هدایت شده از 🔅 سید منیرالدّین حسینےِ الهاشمے
🔹مصاحبه با دکتر محمدباقر ذوالقدر درباره مرحوم سید منیرالدّین حسینیِ هاشمی
ramzeobour.com/برای-تصویب-اصل-ولایت-فقیه-شب-و-روز-نداشت.html
غربگرایان رمانتیک و متوهم که درکی از واقعیت آنارشیک جهان نداشتند و مدام توسعهی امارات را در چشم ما فرو میکردند و دوگانهی جعلی «موشک» یا «توسعه» را مطرح میکردند، کجایند؟
امنیت نه فقط پیشنیاز، که حاکم بر توسعه است. یعنی هرجا امنیت باشد، توسعه میتواند محقق شود. اگر امنیت نباشد، توسعهْ متزلزل و یا غیرممکن است.
«امنیت برونسپاریشده» به قدرتهای بزرگ، امنیت نیست، که عامل ناامنی است.
پس توسعهی کشورهای عربی، نه توسعه، که «ابتذال» بودند.
هدایت شده از پژوهه
🔹خوانشی فلسفی- سیاسی از دو روایت قدرت در تجاوز نظامی استکبار علیه ملت ایران
حمداله اکوانی
🔻در تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مفهوم متضاد از قدرت با یکدیگر روبهرو شدهاند؛ تقابلی که میتوان آن را فراتر از صرف درگیری نظامی، به مثابه برخورد دو «رژیم حقیقت» متفاوت تحلیل کرد. از یک سو، واشنگتن و تلآویو بر مفهوم کلاسیک «قدرت سخت» تکیه کردهاند؛ قدرتی که با هواپیماهای پیشرفته، ناوهای جنگی و موشک و دیگر سخت افزارها تعریف میشود. این نوع قدرت، تجسم عینی خرد مدرن و گفتمان توسعه خطی است که قدرت را در تمرکز، انباشت و قابلیت مشاهده جستجو میکند. در این گفتمان، قدرت همچون کالایی مادی و قابل اندازهگیری تصور میشود.
🔻از سوی دیگر، ایران با اتکا به «قدرت مقاومت» که پراکنده، غیرمتمرکز، شبکهای و مبتنی بر باورهای عمیق است، در برابر این ابرقدرت نظامی ایستاده است. فوکو در درسگفتارهای خود درباره حکومتمندی نشان داد که قدرت دیگر تنها در شکل سلبی و سرکوبگر خود ظاهر نمیشود، بلکه به مثابه شبکهای منعطف و فراگیر عمل میکند. اما آنچه ایران به نمایش گذاشته، قرائتی معکوس از این ایده فوکویی است؛ مقاومت نیز میتواند شبکهای، منعطف و نامرئی باشد. ایران در برابر «حکومتمندی» آمریکایی، نوعی «زیستمقاومت» را فعال کرده که در آن بدنها و باورهای سوژهها به میدان نبرد تبدیل میشوند. چنانکه فوکو در تحلیل انقلاب اسلامی ایران به این نکته اشاره کرد که چگونه «اراده جمعی» میتواند در برابر مستقرترین قدرتها قد علم کند؛ ارادهای که از دل تکنولوژیهای حکومتمندی مدرن سر برمیآورد و آنها را به چالش میکشد.
🔻در این میان، یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت مقاومت، ماهیت شبکهای و غیرمتمرکز آن است که با مفهوم «ریزوم» ژیل دلوز قابل فهمتر میشود. دلوز در مقابل تفکر درختوار که مبتنی بر سلسله مراتب، ریشه و مرکزیت است، تفکر ریزومی را مطرح میکند؛ شبکهای بدون آغاز و پایان، با اتصالات افقی و چندگانه. ایران افزون بر نظام معنایی قدرت ملت ایران، طی دههها شبکهای از متحدان منطقهای ایجاد کرده که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود. این شبکه که متحدانی با نظام معنایی مشترک منبعث از آموزه های اسلامی در لبنان، عراق، یمن، فلسطین و سوریه را شامل میشود، بر اساس منطق ریزومی عمل میکند؛ معتقد به آرمان مشترک بدون فرماندهی مرکزی متصلب، با قابلیت بازآرایی مداوم و مقاومت در برابر ریشهکنی. ریزوم «همواره دارای خطوط گریز است»؛ خطوطی که قدرت متمرکز و سخت قادر به ردیابی و انسداد کامل آنها نیست. مقاومت اسلامی با بهرهگیری از همین خطوط گریز، اعتبار قدرت متمرکز سخت را به روشهای مختلف «از رسمیت میاندازد» و آن را در مواجهه با امر سیال و ناپایدار، درمانده نشان میدهد؛ چیزی که در بیست روز گذشته، مقاومت شبکهای اسلامی بر سر قدرت برتر نظامی فیزیکی جهان آورده است.
🔻آنچه در این میدان نبرد رخ میدهد، صرفاً برخورد دو ارتش نیست، بلکه برخورد دو «روایت» و دو «نظام دلالت» است؛ نظام معنایی قدرت مادی سخت که به دنبال زور و غلبه و شکستن اراده مردم است، در مقابل نظام معنایی قدرت مقاومت که بر اذهان و قلوب مردم استوار است. پس از گذشت چند هفته از جنگ، ترامپ درباره معنای پیروزی سردرگم مانده است. در اینجاست که فلسفه پسامدرن با نقد «فراروایتها» به کمک ما میآید. فراروایت پیروزی در گفتمان غربی، روایتی خطی و تجمیعی است؛ نابودی بیشتر زیرساختها، کشتن بیشتر انسانها و اشغال جغرافیای بیشتر. از منظر قدرت سخت، آمریکا و اسرائیل توانستهاند زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار دهند. اما از منظر قدرت مقاومت، ایران نهتنها تسلیم نشده، که با حضور اراده جمعی در خیابانها، بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و اثبات مانایی شبکه مقاومت، روایت دشمن از «پیروزی سریع و کمهزینه» را به چالش کشیده و ترامپ را در اعلام پیروزی مستاصل کرده است.
🔻لذا جنگ کنونی، در واقع تقابل دو جهانبینی متضاد درباره چیستی قدرت است. آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با انباشت بینهایت قدرت سخت میتوانند اراده ملتها را درهم بشکنند. اما ایران با تکیه بر قدرت مقاومت، نشان داده که ایمان، هویت و شبکههای مردمی، ظرفیتی پایانناپذیر برای ایستادگی ایجاد میکند که از دید تحلیلهای کلاسیک روابط بینالملل پنهان میماند. نبرد کنونی، نبردی است که نتیجه آن نه با قدرت فیزیکی، که در باور ملتها رقم خواهد خورد؛ در روایتهایی که روح جمعی مردم را جهت میدهد، در خاطره جمعی که شکل میگیرد و در ارادهای که همچنان بر گفتمان مقاومت استوار است. نتیجۀ این جنگ نظریههای قدرت را هم بازسازی خواهد کرد.
مدرس دانشگاه
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
هدایت شده از مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
🔻گسست پارادایمی در دکترین هستهای؟
✍️مصطفی نجفی
🔻در چارچوب یک ارزیابی راهبردی جدید در تهران، نشانهها حاکی از آن است که ایران ممکن است در آستانه یک گسست پارادایمی در دکترین هستهای خود قرار گرفته باشد؛ گسستی که الزاماً در امتداد منطق تدریجی و محافظهکارانه دو دهه گذشته تعریف نمیشود، بلکه میتواند بیانگر گذار به یک الگوی بازدارندگی و کنشگری متفاوت باشد.
در ادراک بخشی از نخبگان حاکم در تهران به ویژه پس از جنگ اخیر، تجربه دو حمله نظامی، بنیانهای اتکا به ترتیبات و رژیمهای بینالمللی از جمله NPT را با چالش جدی مواجه کرده است. در این قرائت، تداوم پایبندی به این رژیم نهتنها تضمینکننده امنیت ملی تلقی نمیشود، بلکه بالقوه میتواند به محدودسازی گزینههای راهبردی در شرایط تهدید منجر شود.
بر این اساس، فضای تصمیمگیری در تهران در حال نزدیک شدن به یک نقطه عطف است؛ نقطهای که در آن بازتعریف اهداف، ابزارها و سطوح تعهد در برنامه هستهای، بهعنوان یک ضرورت راهبردی در حال صورتبندی است.
همانطور که جنگ ۸ ساله در ابتدای انقلاب، بنیانهای بازدارندگی ایران را شکل داد، جنگ فعلی تفکر بازدارندگی و دکترین امنیت ملی ایران را چندوجهی و متحول خواهد کرد.
#نبرد_با_آمریکا
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید👇
✅️ @mesle_Beheshti
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
جنگ نابرابر اطلاعاتی ما با نظام سلطه
حجم اشراف اطلاعاتی نظام سلطه که از خرداد404 تابحال منجر به شهادت سران نظام و مسوولان نظامی و امنیتی کشور و اخیرا شهادت وزیر اطلاعات انجامید، آیا به معنای ضعف دستگاه اطلاعاتی ایران است؟ این پرسشی است که در چندماه گذشته بر اذهان مردم سنگینی میکند. پاسخ اجمالی بدین سوال منفی است چرا که دستگاه اطلاعاتی کشور عملیات های بزرگی در داخل و خارج کشور انجام داده که یکی نمونه از آنها، انتقال اسناد مهم از داخل اسراییل به کشور بود. ولی ضرباتی که ما متحمل می شویم بیش از اینکه ناشی از اختلال در دستگاه اطلاعاتی ما باشد ناشی از حجم و گستره تهاجم امنیتی به کشور است که به شرح ذیل توضیح داده می شود:
1- طبق گزارش مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در سال1401، بالغ بر چهل و اندی کشور تحت رهبری آمریکا، اقدام به کنسرسیوم امنیتی علیه ایران نموده اند و دستگاه اطلاعاتی کشور با این کنسرسیوم بزرگ و گسترده در حال جدال و مبارزه است.
2- بخشی از اشراف اطلاعاتی نظام سلطه متکی بر ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی و دستگاههای الکترونیکی و امثالهم است که سهم دسترسی ایران بدین مقوله بسیار ناچیز است و از سوی دیگر و فضای مجازی در تمام لایه ها، محمل مهمی برای اشراف اطلاعاتی نظام سلطه است و بخشی از تقلای ما برای ارتقای حکمرانی فضای مجازی و توسعه شبکه ملی اطلاعات و سرویسهای پایه و کاربردی آن اعم از موتور جستجو و پیام رسان و سکوهای بومی، تامین امنیت بوده است. جریانهای استعمار سایبری و خام اندیش فاوا، بزرگترین مانعین تسریع در توسعه کامل شبکه ملی اطلاعات و حکمرانی سایبری کشور بوده اند. به موازات، مهاجرت و فری لنسری متخصصین امنیت عامل مهمی در اختلال در تامین نیروی انسانی لازم برای امنیت سایبری است.
3- حکومت دست نشانده پهلوی در طی پنجاه و اندی سال حکومت با طیفی از مردم همین جامعه حکومتداری کرده و ساده انگاری است که فکر کنیم بعد از انقلاب همه این طیف نظرشان از پهلوی برگشته و یا از کشور فرار کرده اند. تعداد اینها 1درصد از جامعه ایران هم باشد شبکه گسترده ای برای جاسوسی تامین خواهد شد. از سوی دیگر ساواک پهلوی تحت آموزش و کنترل موساد بوده است و طبیعی است که شبکه گسترده و مخوف ساواک در خارج کشور و بازماندگان داخلی آن، همچنان در خدمت موساد باشند. بهائیان یک مذهب نیستند بلکه یک فرقه دست ساخته نظام سلطه هستند که از ارکان حاکمیت پهلوی بودند. بهائیان بعد از انقلاب زیست خود در جامعه ایرانی را ادامه داده اند و به دلیل عدم امکان تمییز از توده مردم، بهترین ظرفیت نفوذ و جاسوسی را دارا هستند. یهودیان صهیونیست و آنوسی که قابل تفکیک از سایر یهودیان نیستند و یهودیان ایران هم تابحال سازوکاری برای شناسایی ایشان به دستگاه امنیتی ارایه نداده اند، ظرفیت مهم دیگر جاسوسی برای نظام سلطه هستند.
4- فاصله بسیار زیاد قیمت دلار و ریال عملا امکان لغزش افراد ضعیف النفس در مقابل پیشنهادات دلاری برای جاسوسی است.
5- گسترده گی و تنوع جامعه ایرانی و عدم اجازه قانونی و شرعی برای کنترل حداکثری جامعه و دخالت در حریم خصوصی مردم به بهانه امنیت (برخلاف رویه نظام سلطه که نظارت و کنترل حداکثری به جامعه اعمال میکند) عامل دیگری برای راحتی فعالیت شبکه جاسوسی در داخل کشور است.
عملیات های موفق و اشراف دستگاه اطلاعاتی کشور نشان میدهد که این دستگاه فراتر از نظام اطلاعاتی یک کشور عادی در حال فعالیت است ولی موارد فوق حاکی از حجم گسترده تهاجم امنیتی و زمینه های مساعد داخلی برای آسیب پذیری است فلذا ضرورت دارد با این ملاحظات نسبت به بازسازی دستگاه اطلاعاتی کشور اقدام گردد.
عزیز نجف پور آقابیگلو
8فروردین1405
https://eitaa.com/a_najafpour
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
بخشهایی از وصیت نامه سیّد الشهدای امنیّت، حجت الاسلام سید اسماعیل خطیب
وزیر شهید اطلاعات:
🔹الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمّد و آله الطيبين الطاهرين سيّما بقيّة الله في الارضين و لعن الدائم علي اعدائهم اجمعين الی قيام يوم الدين.
🔹۱. همه مخصوصاً اولاد و ذریه ام را سفارش میکنم به رعايت تقوی، عمل به احکام الهی، توکل بر خدا، حسن ظن به پرورگار، محبت و توسل بر پيامبر و اهل بيتش (صلوات الله و سلامه عليهم) و مداومت بر زيارت ائمه اطهار علیهم الصلاه و السلام.
🔹۲. انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و ولايت مطلقه فقيه دستآورد امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) و خون مطهر شهدا -رحمة الله عليهم- است. لذا توصيه مي کنم همه فرزندان و نسلم را بر اعتقاد، التزام و فداکاري در راه آن.
🔹۳. ادامه راه امام شهید رمضان حضرت آيت الله العظمی امام خامنهای -قدّس سرّه الشریف- به عمل است و پيروي و تبعیت کامل از ولي فقيه و نايب بر حق امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف-. این پیروی، چراغ راه و نجات بخش دنيا و آخرت همه است. در کشاکش دهر و فتنه ها به او اقتدا کنيد و ذره اي پيش يا پس نيافتيد که افراط و تفريط ضلالت است و گمراهي. المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق.
🔹۴. انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای -مدظله العالی- هدیه الهی است که باید با پیروی، این نعمت را شکر گذارید.
🔹۵. اگر ممکن است از مقام معظم رهبري (ادام الله ظله العالي) برايم طلب آمرزش و بخشش نماييد. مخصوصاً نسبت به حقوق شرعيه و بيت المال. البته به نظرم در حد ممکن ادا و احتیاط کرده ام. ولي اگر اين لطف را نمايند ان شاء الله خداوند بر مقام رضای ايشان بيافزايد.
🔹۶. قرآن، دعا، زيارت، نهج البلاغه را همراه با ترجمه يا تفسير زياد بخوانيد. نماز اول وقت را فراموش نکنيد و تا مي توانيد از نوافل غفلت نکنيد مخصوصاً نافله صبح و نماز شب.
🔹۷. مداومت بر دعاي فرج، زيارت عاشورا، زيارت جامعه کبيره، زيارت امين الله، زيارت و صلوات و تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها)، صلوات امام رضا (عليه الصلاة و السلام)، ذکر مبارک منقول از حضرت امام رضا (عليه السلام) بعد از نماز صبح با مقدماتي که از امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل شده و ... .
🔹۸. اخلاق حسنه، صله رحم، حمايت و هواداري و پشتيباني از يکديگر در چارچوب اوامر الهي را به همه فرزندان و اقوام تاکيد مي کنم. در کلام و گفتارتان همواره عرض و آبروي افراد را لحاظ کنيد.
🔹۹. اعتدال در دين، دنيا، زندگي، خانواده، سياست و امور اجتماعي را هميشه رعايت نماييد.
🔹۱۰. همواره صدقه بدهيد و فقرا را شريک زندگي خود بدانيد و با آبروداري به آنها کمک کنيد. از روحيه همسرم در کمک به فقرا متشکرم.
🔹۱۱. به لطف الهي اميدوارم و از همگان حلاليت مي طلبم و التماس دعا دارم و درخواست عفو و بخشش دارم تا خداوند بزرگ آن ها را ببخشايد و مشمول کرم و جود خود قرار دهد و اگر حقي از کسي دارم، بخشيدم تا خداوند عظيم و کريم، من روسياه و بی زاد و توشه را ببخشد.
🔹۱۲. خيلی ها در حق من لطف داشته اند و همه اش از فضل الهي بوده است. ان شاء الله پس از مرگم دعاي خير نمايند و در مورد خانواده ام و فرزندانم لطف داشته باشند.
🔹۱۳. چشم اميد دارم به خيرات و مبرات شماها و همه مومنين لذا قرآن، نماز، روزه، دعا، زيارت و ... را در حد وسعتان سپاسگزارم.
🔹پروردگارا بر درجات امام خمينی در عليين بيافزا، پروردگارا تا ظهور حضرت ولی عصر (عجلّ الله تعالی فرجه الشريف) همواره بر عزت و نصرت نظام جمهوری اسلامی ايران و رهبری آن را بحق محمد و آل محمد صلوات الله عليهم بيافزا و از گزند حوادث و فتنه ها و توطئه ها و تهديدات و آسيب ها محفوظ بدار، پروردگارا تمامی کسانی که حقی بر گردن من دارند مشمول لطف و عنایت و رضوان خود قرار ده، مخصوصا شهید حسن باقری و شهید مجید بقایی. پروردگارا به درجات شهدای خانواده از جمله شهدای حکیم بیفزای. پروردگارا به محمد و آل محمد درود فرست و همه حاجات ما را برآورده به خیر فرما.
🔸«سيد اسماعيل واعظی» معروف به خطيب
@TasnimNews
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
📍 #یادداشت | #جنگنامه
✅ تنها راه بقا: امنیت درونزا
✍ #عارف_ممیز
〽️ نظم بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم توسط غرب و آمریکا طراحی شده بود، دیگر نفس نمیکشد. آن نظم سلطهگر، که در پوششهای مختلف درپی غارت منابع جنوب جهانی بود و از اساس برای نگه داشتن کشورها در وابستگی دائمی ساخته شده بود؛ حالا با ظهور قدرتهای نوظهور و تحولاتِ شتابگرفتهٔ جهانِ جدید، در حال فروپاشی است. وابستگی به یک قطب (مثل آمریکا) در این جهانِ جدیدِ چندقطبی، تحمیق محض و تمسک به روشهای منسوخ است. (۱)
〽️ اما چگونه وابستگی کامل به یک قطب در این جهانِ چند قطبی کارساز نیست؟ این جهان جدید تلازم عمیق با تغییرات مداوم منافع دارد، و آن «قطب» هر لحظه میتواند شما را برای منفعتی جدید رها کند! از طرف دیگر، نزدیک شدن همزمان به همه قطبها هم غیرممکن است؛ تعارضاتشان آنقدر عمیق است که نمیشود با همه «دوست» بود.
نتیجه؟ هنگامی که نه میتوان به یک قطب تکیه کرد، نه ممکن است همزمان به همهٔ قطبها نزدیک شد، پس کشورها چارهای جز بازگشت به خوداتکایی ندارند. امنیت درونزا یعنی دقیقاً همین: ساختن امنیت از درون، با تکیه بر توان خود، بدون التماس به قدرتهای خارجی.
〽️ امروز علم روابط بینالملل در دنیا هم، برای رسیدن به نظریههای واقع بینانهتر که مطابق با تحولات جهانِ جدید باشد تلاشهایی کرده، از جمله نظریه «خودیاری/self help» که میگوید هر کشور باید بتواند خودش از خودش محافظت کند. اما جنیفر میتزن، نظریهپرداز برجسته، این مفهوم را بسیار تعمیق بخشید و نظریه «امنیت هستیشناختی/ontological security» را معرفی کرد: یعنی امنیتی بالنده است که فقط منحصر در موشک و تانک نیست، بلکه هویت یک ملت را حفظ میکند. وقتی یک کشور فرهنگ، تاریخ، ارزشها و راه خودش را از دست ندهد، حتی اگر دشمنانش حمله کنند، روحش نمیشکند. این امنیتِ درونی مثل یک سپرِ نامرئی است که در برابر فشارهای روانی، رسانهای و فرهنگی دشمن مقاوم است. کمتر کسی به این بعد توجه کرده، اما دقیقاً همین نقطه، کلید بقای واقعی کشورهاست.
〽️ و حالا این جمهوری اسلامی ایران است که برای تحلیلگران و نظریهپردازان، بزرگترین نمونه زندهٔ این مزیت شده است. انقلاب اسلامی، بیش از چهل سال پیش و خیلی قبل از اینکه نظریهپردازان غربی مثل میتزن این حرفها را بزنند، دقیقاً همین امنیت هستیشناختی را ساخته بود. با تکیه بر استقلال فکری، فلسفی و فرهنگی، ایران با تکیه بر میراث ارزشی و تاریخی، هویت خودش را حفظ کرد و هیچگاه اجازه نداد «هویت غربی» خود را به انقلاب و «نهضت» تحمیل کند. (۲)
〽️ همین نقطه عطف بزرگ، تضمینکننده استقلال امنیتی، نظامی و سیاسی امروز ماست. ما بدون وابستگی به هیچ قدرتی، صنعت دفاعیمان را از صفر ساختیم، موشکهایمان را خودمان طراحی کردیم و در برابر تحریمهای ظالمانه ایستادیم، به چه پشتوانهای؟ به پشتوانه هویت مستقلی که زائیده انقلاب اسلامی بود. این همان مدل مترقی ایران است: «خود»اتکایی؛ و این «خود» هویتمند است.
〽️ درست در نقطهٔ مقابل، یک مثال ملموس پیشروی ماست. کشورهای عربی با مدل وابسته و «توسعه وارداتی»شان، راه خطایی رفتند. آنها همه چیز را به خرید سلاح از آمریکا و اروپا، پایگاههای نظامی خارجی و فروش نفت به غرب سپردند. و نتیجه؟ یک مدل توسعه ناموفق که فقط ظاهر مدرن داشت اما از درون پوک بود. حالا بعد از جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اولین تکانه جدی، این ناکارآمدی بیش از همیشه عیان شده و آن نظم برونساخته در آستانه فروپاشی است. وقتی حملات به زیرساختهایشان رسید، دیدند که «متحد» غربیشان نه تنها کمک نکرد، بلکه خودش بخشی از مشکل بود. این ضربه نهایی به مدل عربی بود و نشان داد وابستگی به غیر، نه فقط امنیت نمیآورد، بلکه به بردگی مدرن میانجامد.
〽️ در پایان، امنیت درونزا درسی است که ایران آنرا خیلی زود آموخته و حالا در جهان آشفته امروز، الگویی زنده برای همه کشورهای مستقل است.
➖ (۱) روشهایی که البته سالهاست در همان غرب تئوریهای معارضشان روز به روز پربسامدتر میشود، اما در دانشکده روابط خارجی ما خبری از آن نظریات جدید نیست.
➖ (۲) هرچند در برخی مدلهای توسعه و بروکراسی ضدنهضتی، فرهنگ غرب بر فرهنگ انقلابی چیره شد اما در تمام مدتِ این ضد و خوردِ ایدئولوژیک، این انقلاب اسلامی بود که غلبه کرد و در بسیاری مصادیق روح نهضتی خود را در ساختارها به جریان انداخت.
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 #کلیپ | #جنگنامه
♦️ با مردم! در خیابان!
👤 حجتالاسلام #حمید_پارسانیا
🔺 اوایل دبیرستان بودم که الگوی ما را برای پیروزی، الگوی کشورهای لاتین با حرکات چریکی و در خفا میدانستند. اما رهبری گفتند...
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از اشارات
🌕 مقدمهای بر کتاب پرچمهای دروغین، جنگ روانی و کنترل ذهن؛ نوشته کریگ مک کی
#محمد_حسنی
غرب مدرن اگرچه در مقام تاسیس، رویای یونان باستان داشت و آن رویا یا به عبارت بهتر اوهام را با عناصر دیگری همچون بهشت زمینی یهودی و اومانیزم ابتدایی بوکاچیو و پترارک و تمنای قدرت سکولار فاستوسی درهم آمیخت و اوتوپیا را متولد کرد و آنرا به عنوان موتور محرک تمدن جدید به کار گرفت، اما این غرب مدرن در صیرورت و امتداد خویش در نسخه پایانی و در واقع در شکل اکنونی و امریکاییاش بیشتر به روم باستان نظر دارد تا یونان، همانجایی که تاریخ نویسان تولد اولین "پرچم دروغین" را ثبت کرده اند؛ اگرچه این اولین نبوده ولیکن جنبههایی داشته که کشفش برای تاریخ نویسان جذاب بوده است. نرون امپراطور مستبد روم از رشد مسیحیت و مسیحیان خشمناک بود و همزمان سودای تغییر معماری رم را داشت. آنچنان که در متن کتاب به تفصیل خواهید خواند( روایت این کتاب با روایت ویل دورانت بسیار نزدیک است) در ایامی که بسیاری از سربازان و نیروهای خدماتی در دسترس نبودند (و شبیه آنچه در واقعه پرل هاربر نیز اتفاق افتاد به مرخصی یا ماموریت بیرون شهر فرستاده شده بودند)، شهر دچار آتشسوزی ویرانگری شد و بخش مهمی از رم بدون هیچ مانع جدی در آتش سوخت، نرون حادثه را به گردن مسیحیان انداخت و بدین ترتیب هم دشمنان مسیحی اش را زیر ضربه برد و هم رم را طبق مشتهیات خود بازسازی کرد.
پرچم دروغین که در طول تاریخ برای فریب و به عنوان یک تاکتیک جنگی و توجیه حمله به طرف مقابل استفاده میشده، در روم جدید یعنی امریکای قرن بیستم به راهبرد اصلی "مشروعیت بخشی" به تهاجم، مداخله و تصرف تبدیل شد. از قرن نونزدهم که پدیده افکار عمومی و رعایت قواعد ظاهری جنبههای دموکراتیک اهمیت پیدا کرد، توجیه افکار عمومی داخلی و مشروعیت بخشی به تهاجمات و مداخلهگریها در اقصا نقاط جهان اهمیت مضاعف یافت و امریکاییها دریافتند با وجود همه تحولات تکنولوژیک و تحولات ساختاری و اجتماعی، همچنان روش پرچم دروغین بهترین و موثرترین شیوه اقناع و انحراف افکار عمومی داخلی و منکوب کردن مخالفتهای بین المللی است.
بصورت کلی میتوان گفت هر آن شرارت، پلیدی و ظلمی که امریکاییها ادعای مبارزه با آن دارند و به دیگران منتسب میکنند خود در حقیقت مصداق اصلی آنند، منتهی با این نکته که ابزار انتساب آن به دیگران را در یک تقسیم کار هوشمندانه، در اختیار دارند، این ابزارها در یک دامنه تاثیرگذاری آنی تا تاثیرگذاریهای آتی توسعه یافتهاند، از رسانه های خبری و سازوکارهای واکنش سریع مجامع خودساخته و ریاکار بین المللی تا هالیوود و مراکز پژوهشی، تولید ادبیات، استعاره ساز و برچسب ساز.
امریکاییها به مرور در بهرهگیری از این روش خبره شده اند و در دستگاه حکمرانی آنها این شیوه قوام یافته و عموما موثر بوده است، اگر رژیم صهیونیستی را سردمدار تکنولوژی "ترور" بدانیم که میدانیم، امریکاییها را میتوان صاحب فناوری "پرچم دروغین" دانست. نکته عجیب و دهشتناک این است که هرگاه امریکاییها در مواجهه با دشمن فرضی یا عینی بیرونی با یک مانع سخت مواجه میشوند و یا به هدف بزرگتری نسبت سایر اهدافشان طمع میکنند حاضر میشوند در طراحی پرچم دروغین تلفات و زخم به خودشان را هم بگنجانند و تحمل کنند؛ نمونهاش واقعه یازده سپتامبر است که در این کتاب به آن واقعه به عنوان مهمترین عملیات پرچم دروغین امریکا پرداخته میشود و یا حتی واقعه حمله به پرل هاربر که نویسنده با شواهدی آن واقعه را هم پرچم دروغین میداند و قائل است که امریکاییها با آگاهی و اشراف از قصد ژاپنی ها مطلع بودند و شرایطی را تدارک کردند که این اتفاق بدون ممانعت رخ بدهد تا بهانه و توجیه برای ورود به جنگ دوم جهانی را در افکار عمومی داخلی (که به شدت با ورود امریکا به جنگ مخلف بودند) فراهم کنند.
🔻🔻ادامه یادداشت
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 مقدمهای بر کتاب پرچمهای دروغین، جنگ روانی و کنترل ذهن؛ نوشته کریگ مک کی
🔻🔻ادامه یادداشت
نکته مهم اینکه نویسنده غربی کتاب حاضر اگرچه یازده سپتامبر را بارزترین عملیات پرچم دروغین ذکر میکند اما به نظر میرسد به دلیل سانسور و محدودیتها و یا عدم اطلاع از مهمترین رازهای پشت پرده تاریخ معاصر نتوانسته به مهمترین یا یکی از مهمترین عملیات پرچم دروغین عصر حاضر بپردازد و آن واقعه همان پدیده ای است که جهانیان تحت عنوان "هولوکاست" آن را شناختهاند. بر اساس برخی شواهد و واکاویهایی که نویسندگان آزاداندیش و شجاع همچون روژه گارودی ارائه کردهاند، فارغ از کم و کیف آن ماجرا و تصویرپردازیهای هالیوودی، اصل ماجرا یک طراحی یهودی-غربی بوده است، خصوصا که حوادث پس از آن نشان میدهد این پدیده هم مبدا تلاشها برای تغییر تصویر منفور یهودیان در جهان و داخل امریکا شد هم تصرف عدوانی و اشغال سرزمین فلسطین و تشکیل کشور جعلی اسرائیل را به دنبال داشت.
البته تاریخ یهود نشان میدهد آنها پیشتر نیز از این شیوه بهره گرفتهاند؛ ازجمله واقعه اصحاب اخدود که در قرآن کریم ذکر آن آمده است، تفاسیر میگویند ذونواس یهودی آخرین پادشاه حمیر شماری از اهالی نجران را به جرم پیوستن به مسیحیت در آتش سوزاند. برخی مورخین معتقدند یهودیان مواردی از این گونه جنایت خود را به دیگران خصوصا در ماجرای بخت النصر، به وی نسبت دادند.
این کتاب فرهنگ جامع عملیات فریبکارانه پرچم دروغین در طول تاریخ غرب نیست، اما تلاش کرده با رویکردی تاریخی مصادیق مهمی از این روش ابلیسی را در یک سیر تکامل پیچیدگی ذکر و واکاوی کند، تا جایی که خواننده کتاب پس از پایان مطالعه این متن دیدگاهی عمیق تر و روشنتر کسب میکند و ابزار مهمی برای تحلیل یافته و نسبت به دیگران واجد یک ویژگی تحلیلی و بیانی میشود و حرفی برای گفتن دارد.
حال که دشمنی و خصومت دیرینه امریکا با ایران پساانقلاب اسلامی به روزهای مواجهه مستقیم و جنگ نظامی کشیده شده و ایالات متحده به صخره سخت ملتی مقاوم برخورد کرده در حال تمرین و گمانهزنی شیوه دیرینه خویش در برافروختن پرچم یا پرچمهای ریز و درشت دروغین است، بازخوانی این موضوع آنهم از منظر یک محقق غربی یک ضرورت است نه صرفا برای محققین و تحلیلگران بلکه برای هرآنکس که دغدغه ایران دارد و نه حتی خیل عظیم معتقدان به انقلاب اسلامی.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این کتاب در سال ۲۰۲۱ منتشر شده و نویسنده دوره حکمرانی متاخر دونالد ترامپ و به ابتذال کشیده شدن روشهای سابقا پیچیده حکمرانی را در زمان نگارش کتاب تجربه نکرده است. شاید اگر استفاده غیرقابل باور امریکای ترامپ از پرچم دروغین(کارتلهای مواد مخدر) علیه ونزوئلا و بر باد دادن آن در باد غرور و جنون قدرت با اعتراف عجولانه به هدف بودن نفت ونزوئلا و افشا شدن پرونده اپستین( که هرچه مبارزه با فساد و مواد مخدر را توسط ترامپ غیرقابل باورتر میکند) را میدید، موخره دیگرگونه ای بر کتاب و این شیوه دیرینه عملیات روانی مینوشت یا شاید فاتحهاش را میخواند و پایانش را اعلام میکرد.
#عملیات_رسانهای
#پرچم_دروغین
#آمریکا
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
پرچمهای دروغین.pdf
حجم:
4.2M
نسخه دیجیتال کتاب پرچمهای دروغین؛ جنگ روانی و کنترل ذهن
هدایت شده از اشارات
🌕 آرش کمانگیر علیه ناو لینکلن
جنگ مفاهیم و سنتها
🔻🔻ادامه یادداشت
همانطور که نمیتوان برای کلمه "ناموس" در زبان انگلیسی معادلی پیدا کرد. نمیتوان "عشق به خاک" را ترجمه کرد. ممکن است کشور، مملکت و خانه در انگلیسی قابل ترجمه باشد اما "وطن "معادلی ندارد. "شهید" کلمه ای قابل ترجمه نیست.معنای "پهلوان" را درک نمیکنید، تا با ایرانیان زندگی نکنید. "غیرت" هم یک سبک زندگی است تا کلمه ای برای ترجمه.
به همین ترتیب مضمون واژگانی انتقادی چون غرب زدگی، استعمار و استثمار معنایش در فارسی با حتی زبان عربی هم متمایز است.
و چه بد که در روزگار ما، واژه ای چون" تاب اوری" نقل محافل علمی شده. و کلمه ای چون "پایداری" که ان هم غیرقابل ترجمه است، از گستره ادبیات سازی دور مانده. وقتی کلمه تاب آوری را میشنویم بیشتر یاد صهیونیستهای فراری همچون موش در پناهگهایشان میافتیم تا ایرانیانی خون گرم که ترس برایشان بیمعناست. ایرانیانی که شجاع و نترس زیر حملات موشکی هم در خیابان تجمع میکنند.
پس نباید گذاشت مفهوم پردازی ملی و ادبیاتسازی اجتماعی_ فرهنگی ایرانی مان، به صورت واداده ترجمهای پیش رود. نباید بجای پیش روی در بسط مفاهیمی چون "پایداری"، "وطن" "غیرت" و ... دنبال پس روی با مضامین خردی چون "تاب اوری" باشیم، خود را در چارچوبی که مال ما نیست، منطبق کنیم.
مشکل جامعه شناسی غربی و بالتبع ترجمه ای در کشورما آنست که محسوسات غالب بر باورهای قلبی و ایمانی است.
مشکل آنجاست واژه ای چون (religion) را "دین" ترجمه کردند. نه آیین ها و بدعتهای غلط کلیسایی که سنخیتی با آنچه عیسی مسیح(ع) برای بنی اسراییل آورد، ندارد.
حال انکه دین در اسلام از سه لایه دانش اعتقادی، رفتارمذهبی و خلاقیتهای آیینی در هر اقلیم مردمی براساس رفتارهای و اعتقادات الهی تشکیل شده. چنین انحراف شناختی را در طول تاریخ پیگیری کنید تا به این برسید که به تصور غلط دشمنانمان، شهادت یک رهبر و یک مرجع دینی، در نگاه استعمارگران نوین معنی نابودی یک کشور یا یک دین را داشته باشد!
شاید دیگر وقت ان رسیده که در شناخت جامعه و اموزش آن به بچه ها و فرزندانمان در نسلهای بعد، مضامینی چون "قلب" و "باور" و "وطن" و"ایمان" را شاخص سنجش هر بنیان فکری قرار دهیم.
آنچه غرب در طراحی آکادمیک به درک عمیق آن نرسیده. این جنگ به ما نشان داد، با قلبهایی که ظرف دریافت ایمان الهی است، جنگیدن و زیستن و دانستن کارا تر است تا شناخت جهان براساس محسوسات پوزیتیویستی.
همانطور که ریز پرنده های ارزانقیمت ایرانی که به تاسی از اسطوره آرش مان، ناو عریض و طویل لینکلن را از ترس هزینه نابودی فراری میدهد.
ما خیلی از رویای آمریکایی شنیدیم. اما این رویا بیشتر از هرچیزی از "رویای ایرانی" میترسد. رویای ایرانی که پر است از مضامین بومی که مترصد فرصتی مناسب است برای جهانی شدن. رویایی که به هر سرزمینی در این جهان این باور را می قبولاند که فارغ از پذیرش استعمار و با اتکا به بومیتها میتوان جهانی شد. میتوان مستقل فکرکرد، مستقل اندیشید و مستقل ساخت.
#سنت
#دموکراسی
#آمریکا
➕ @esharat_57