هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
📍 #یادداشت | #جنگنامه
✅ تنها راه بقا: امنیت درونزا
✍ #عارف_ممیز
〽️ نظم بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم توسط غرب و آمریکا طراحی شده بود، دیگر نفس نمیکشد. آن نظم سلطهگر، که در پوششهای مختلف درپی غارت منابع جنوب جهانی بود و از اساس برای نگه داشتن کشورها در وابستگی دائمی ساخته شده بود؛ حالا با ظهور قدرتهای نوظهور و تحولاتِ شتابگرفتهٔ جهانِ جدید، در حال فروپاشی است. وابستگی به یک قطب (مثل آمریکا) در این جهانِ جدیدِ چندقطبی، تحمیق محض و تمسک به روشهای منسوخ است. (۱)
〽️ اما چگونه وابستگی کامل به یک قطب در این جهانِ چند قطبی کارساز نیست؟ این جهان جدید تلازم عمیق با تغییرات مداوم منافع دارد، و آن «قطب» هر لحظه میتواند شما را برای منفعتی جدید رها کند! از طرف دیگر، نزدیک شدن همزمان به همه قطبها هم غیرممکن است؛ تعارضاتشان آنقدر عمیق است که نمیشود با همه «دوست» بود.
نتیجه؟ هنگامی که نه میتوان به یک قطب تکیه کرد، نه ممکن است همزمان به همهٔ قطبها نزدیک شد، پس کشورها چارهای جز بازگشت به خوداتکایی ندارند. امنیت درونزا یعنی دقیقاً همین: ساختن امنیت از درون، با تکیه بر توان خود، بدون التماس به قدرتهای خارجی.
〽️ امروز علم روابط بینالملل در دنیا هم، برای رسیدن به نظریههای واقع بینانهتر که مطابق با تحولات جهانِ جدید باشد تلاشهایی کرده، از جمله نظریه «خودیاری/self help» که میگوید هر کشور باید بتواند خودش از خودش محافظت کند. اما جنیفر میتزن، نظریهپرداز برجسته، این مفهوم را بسیار تعمیق بخشید و نظریه «امنیت هستیشناختی/ontological security» را معرفی کرد: یعنی امنیتی بالنده است که فقط منحصر در موشک و تانک نیست، بلکه هویت یک ملت را حفظ میکند. وقتی یک کشور فرهنگ، تاریخ، ارزشها و راه خودش را از دست ندهد، حتی اگر دشمنانش حمله کنند، روحش نمیشکند. این امنیتِ درونی مثل یک سپرِ نامرئی است که در برابر فشارهای روانی، رسانهای و فرهنگی دشمن مقاوم است. کمتر کسی به این بعد توجه کرده، اما دقیقاً همین نقطه، کلید بقای واقعی کشورهاست.
〽️ و حالا این جمهوری اسلامی ایران است که برای تحلیلگران و نظریهپردازان، بزرگترین نمونه زندهٔ این مزیت شده است. انقلاب اسلامی، بیش از چهل سال پیش و خیلی قبل از اینکه نظریهپردازان غربی مثل میتزن این حرفها را بزنند، دقیقاً همین امنیت هستیشناختی را ساخته بود. با تکیه بر استقلال فکری، فلسفی و فرهنگی، ایران با تکیه بر میراث ارزشی و تاریخی، هویت خودش را حفظ کرد و هیچگاه اجازه نداد «هویت غربی» خود را به انقلاب و «نهضت» تحمیل کند. (۲)
〽️ همین نقطه عطف بزرگ، تضمینکننده استقلال امنیتی، نظامی و سیاسی امروز ماست. ما بدون وابستگی به هیچ قدرتی، صنعت دفاعیمان را از صفر ساختیم، موشکهایمان را خودمان طراحی کردیم و در برابر تحریمهای ظالمانه ایستادیم، به چه پشتوانهای؟ به پشتوانه هویت مستقلی که زائیده انقلاب اسلامی بود. این همان مدل مترقی ایران است: «خود»اتکایی؛ و این «خود» هویتمند است.
〽️ درست در نقطهٔ مقابل، یک مثال ملموس پیشروی ماست. کشورهای عربی با مدل وابسته و «توسعه وارداتی»شان، راه خطایی رفتند. آنها همه چیز را به خرید سلاح از آمریکا و اروپا، پایگاههای نظامی خارجی و فروش نفت به غرب سپردند. و نتیجه؟ یک مدل توسعه ناموفق که فقط ظاهر مدرن داشت اما از درون پوک بود. حالا بعد از جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اولین تکانه جدی، این ناکارآمدی بیش از همیشه عیان شده و آن نظم برونساخته در آستانه فروپاشی است. وقتی حملات به زیرساختهایشان رسید، دیدند که «متحد» غربیشان نه تنها کمک نکرد، بلکه خودش بخشی از مشکل بود. این ضربه نهایی به مدل عربی بود و نشان داد وابستگی به غیر، نه فقط امنیت نمیآورد، بلکه به بردگی مدرن میانجامد.
〽️ در پایان، امنیت درونزا درسی است که ایران آنرا خیلی زود آموخته و حالا در جهان آشفته امروز، الگویی زنده برای همه کشورهای مستقل است.
➖ (۱) روشهایی که البته سالهاست در همان غرب تئوریهای معارضشان روز به روز پربسامدتر میشود، اما در دانشکده روابط خارجی ما خبری از آن نظریات جدید نیست.
➖ (۲) هرچند در برخی مدلهای توسعه و بروکراسی ضدنهضتی، فرهنگ غرب بر فرهنگ انقلابی چیره شد اما در تمام مدتِ این ضد و خوردِ ایدئولوژیک، این انقلاب اسلامی بود که غلبه کرد و در بسیاری مصادیق روح نهضتی خود را در ساختارها به جریان انداخت.
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍 #کلیپ | #جنگنامه
♦️ با مردم! در خیابان!
👤 حجتالاسلام #حمید_پارسانیا
🔺 اوایل دبیرستان بودم که الگوی ما را برای پیروزی، الگوی کشورهای لاتین با حرکات چریکی و در خفا میدانستند. اما رهبری گفتند...
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از اشارات
🌕 مقدمهای بر کتاب پرچمهای دروغین، جنگ روانی و کنترل ذهن؛ نوشته کریگ مک کی
#محمد_حسنی
غرب مدرن اگرچه در مقام تاسیس، رویای یونان باستان داشت و آن رویا یا به عبارت بهتر اوهام را با عناصر دیگری همچون بهشت زمینی یهودی و اومانیزم ابتدایی بوکاچیو و پترارک و تمنای قدرت سکولار فاستوسی درهم آمیخت و اوتوپیا را متولد کرد و آنرا به عنوان موتور محرک تمدن جدید به کار گرفت، اما این غرب مدرن در صیرورت و امتداد خویش در نسخه پایانی و در واقع در شکل اکنونی و امریکاییاش بیشتر به روم باستان نظر دارد تا یونان، همانجایی که تاریخ نویسان تولد اولین "پرچم دروغین" را ثبت کرده اند؛ اگرچه این اولین نبوده ولیکن جنبههایی داشته که کشفش برای تاریخ نویسان جذاب بوده است. نرون امپراطور مستبد روم از رشد مسیحیت و مسیحیان خشمناک بود و همزمان سودای تغییر معماری رم را داشت. آنچنان که در متن کتاب به تفصیل خواهید خواند( روایت این کتاب با روایت ویل دورانت بسیار نزدیک است) در ایامی که بسیاری از سربازان و نیروهای خدماتی در دسترس نبودند (و شبیه آنچه در واقعه پرل هاربر نیز اتفاق افتاد به مرخصی یا ماموریت بیرون شهر فرستاده شده بودند)، شهر دچار آتشسوزی ویرانگری شد و بخش مهمی از رم بدون هیچ مانع جدی در آتش سوخت، نرون حادثه را به گردن مسیحیان انداخت و بدین ترتیب هم دشمنان مسیحی اش را زیر ضربه برد و هم رم را طبق مشتهیات خود بازسازی کرد.
پرچم دروغین که در طول تاریخ برای فریب و به عنوان یک تاکتیک جنگی و توجیه حمله به طرف مقابل استفاده میشده، در روم جدید یعنی امریکای قرن بیستم به راهبرد اصلی "مشروعیت بخشی" به تهاجم، مداخله و تصرف تبدیل شد. از قرن نونزدهم که پدیده افکار عمومی و رعایت قواعد ظاهری جنبههای دموکراتیک اهمیت پیدا کرد، توجیه افکار عمومی داخلی و مشروعیت بخشی به تهاجمات و مداخلهگریها در اقصا نقاط جهان اهمیت مضاعف یافت و امریکاییها دریافتند با وجود همه تحولات تکنولوژیک و تحولات ساختاری و اجتماعی، همچنان روش پرچم دروغین بهترین و موثرترین شیوه اقناع و انحراف افکار عمومی داخلی و منکوب کردن مخالفتهای بین المللی است.
بصورت کلی میتوان گفت هر آن شرارت، پلیدی و ظلمی که امریکاییها ادعای مبارزه با آن دارند و به دیگران منتسب میکنند خود در حقیقت مصداق اصلی آنند، منتهی با این نکته که ابزار انتساب آن به دیگران را در یک تقسیم کار هوشمندانه، در اختیار دارند، این ابزارها در یک دامنه تاثیرگذاری آنی تا تاثیرگذاریهای آتی توسعه یافتهاند، از رسانه های خبری و سازوکارهای واکنش سریع مجامع خودساخته و ریاکار بین المللی تا هالیوود و مراکز پژوهشی، تولید ادبیات، استعاره ساز و برچسب ساز.
امریکاییها به مرور در بهرهگیری از این روش خبره شده اند و در دستگاه حکمرانی آنها این شیوه قوام یافته و عموما موثر بوده است، اگر رژیم صهیونیستی را سردمدار تکنولوژی "ترور" بدانیم که میدانیم، امریکاییها را میتوان صاحب فناوری "پرچم دروغین" دانست. نکته عجیب و دهشتناک این است که هرگاه امریکاییها در مواجهه با دشمن فرضی یا عینی بیرونی با یک مانع سخت مواجه میشوند و یا به هدف بزرگتری نسبت سایر اهدافشان طمع میکنند حاضر میشوند در طراحی پرچم دروغین تلفات و زخم به خودشان را هم بگنجانند و تحمل کنند؛ نمونهاش واقعه یازده سپتامبر است که در این کتاب به آن واقعه به عنوان مهمترین عملیات پرچم دروغین امریکا پرداخته میشود و یا حتی واقعه حمله به پرل هاربر که نویسنده با شواهدی آن واقعه را هم پرچم دروغین میداند و قائل است که امریکاییها با آگاهی و اشراف از قصد ژاپنی ها مطلع بودند و شرایطی را تدارک کردند که این اتفاق بدون ممانعت رخ بدهد تا بهانه و توجیه برای ورود به جنگ دوم جهانی را در افکار عمومی داخلی (که به شدت با ورود امریکا به جنگ مخلف بودند) فراهم کنند.
🔻🔻ادامه یادداشت
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 مقدمهای بر کتاب پرچمهای دروغین، جنگ روانی و کنترل ذهن؛ نوشته کریگ مک کی
🔻🔻ادامه یادداشت
نکته مهم اینکه نویسنده غربی کتاب حاضر اگرچه یازده سپتامبر را بارزترین عملیات پرچم دروغین ذکر میکند اما به نظر میرسد به دلیل سانسور و محدودیتها و یا عدم اطلاع از مهمترین رازهای پشت پرده تاریخ معاصر نتوانسته به مهمترین یا یکی از مهمترین عملیات پرچم دروغین عصر حاضر بپردازد و آن واقعه همان پدیده ای است که جهانیان تحت عنوان "هولوکاست" آن را شناختهاند. بر اساس برخی شواهد و واکاویهایی که نویسندگان آزاداندیش و شجاع همچون روژه گارودی ارائه کردهاند، فارغ از کم و کیف آن ماجرا و تصویرپردازیهای هالیوودی، اصل ماجرا یک طراحی یهودی-غربی بوده است، خصوصا که حوادث پس از آن نشان میدهد این پدیده هم مبدا تلاشها برای تغییر تصویر منفور یهودیان در جهان و داخل امریکا شد هم تصرف عدوانی و اشغال سرزمین فلسطین و تشکیل کشور جعلی اسرائیل را به دنبال داشت.
البته تاریخ یهود نشان میدهد آنها پیشتر نیز از این شیوه بهره گرفتهاند؛ ازجمله واقعه اصحاب اخدود که در قرآن کریم ذکر آن آمده است، تفاسیر میگویند ذونواس یهودی آخرین پادشاه حمیر شماری از اهالی نجران را به جرم پیوستن به مسیحیت در آتش سوزاند. برخی مورخین معتقدند یهودیان مواردی از این گونه جنایت خود را به دیگران خصوصا در ماجرای بخت النصر، به وی نسبت دادند.
این کتاب فرهنگ جامع عملیات فریبکارانه پرچم دروغین در طول تاریخ غرب نیست، اما تلاش کرده با رویکردی تاریخی مصادیق مهمی از این روش ابلیسی را در یک سیر تکامل پیچیدگی ذکر و واکاوی کند، تا جایی که خواننده کتاب پس از پایان مطالعه این متن دیدگاهی عمیق تر و روشنتر کسب میکند و ابزار مهمی برای تحلیل یافته و نسبت به دیگران واجد یک ویژگی تحلیلی و بیانی میشود و حرفی برای گفتن دارد.
حال که دشمنی و خصومت دیرینه امریکا با ایران پساانقلاب اسلامی به روزهای مواجهه مستقیم و جنگ نظامی کشیده شده و ایالات متحده به صخره سخت ملتی مقاوم برخورد کرده در حال تمرین و گمانهزنی شیوه دیرینه خویش در برافروختن پرچم یا پرچمهای ریز و درشت دروغین است، بازخوانی این موضوع آنهم از منظر یک محقق غربی یک ضرورت است نه صرفا برای محققین و تحلیلگران بلکه برای هرآنکس که دغدغه ایران دارد و نه حتی خیل عظیم معتقدان به انقلاب اسلامی.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این کتاب در سال ۲۰۲۱ منتشر شده و نویسنده دوره حکمرانی متاخر دونالد ترامپ و به ابتذال کشیده شدن روشهای سابقا پیچیده حکمرانی را در زمان نگارش کتاب تجربه نکرده است. شاید اگر استفاده غیرقابل باور امریکای ترامپ از پرچم دروغین(کارتلهای مواد مخدر) علیه ونزوئلا و بر باد دادن آن در باد غرور و جنون قدرت با اعتراف عجولانه به هدف بودن نفت ونزوئلا و افشا شدن پرونده اپستین( که هرچه مبارزه با فساد و مواد مخدر را توسط ترامپ غیرقابل باورتر میکند) را میدید، موخره دیگرگونه ای بر کتاب و این شیوه دیرینه عملیات روانی مینوشت یا شاید فاتحهاش را میخواند و پایانش را اعلام میکرد.
#عملیات_رسانهای
#پرچم_دروغین
#آمریکا
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
پرچمهای دروغین.pdf
حجم:
4.2M
نسخه دیجیتال کتاب پرچمهای دروغین؛ جنگ روانی و کنترل ذهن
هدایت شده از اشارات
🌕 آرش کمانگیر علیه ناو لینکلن
جنگ مفاهیم و سنتها
🔻🔻ادامه یادداشت
همانطور که نمیتوان برای کلمه "ناموس" در زبان انگلیسی معادلی پیدا کرد. نمیتوان "عشق به خاک" را ترجمه کرد. ممکن است کشور، مملکت و خانه در انگلیسی قابل ترجمه باشد اما "وطن "معادلی ندارد. "شهید" کلمه ای قابل ترجمه نیست.معنای "پهلوان" را درک نمیکنید، تا با ایرانیان زندگی نکنید. "غیرت" هم یک سبک زندگی است تا کلمه ای برای ترجمه.
به همین ترتیب مضمون واژگانی انتقادی چون غرب زدگی، استعمار و استثمار معنایش در فارسی با حتی زبان عربی هم متمایز است.
و چه بد که در روزگار ما، واژه ای چون" تاب اوری" نقل محافل علمی شده. و کلمه ای چون "پایداری" که ان هم غیرقابل ترجمه است، از گستره ادبیات سازی دور مانده. وقتی کلمه تاب آوری را میشنویم بیشتر یاد صهیونیستهای فراری همچون موش در پناهگهایشان میافتیم تا ایرانیانی خون گرم که ترس برایشان بیمعناست. ایرانیانی که شجاع و نترس زیر حملات موشکی هم در خیابان تجمع میکنند.
پس نباید گذاشت مفهوم پردازی ملی و ادبیاتسازی اجتماعی_ فرهنگی ایرانی مان، به صورت واداده ترجمهای پیش رود. نباید بجای پیش روی در بسط مفاهیمی چون "پایداری"، "وطن" "غیرت" و ... دنبال پس روی با مضامین خردی چون "تاب اوری" باشیم، خود را در چارچوبی که مال ما نیست، منطبق کنیم.
مشکل جامعه شناسی غربی و بالتبع ترجمه ای در کشورما آنست که محسوسات غالب بر باورهای قلبی و ایمانی است.
مشکل آنجاست واژه ای چون (religion) را "دین" ترجمه کردند. نه آیین ها و بدعتهای غلط کلیسایی که سنخیتی با آنچه عیسی مسیح(ع) برای بنی اسراییل آورد، ندارد.
حال انکه دین در اسلام از سه لایه دانش اعتقادی، رفتارمذهبی و خلاقیتهای آیینی در هر اقلیم مردمی براساس رفتارهای و اعتقادات الهی تشکیل شده. چنین انحراف شناختی را در طول تاریخ پیگیری کنید تا به این برسید که به تصور غلط دشمنانمان، شهادت یک رهبر و یک مرجع دینی، در نگاه استعمارگران نوین معنی نابودی یک کشور یا یک دین را داشته باشد!
شاید دیگر وقت ان رسیده که در شناخت جامعه و اموزش آن به بچه ها و فرزندانمان در نسلهای بعد، مضامینی چون "قلب" و "باور" و "وطن" و"ایمان" را شاخص سنجش هر بنیان فکری قرار دهیم.
آنچه غرب در طراحی آکادمیک به درک عمیق آن نرسیده. این جنگ به ما نشان داد، با قلبهایی که ظرف دریافت ایمان الهی است، جنگیدن و زیستن و دانستن کارا تر است تا شناخت جهان براساس محسوسات پوزیتیویستی.
همانطور که ریز پرنده های ارزانقیمت ایرانی که به تاسی از اسطوره آرش مان، ناو عریض و طویل لینکلن را از ترس هزینه نابودی فراری میدهد.
ما خیلی از رویای آمریکایی شنیدیم. اما این رویا بیشتر از هرچیزی از "رویای ایرانی" میترسد. رویای ایرانی که پر است از مضامین بومی که مترصد فرصتی مناسب است برای جهانی شدن. رویایی که به هر سرزمینی در این جهان این باور را می قبولاند که فارغ از پذیرش استعمار و با اتکا به بومیتها میتوان جهانی شد. میتوان مستقل فکرکرد، مستقل اندیشید و مستقل ساخت.
#سنت
#دموکراسی
#آمریکا
➕ @esharat_57
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
دلالتهای واژههای وحدت و امنیت در تحقق اقتصاد مقاومتی
📝 جعفر علیان نژادی
🔹 حوادث سال ۱۴۰۴ به نحوی فشرده، تمام تاریخ پرشکوه جمهوری اسلامی را در یک بازه زمانی محدود، در خود جای داد و مردم تمام تجارب موفق خود در ۴۶ سال گذشته را تکرار کردند. مردم در ۲۲ دی، مردم ۲۲ بهمن و مردم پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان دادند، چگونه آگاهیِ هم سرنوشتیِ جمهوری اسلامی و ایران، ملی شد.
🔹 مردم این سال، به تعریف وسیعی از خود رسیده اند، چون در طول یک سال، اندازه ۴۶ سال قبل از آن، قدرت خود را نشان و معادلات و محاسبات غلط را تغییر دادند.
🔹 رهبر جوان انقلاب اسلامی با چنین درک و دریافتی از مردم، شعار سال را طرح کردند. شعار سال ۱۴۰۵ از این نظر، نحوی جمع بندی تمام تجارب قبلی است که رهبر جوان انقلاب اسلامی، استعداد حمل آن را در چنین مردمی دیده اند.
🔹 اتفاقات پس از شهادت رهبر معظم انقلاب مساله مقاومت و دفاع را از یک امر نهادی به یک امر جمعی و سپس امر فردی تبدیل کرد. طراحی دشمن در طول یک سال گذشته به شیوه بومرنگی، اصل مساله دفاع را تبدیل به امر ملی و جمعی کرد.
🔹 وحدت در این ترکیب یکپارچه دلالتهای زیادی دارد از جمله این که سرگذشت مردم ایران و تجربه عبور موفق آنان از پس دشمنیها و بحرانهای مختلف نشان از وجود نوعی توافق حداکثری برای مقاومت در برابر جنگ اقتصادی دشمن دارد، آنها نمره بینظیری در تابآوری ملی گرفتهاند.
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
🔹 امنیت نیز در این ترکیب معنادار دلالت های قابل توجهی دارد از جمله رسیدن به وضعیت مصونیت پایدار علیه مداخلات بیرونی دشمن شامل تحریم و ماجراجویی های نظامی و ایجاد حس امنیت در سرمایهگذار و جرأتبخشی به مردم در هدایت سرمایه به سمت امور مولد.
🔹 مقاومت لازمه پیشرفت است، چون دانشی درونی و فرهنگی اختصاصی میسازد. دانشی که از بین رفتنی نیست و فرهنگی که آن دانش را سرپا نگاه میدارد. دانشی که امنیت اقتصادی میآفریند و فرهنگی که حمایت عمومی با خود به همراه میآورد.
tasnimnews.ir/3552092
@TasnimNews
هدایت شده از مُحَلِّل
در شکوه شهادت دلدادهای از دیار الموت
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در یادداشتی در تاریخ ۲۶ اسفند به مناسبت شهادت دکتر محمد محمدی الموتی نوشت: امروز از خاکسپاری نیکمردی از الموت، دیار ایستادگی در غبار و استحکام در فتنهها، باز میگردم.
هر بار با او جلسه داشتم گویی ستونی از دانش و تجربه و تعهد در کنار من ایستاده بود.
دکتر محمدی الموتی، نخبهای که در رگهایش، عشق به ایران خون میکشید و در ذهنش، آیندهای روشنتر از امروز میجوشید. کسی که در سالهای دفاع مقدس ۸ ساله بارها تا پای شهادت رفت اما بسیاری، از جمله خود من تا همین حالا، خبر نداشتند که او از رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده است.
انسانی به غایت فکور، صبور، همهجانبهنگر و دغدغهمند که حضور اثرگذارش در شورای عالی امنیت ملی و سپس در شورای دفاع، او را به یکی از افراد مرجع و مورد وثوق در دیپلماسی، امنیت ملی و سیاست خارجی تبدیل کرده بود.
شب و روز، خستگی ناپذیر کار میکرد، در هر ساعتی از شبانه روز آماده برگزاری جلسات و کمک به تدبیر امور بود. تنها استثنائش، نیم ساعت صبح و نیم ساعت شامگاه بود که باید به عهدی مقدس عمل میکرد: عهدی که با دخترش بسته بود که خودش هر صبح و شام او را از منزل تا مدرسه و از مدرسه تا منزل برساند و تا انتها مقید به این عهد پدر دختری بود. تصور میکنم در این ۹ ماه احتمالا تنها دقایق و لحظههایی که با دختر دلبندش خلوتی پدر-دختری داشت همین دقایق سفر از منزل تا مدرسه بود.
فارغالتحصیلِ دوره ۶ مدرسهی مفید بود، مکتبی که به 'تربیت شهید' شهره است و فقط در همین ۱۷ روز ۵ شهید بزرگ و میهندوست به ایران تقدیم کرده است. و از همین مکتب آموخت که "عشق به وطن، فقط یک احساس زیبا نیست، یک مسئولیت است." آن لبخندی که همیشه بر لب داشت، نه برای پنهانکردنِ درد، که برای زنده نگهداشتنِ امید در دلِ خود و دیگران بود. آن مردِ سربلند، به ما آموخت که میتوان هم نخبه بود، هم پدری عاشق، و هم شهیدی که عشقش به این خاک، بزرگتر از تمامِ دلدادگیهایِ دنیایی بود.
راه دفاع از میهن پر نور است و این ستارگان مسیر پیش روی ما را روشن ساخته اند.
- «أَعْتَقَ نَفْسَهُ وَ أَرْضیٰ رَبَّه»
- «فُزْتُمْ بِدٰارِ الْبَقٰاء»
- «قَرَّتْ عَیْنَهُ بِجَنَّةِ الْمَأْویٰ»
«جان خود را آزاد» و «خدای خود را راضی» کرد، «به سرای بقاء فوز یافت» و «چشمش به بهشت روشن گشت».
رحمت خداوند بر او باد.
@Muhallel
هدایت شده از رسانه | آیتالله میرباقری
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 براساس قرآن کریم، وقتی جبهۀ مؤمنین در راه خدا استقامت میکنند و تکالیفشان را انجام میدهند، در شرایطی که موازنۀ مادی و موازنۀ ظاهری در عالَم به نفع آنها نیست، خدا پیروزشان میکند.
🔰 آیتالله میرباقری:
💥 بهلحاظ معادلات نظامی و موازنۀ قدرت، بحمدلله وضعیت کشور ما خوب است، اما ما نباید به امکانات نظامی خودمان اعتماد کنیم، بلکه تکیۀ ما باید به خداوند متعال باشد و بر او توکل کنیم: ﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ﴾.
💥 آنچه از قرآن کریم فهمیده میشود، این است که وقتی جبهۀ مؤمنین در راه خدا استقامت میکردند و تکالیفشان را انجام میدادند، در شرایطی که موازنۀ مادی و موازنۀ ظاهری به نفع آنها نبود، خدا پیروزشان میکرده است. داستان حضرت ابراهیم همین است، داستان حضرت موسی همین است، داستان حضرت نوح همین است. آنها در شرایطی که موازنۀ طبیعی به نفعشان نبود، پیروز شدند.
#کلیپ
@mirbaqeri_resane
هدایت شده از اندیشکده فرهنگجغرافیا
🚩 نیکولا ماکیاولی گویا این جملات را برای اعراب خلیج فارس به یادگار گذاشته است:
🔹«اتحاد با قدرتهای بزرگ برای آسیب رساندن به همسایه، همیشه کاری بسیار ویرانگر است: اگر پیروز شوید، برده آن قدرت ها خواهید بود؛ اگر شکست بخورید، نابود میشوید؛ زیرا وقتی آنها شکست خوردهاند، نه پناهگاهی دارید، نه چارهای، و نه کسی که شما را حمایت کند، و نه همسایهای که از شما راضی باشد.»
@IranGeoCulture
دالان فرهنگ جغرافیا