد سر همراهی ما
کاش تنها نه رجب بلکه مداوم باشی
زینت کریمی نیا
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
چگونه گم نکنم راه را در این وادی؟
-بگیر دست تضرع به دامن هادی
مرام محض امامین عسگریین است
اسیر بودنی از جنس ناب آزادی
سیاهچال نموری نبود دنیا بیش
اگر نبود بنای دلت به آبادی
به لطف توست که عبدالعظیمها دارند
چنین جلال ملوکانهای در این وادی
اضافههای بساط دعای جامعه است
رسیده است حلاوت اگر به قنادی
غم زیارت تو بر سرم خراب شده
وگرنه نیست دل ما غریبه با شادی
به قیمت همهی عمر سوختن بودهست
به خیل شبزدگان هرچه نور میدادی..
سیده تکتم حسینی
#امام_هادی_علیهالسلام
@goharshadqom
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
ذکر فرج
از باد و طوفان ها نمی ترسد عبایت
آسوده تکیه می زند بر شانه هایت
از کفتر جَلد تو گنبد را گرفتند
در آسمان پیدا شد اما ردپایت
در لا به لای "جامعه"باریده هر روز
ابر زیارت نامه خوان سامرایت
ذکر لبان حضرت عبدالعظیمی
نام تو کرده مردم ری را هدایت
هر بار در سجاده ات جریان گرفتی
سیراب شد حور و ملک با ربّنایت
تو جد قائم هستی و در اوج غم ها
ذکر فرج بوده همیشه در دعایت
فرزانه قربانی
#امام_هادی_علیهالسلام
@goharshadqom
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
⭕️⭕️
سلام خدمت دوستان شاعر 🌼🌼🌼
منتظر ارسال اشعار زیبای شما هستیم.
سرای شعر شبکه نویسندگان علاوه بر انتشار اشعار خوب شما، برنامه های متنوع دیگری در راستای پیشرفت عزیزان شاعر دارد که به زودی خدمتتون اعلام میشود.
خبرهای خوشی در راه است...
ارسال آثار به
@morning_rain_1403
سایت انتشار آثار
http://www.nevissa.ir
🌼🌼🌼
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
سجده
روی خاک افتاده است امشب منِ بارانی ام
اشک می ریزد میان سجده طولانی ام
از رگ گردن به من نزدیکتر! حرفی بزن
بهتر از من، بهتر از هر آینه، میدانی ام
در میان سجده آخر شکستم خویش را
یک منِ دیگر بنا کن بعد ازین ویرانیام
آدمیزادم پر از طغیان، پر از پیچیدگی
میروم هر شب به جنگ آن منِ شیطانی ام
راستی با من چگونه مهربانی می کنی؟
من که خود می ترسم از آن نیمه پنهانی ام
عاطفه خرمی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
شرح قصه
بیخانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
ویرانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
میخواستیم سر بگذاریم رویِ... آه
بیشانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
شب تا سپیدهدم چه غریبانه سوختیم
پروانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
افسوس هرکه دمخور ما شد شکستِمان
پیمانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
با آنکسی که رفت و نشد آشنای دل
بیگانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
بی عشق، میرویم و فراموش میشویم
افسانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
شعر مرا ندیده بگیرید و بگذرید...
دیوانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
جواد محمدی دهنوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
باور
میخواستم دومرتبه باور کنم تو را
چون قصههای کودکی از بر کنم تو را
میخواستم میان هیاهوی زاغها
مشتاق بالهای کبوتر کنم تو را
پیغمبر سکوتی و با سحر این سخن
میآمدم که یک شبه کافر کنم تو را
اما تو یک بغل گل حسرت شدی که من
با دستهای گم شده پرپر کنم تو را
گفتم بیا دوباره شکایت کنم ولی
سودی نداشت زخم مکرر کنم تو را
پرسیدم از خودم که چرا با گلایه ای
مشغول یک بهانه دیگر کنم تو را؟
ای کاش میگذاشتی ای روزگار خوش
با روسری آبی خود سر کنم تو را
بگذار بگذریم از این قصه هر چه هست
اصلا بنا نبود مکدر کنم تو را
عاطفه سادات موسوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
﷽
سکوت
برسان به جهانِ سکوت، مرا
به نسیم خوشِ ملکوت، مرا
به کویر و به کوه و به چشمه، به رود
به صنوبر و سرو و بلوط، مرا
به دعای پر از غم پیله، به برگ
به نجابت شاخهی توت، مرا
چه کسی و کجاست که نی زده؟ آه
برسان به صدای فلوت، مرا
همه عمر عنایت دست تو بود
که گرفت به وقتِ سقوط، مرا
برسان به خودت، به صداقت محض
به اُلوهیت جبروت، مرا
سحر است سحر، سحر است ببر
به لطافت بالِ قنوت، مرا
ماهرخ درستی
#خدا
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
چالش
خسته ام، خسته تر از آنکه بدانم! چه کنم
دلِ من سوخت از این عشق نهانم! چه کنم؟
خسته ام مثل همان ماهی قرمز در حوض
که شناور وسط آب روانم، چه کنم؟
بی تو پژمرده شده غنچه در این باغِ غزل
برگ ریزانِ غم و فصلِ خزانم، چه کنم؟
گفته بودی که به چشمانِ تو معتادم من
بی خبر رفتی و بی نام و نشانم، چه کنم؟
سایهام همسفرم نیست در این تنهایی
گم شدم در خودم و دل نگرانم، چه کنم؟
ساداتحسینیزاده(سایه)
#غزل
#خستگی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به امام جواد علیه السلام
عطر یوسف را ز مصر باستان آوردهاند
یا ملائک از خراسان زعفران آوردهاند؟
خاک، امروز از قدوم یار افلاکی شدهست
یا برایش تُربت از باغ جنان آوردهاند؟
کاروانی از فرشته طاقهای از نور را
کهکشان در کهکشان در کهکشان آوردهاند
تا پرستوهای قُدسی، مأمنی پیدا کنند
از مقام عرش، بر فرش آشیان آوردهاند
باز در گوش صدف باید سرود عشق خواند
ای سروش آواز کن! دُرّ گران آوردهاند
تا طنینش گنبد هفتآسمان را پر کند
هاتفان گلدسته میجویند، اذان آوردهاند
سفرهی احسان و بخشایش به شوق آمد که دید
آبروی جود را از لامکان آوردهاند
کشتیِ اهل وِلا خالی نماند از ناخدا
از حریرِ ماهتابش، بادبان آوردهاند
یک غزل دارد ولایت، چارده بیتالغزل
آسمانیها برای شعر، «آن» آوردهاند
مشهد و بابُ الجواد و گنبد برفی... ببین!
ابرها نقل و نبات از آسمان آوردهاند
عطر فروردین میآید از خراسانِ رضا
دستهگل از دامن این بوستان آوردهاند
یا رضا! از روضهی رضوان به یُمن نوگُلت
صد گلستان را برایت ارمغان آوردهاند
ای غزالان! در به در دنبال صیّادید اگر
در مدینه دلبری ابرو کمان آوردهاند
به! چه مولودی! دهان یاوهگویان بسته شد
شیعیان را مرهم زخم زبان آوردهاند
کاروان نور حیران بود بعد از شاه توس
کاروان! برخیز از جا! ساربان آوردهاند
شیعه مولودی از این مولا مبارکتر ندید
در تن اسلام، گویی باز جان آوردهاند
از تبار شیر حق، بخشندهای دیگر رسید
ای یتیمان سفره بگشایید! نان آوردهاند
نام تو نور است روی چشم سرد طاقچه
با تو آیینه برای شمعدان آوردهاند
از تو میگویند شببوها به گوش رازقی
سروها نام تو را روی زبان آوردهاند
این زمان باید که حرزت را به بازو داشتن
فتنهها بر ما هجومی بیامان آوردهاند
تا ثریّا رفته علمت، خوشخیالی را ببین!
عالمان دهر، پیشت نردبان آوردهاند
وای من! در جامِ درمانِ جهان، سم ریختند
نوشدارو را به بزم شوکران آوردهاند
چشمهی جود و کرم! در خانهات لبتشنهای!
در مقاتل روضههای خونفشان آوردهاند
آه از آن غربت که باشد قاتلت همخانهات!
پشت درب حجرهات آوازهخوان آوردهاند
در تسلّای عزای تو کبوترها سه روز
بالهاشان را برایت سایهبان آوردهاند
آه! از آن خورشید بیسر که سرش بیسایه بود
بر سرِ آن تن، چهها شمر و سنان آوردهاند؟!
کِی لب حق بسته گردد؟ اهل باطل را ببین!
در مصاف صوت قرآن، خیزران آوردهاند
مثل اکبر، غربتت را روضهخوانان خواندهاند
هر زمان تابوتی از سروی جوان آوردهاند
✨گروه هیئت الشعرا✨
سرودهی جمعی از شاعران قم
#جوان_الائمه_علیه_السلام
#باب_المراد
#امام_جود
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall