eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
170 عکس
217 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ⚔ Iranian Militarism ⚔
پیامبر (ص) فرمود : حَرسُ لَيلَةٍ فى سَبيلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ أَفضَلُ مِن أَلفِ لَيلَةٍ يُقامُ لَيلُها وَ يُصامُ نَهارُها. يك شب نگهبانى در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز كه شبهايش به عبادت و روزهايش به روزه‌دارى سپرى شود. Join us | @Iranian_Militarism
هدایت شده از حسن محمّدی
🔴 جنگ ریاضیات و الهیات 1⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید باید ابرقدرت‌ها بر همه حکومت کنند، اما جنگ می‌گوید: وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛ ( خداوند اجازه نمی دهد كافران بر مؤمنان مسلط شوند) 2⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید: نیروی انسانیِ دارای تخصص نظامی، معادلات جنگ را عوض می‌کند، اما الهیات جنگ می‌گوید: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمْۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ؛ ( همه چیز به ید و قدرت او بسته است؛ انسان ها واسطه و بهانه ای بیش نیستند) 3⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید: آنکه تعداد نیروهایش بیشتر است، غلبه در جنگ با اوست، اما الهیات جنگ می‌گوید: فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَة صَابِرَة يَغْلِبُواْ مِاْئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْف يَغْلِبُوٓاْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ؛ ( آنانکه صبر و توکل شان بیشتر است حتی با جمعیت کمتر پیروز میدان اند) كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ 4⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید: آنکه پول بیشتری دارد، توان بیشتری برای ادارهٔ جنگ دارد، پس اوست که پیروز است، اما الهیات جنگ می‌گوید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَٰت مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ؛ ( ایمان و تقوا موجب دستیابی به نتیجه می شود) 5⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید اگر با ابرقدرت ها باشید پیروز می شوید اما الهیات جنگ می‌گوید: إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُم ( یاری خداوند موجب نصرت و پیروزی متقابل شماست) 6⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید هر که ابرقدرت ها از او حمایت کنند پیروز میدان است اما الهیات جنگ می‌گوید: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ( خدا مدافع مؤمنان است) 7⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید هر که در جنگ کشته شد از بین می رود اما الهیات جنگ می‌گوید وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتٌ؛ ( كشتگان در راه خدا را مرده نخوانید بلکه زنده و جاوبدند) 8⃣ ریاضیات جنگ می‌گوید: آنکه تسلیحات بیشتر و مدرن‌تر دارد، در جنگ پیروز است، اما الهیات جنگ می‌گوید: يَدُ ٱللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ( دست خدا از همه دست ها بالاتر است) 🚫 آری ریاضیات فقط چرتکه می‌اندازد و ظاهر کار را می بیند؛ اما الهیات و امدادهای غیبی امری فراتر از این امور است؛ در جنگ این روزها بین ایران و دو قدرت اتمی جهان به خوبی این جنگ ریاضیات و الهیات را می‌توان مشاهده کرد.
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
🗒️ ما، امریکا و همه شکست‌های تاریخ ایران ▪️ یادداشت | علی محمدولی: گفتگویی از غلامعلی رشید می‌دیدم که در آن می‌گفت همیشه از خودش می‌پرسیده چرا در جنگ با عراق مجبور به پذیرش قطعنامه شدیم. می‌گفت همه چیز هم داشتیم. یعنی اینطور نبود که سلاح نداشته باشیم. داشتیم. آدم‌های مخلص و کاربلد و با ایمان هم بودند ولی آنطور که می‌خواستیم نشد و افسوسش تا آخر عمر با او باقی مانده بود. ➖ سوال او و حسرتش من را یاد سوال معروف عباس میرزا در مقابل سپاه روسیه می‌انداخت. چرا اینطور شد؟ سوالی که تکرارش روشنفکری معاصر ایرانی را تبدیل به پروژه‌ای برای پاسخ دادن به دلایل شکست کرده است. هر نسلی از روشنفکری ایرانی که آمده از خودش همین را پرسیده: چرا اینطور شد؟ چرا اینطور می‌شود؟ چرا شکست خوردیم؟ چرا شکست می‌خوریم؟ اما رشید سوال را یک پله ارتقاء داده بود: «چرا برنده نشدیم؟». به شکست نخوردن و از دست ندادن خاک قانع نبود. ➖ به هرحال ما جنگ با عراق را نباختیم همان‌طور که جنگ ١٢ روزه با اسراییل را نباختیم. جنگ دفاعی که در آن مهاجم به هدف‌هایش نرسیده باشد جنگ باخته نیست. اما آن پیروزی بی چون و چرا هم به دست نیامد. فقط زنجیره‌ی شکستهای‌مان شکست؛ زنجیره‌ی از دست دادن خاک؛ زنجیره‌ی از بین رفتن توافق‌های ملی با اشغال خارجی. ➖ ایرانی‌ها هشت سال جنگیدند و هم خاک نداند و هم نگذاشتند حمله خارجی توافقی را که مردم ایران در سال پنجاه و هفت به آن رسیده بودند از میان بردارد. سابقه‌ تلخ این دومی را هم دست‌کم صد و پنجاه سال در خاطره جمعی داشتند. چه تشکیل مجلس دوم در مشروطه که با اشغال روس‌ها بساطش جمع شد. چه توافق یا تسلیم به شکلی از دیکتاتوری تمرکزگرا با محوریت پهلوی اول که با اشغال متفقین از بین رفت. ➖ در واقع ایرانی‌ها به‌خاطر داشتند که دولت‌های قدرتمند خارجی علاوه بر جدا کردن خاک یک کار دیگر هم می‌کردند. می‌زدند زیر بساط توافق‌های ملی. فارغ از آنکه ماهیت این توافق چه باشد. آن‌ها نه تنها نمی‌گذاشتند ایرانی‌ها تصمیم‌های خوب بگیرند، بلکه حتی به آن‌ها امکان نمی‌دادند که تصمیم اشتباه بگیرند و از این طریق بعنوان ملت تجربه کسب کنند و مثلا بفهمند در عمل چیزی به اسم دیکتاتوری مصلحانه ممکن نمی‌شود. به همین دلیل مهمترین شعار پنجاه و هفت استقلال بود. یعنی ما خودمان برای خودمان تصمیم می‌گیریم حتی اگر اشتباه باشد. ➖ مفهوم ملت هم همین است. گروهی که می‌توانند برای خودشان تصمیم بگیرند. تصمیم‌های خوب، تصمیم‌های بد و گاهی تصمیم‌های نامفهوم. اما کسی حق ندارد توافق جمعی آنها را از بیرون به هم بزند. خشم‌ ملی در آن سال‌ها از آمریکا هم از آنجا آمده بود و پشت سرش ایدئولوژی نبود، خاطره جمعی بود. در واقع مرگ بر آمریکا در آن لحظه تاریخی نه شعاری چپ‌گرایانه که شعاری ملّی بود. می‌خواستند انتقام عباس میرزا و ستارخان و مصدق و حتی رضاشاه را یک‌جا بگیرند. آمریکا در آن سال هم روسیه بود هم انگلستان هم پرتغال. آمریکا فشرده‌ خاطره‌ نفی استقلال ایرانیان به‌عنوان یک ملت بود. ایرانی‌ها انقلاب کردند، جنگ کردند و نباختند. این یک گام به پیش بود اما کافی نبود. دست‌کم برای آدمی از جنس غلامعلی رشید. ➖ حالا امپراطوری آمریکا بیست و پنج روز است که مستقیما و به خشن‌ترین شکل ممکن به ایران حمله کرده است. در این لحظه برای ما بعنوان ایرانی، آمریکا اسکندر است؛ چنگیز است؛ تیمور است؛ روسیه تزاری است؛ پرتغالی در بندرعباس است؛ انگلیسی در هرات است؛ لحظه‌ی اشغال ایران در جنگ دوم و تحقیر نشست تهران و دعوت نکردن شاه ایران است؛ فشار جدایی بحرین است؛ ناتمام ماندن مجلس مشروطه است؛ دستور تبعید رضاشاه است؛ حتی لحظه‌ی پشت کردن متفرعنانه به محمدرضا پهلوی بیمار و پناه ندادن به او است. ➖ حالا ما ایرانی‌هایی هستیم که با یک نسبتی (بعضی بیشتر و بعضی کمتر) در این موقعیت قرار گرفته‌ایم که مسیر تاریخ را تغییر بدهیم. نه این‌که فقط بازنده نباشیم. بلکه اکنون چشم‌اندازی پیدا شده که به‌عنوان یک ملت پیروز بیرون بیاییم و اگر به تاریخ پررنج و تلاش ایرانیان برای رسیدن به این لحظه نگاه کنیم، حرف عجیبی نیست گفتنِ این‌که لیاقتش را داریم. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
هدایت شده از اشارات
🌕دیرفهمی در بدیهیات: پاسخ دکتر سید جواد طاهایی به دکتر نعمت‌الله فاضلی در پنجاه‌سال تأخیر در «مرگ بر آمریکا» گفتن! 🖋 سید جواد طاهایی تبریک آقای دکتر! شما چیز ساده‌ای را، واقعی‌بودن شعار مرگ بر آمریکا، پس از دهه‌ها فهمیدید. اما سوال این است که چرا اینقدر دیر درست‌بودن این شعار توسط شما (مردان نظریه) درک شد؟ "مرگ بر آمریکا" شعاری عامیانه و توده‌ای است. اما جنابعالی و همکارانتان چندین دهه قضاوتی سرراست و روشن از این شعار داشتید و با موفقیت آن را می‌پراکندید؛ شما آن را احساسی، نیاندیشیده،‌ غیرواقعگرایانه و متعصبانه توصیف می‌کردید. اما چرا اینقدر دیر واقعی بودن این شعار و شعورمندانه‌بودن آن را فهمیدید؟ زیرا شما اصحاب نظریه پیشینی، این شعار را متعلق به مارکسیستها و نه به امام خمینی و مومنان به او تلقی می‌کردید. شما امری واقعی را غیرواقعی فهمیدید و نه فقط آن، بلکه فهم بظاهر پرشکوه اما غیرواقعی خود را قدرتمندانه گستراندند و مبنای عمل سیاسی‌تان قرار دادید. اما اینک ما مردم عوام دربرابر این تاخّر چندین‌ده‌ سالهُ شما باسوادان ایرانی، در موقعیتی خطیر قرار گرفته‌ایم، یعنی باید دربارهُ نه شما، بلکه ذهنیت ویژه شما قضاوت کنیم. -شما بعد از پنجاه سال، چیز ساده‌ای را دیر و آن هم به‌سختی فهمیده‌اید. درون نادرستی نمی‌توان درستی ورزید. شما اصحاب تاریخ معاصر ایران، ایرانی نیستید آقای دکتر! نه به این دلیل که تاکنون با مقولاتی نازیسته و غیرایرانی می‌اندیشیدید، بل به این خاطر که با آن مقولات، قضاوت می‌کردید و زندگی اخلاق ی‌تان را شکل می‌دادید. شما مطابق لیبرالیزم پرشر و شور انقلاب فرانسه و نه مستقیماً مطابق شرایط کشورتان می‌اندیشید. تاکنون، شما نه فقط ایرانی نبودید، "ضد ایران" بودید. زیرا از منشاء وجود شما، نیروی مقاومت علیه خیزش جهان ایرانی (انقلاب ایران و تجربه متمایز جمهوریت اصیل ایرانی) شکل گرفت و عمل کرد. شما نمی دانستید و اینک نیز نمی‌دانید که عامی‌بودن بسیار به دانایی نزدیک است زیرا هم به حاق واقعیت نزدیکتر است و هم بسیار به امکان همنوایی با ذهن خداوند، هرگاه که این ذهن شکل گرفت، نزدیک است. شما اصحاب ایرانی انقلاب فرانسه سخن آرنت را خوب درنیافتید که هنر، تلقین ایده به عوام‌الناس نیست بلکه برگرفتن ایده از زندگی آنان است. از شرّ فضائل خود خلاص شوید آقای دکتر فاضلی به یاد سخنی، در حافظه‌ام نیست از که، احتمالاً از هایدگر، افتادم: مهم دانا بودن نیست. مهم درون دانایی زیستن است. عامیِ مومن به "امام در ایران" باشیم تا بتوانیم درون دانایی زندگی کنیم. دانابودن یا رسیدن به گوهر دانایی برای ما تقریباً ناممکن است زیرا در اصل، دانایی همانا الوهیت است! تقدیر ما بندگی است نه خدائیت‌ورزی.بقول سنت آگوستین خدا از دانایی زیاده خوشش نمی‌آید. @esharat_57
⭕️پرونده‌ی «ایران در جنگ» جنگ زمان جدی‌شدن و واقعی‌دیدن است. زمان تنظیم‌شدن است. زمان شکستن کلیشه‌ها و از بین‌رفتن فانتزی‌ها و توهم‌ها است. زمان بازنگری در تمام موضوعات و مسائل و بازتنظیم آنها بر اساس اولویت‌ها است. و تاریخ ایران، یک عنوان دارد و آن «ایران در جنگ» است. زین‌پس، یادداشت‌هایی با عنوان پرونده‌ی «ایران در جنگ» منتشر می‌کنم. از ایران صفویه تا ایران جمهوری اسلامی. ✍تفرشی 🆔@political_science14
هدایت شده از Researcher
🚨 واکنش تند ابوترابی، نماینده مجلس به اظهارات روحانی و ظریف: ⭕️ نمی‌شود با یک دست پاسپورت بیگانه داشت و با دست دیگر برای سرنوشت این ملت نسخه پیچید/ آقای اژه‌ای برخورد با نفوذ دوتابعیتی‌ها دیگر جای درنگ ندارد ⭕️ ابوالفضل ابوترابی، نماینده مردم نجف‌آباد در مجلس نوشت: رها بودن چهره‌هایی(روحانی و ظریف) که ترس از سلب تابعیت خود و فرزندانشان، آن‌ها را با سیاست‌های دشمن همسو کرده، سمی برای امنیت ملی است، جناب اژه‌ای مطالبه مردم روشن است؛ برخورد با نفوذ دوتابعیتی‌ها دیگر جای درنگ ندارد.
هدایت شده از دگرش
*ظریف خائن نیست...* رهبر شهید، ده سال پیش، در فروردین ۱۳۹۵ در پاسخ به اظهارات مرحوم هاشمی رفسنجانی که گفته بودند الان زمان گفتمان و مذاکره است و زمانه موشک نیست، فرمودند که این افراد یا ناآگاه هستند یا خائن! در ادامه همین سخنرانی به نحوه مذاکرات برجام هم اشاره و به آن انتقاد کردند و در نهایت این جنس افراد که چنین حرفهایی در برابر دشمن می‌زنند و درک درستی از دشمنی دشمنان ندارند را ساده‌لوح نامیدند. هنوز بعد از ده سال آن جملات زنده است. مرحوم هاشمی و افرادی شبیه آقای ظریف در بهترین حالت ممکن ساده‌لوح هستند. حتی اگر سالها در غرب زندگی کرده باشند و در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا درس خوانده‌ باشند.‌ این طیف و نگاه از پهلوی تا الان اینطور فکر می‌کنند و حداقل صد سال سابقه تاریخی موثر‌ در ایران و منطقه جهان اسلام دارند. آنها درک درستی از سیاست در جهان معاصر ندارند و فقط با قبول نظم فعلی جهان که به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم با محوریت آمریکا شکل گرفته همه چیز را تحلیل می‌کنند. آنها واقعاً اینطور فکر می‌کنند و نیت وطن‌فروشی ندارند هرچند این نحوه فکر کردن آنها ضربات مهلکی به کشور وارد کرده و خواهد کرد. اما فرق است بین کسی که آگاهانه تصمیم به ضربه زدن دارد و کسی که نتیجه رفتارش ضربه به ایران است. این افراد با فرض قدرت مطلقه آمریکا به جهان نگاه می‌کنند، در حالی که جهان از سال ۱۳۵۷ ه.ج یا همان ۱۹۷۹ م(انقلاب اسلامی ایران) و بعد در سال ۱۹۸۹(فروپاشی شوروی) تغییرات بنیادینی داشته و آنچه امروز می‌بینیم امتداد همان تغییرات بنیادین است. تا تعیین تکلیف نشدن وضع میان ایران و آمریکا هم این تغیرات ادامه خواهد داشت و راه‌حل ترمیمی برای این چالش بزرگ وجود ندارد. بدون شک جمهوری اسلامی ایران با همین نظام‌‌ ارزش‌ها و آرمان‌هایی که در طول نیم قرن گذشته با آنها پیش‌رفته و ایالات متحده آمریکا با همان رویای آمریکایی که با آن جهان را اداره کرده است، امکان ندارد که ثابت بمانند و هر دو با هم و بدون تغییر فاصله بین سال‌های ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ را ببینند. یکی از این دو باید دچار تغییرات اساسی شود و این مسیر گریزناپذیر است و با چسب زخم و قرص مسکّن هم قابل درمان نیست. اما این افراد بیشتر از اینکه در درک تغییرات بنیادین جهان معاصر ساده‌لوح باشند، در شناخت مردم ایران دچار اشتباه و بدفهمی هستند.‌ اگر نبودند اینطور از سر ضعف در لحظه خلق حماسه سخن نمی‌گفتند. حداقل این را درک می‌کردند که ملت ایران در چنین روزها و شرایطی حاضر نیست با دشمنی که قاتل هم‌وطنانش بوده و رهبرش را به شهادت رسانده ‌و به سرزمین مادری‌اش تجاوز کرده، پای میز معامله بنشیند و برای طرحهای سرمایه‌گذاری گفتگو کند. وقتی طرح شما اینقدر خام و فانتزی و دور از واقعیت جاری جامعه و سیاست در ایران است، نشان از این دارد که رهبر شهید درست فرمودند، شما واقعا خائن نیستید، اما به شدت ساده‌لوح هستید. چون خائنین‌، از سر آگاهی و پیچیدگی عمل می‌کنند و اینقدر صریح و روشن ساده‌لوحی خودشان را فریاد نمی‌زنند...
🔻از فتحعلیشاه و وثوق‌الدوله تا روحانی و ظریف ✍️مسعود اسداللهی 💢 یک ماه بعد از شروع جنگ رمضان، ناگهان حسن روحانی و جواد ظریف به سخن درآمدند و به جای درخواست از مردم برای باقیماندن در خیابان‌ها و حمایت از نیروهای مسلح، صحبت از "لزوم اصلاحات اساسی" و یا "توافق جامع صلح با امریکا و تضمین گرفتن از جنایتکاری همچون ترامپ" می کنند. فتحعلیشاه در اوایل قرن نوزدهم در جریان جنگ های ایران و روسیه و وثوق الدوله در اوایل قرن بیستم در جریان سیطره و هیمنه انگلیس بر ایران، نقش های ننگین و شرم آوری ایفا کردند. در سال 1405، دانسته‌ یا جاهلانه شیخ حسن روحانی" فتحعلیشاه قرن 21" و جواد ظریف"وثوق الدوله قرن 21" شده و  آن نقش ها را تکرار می کنند. ظاهرا گفته ترامپ مبنی بر اینکه "رضا پهلوی توانایی حکومت بر ایران را ندارد و باید فردی از داخل ایران را برای اینکار پیدا کرد"، باعث شده که بعضی ها خود را "گزینه مناسب" احساس کنند. اما آنچه که "ایران قرن 21" را از ایران قرن 19 و 20 متمایز می سازد، وجود جایگاه متعالی ولایت فقیه و آموزهای انقلاب اسلامی و ساختار مردمی نظام جمهوری اسلامی می باشد که اجازه تکرار آن خیانت ها را نخواهد داد. زمستان خواهد رفت و روسیاهی به ذغال باقی خواهد ماند "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti‌
هدایت شده از اشارات
🌕مسأله راهبرد مواجهه با کنش ظریف است؟ تغافل کنیم؟ برخورد قضایی کنیم؟برخورد رسانه ای کنیم؟ 🖋سیدمحمدحسین هاشمیان اگر کنش ظریف را در شرایط فعلی یک کنش سیاسی لحاظ کنیم یا یک کنش رسانه ای در برخورد با آن تفاوت ایجاد می شود. کنش سیاسی از خاستگاه قدرت نشأت می گیرد.خواه قدرت حاکم یا قدرت گروه های فشاری که قبلاً در ساختار قدرت بر مصدر امور بوده اند. اما کنش رسانه ای خاستگاه اصلیش حوزه عمومی است. خواه مخاطب نخبگان باشد یا توده. هر چند ممکن است کنش رسانه ای اغراض سیاسی داشته باشد اما ذات و ماهیتش از یک کنش اولا و بالذات سیاسی متفاوت است. هر چند این دو کنش در موقعیت‌هایی کاملا در هم تنیده و هم سو عمل می کنند اما می توان بین این دو کنش ذاتا تمایز قایل شد. با توجه به سابقه محمدجواد ظریف به عنوان وزیر خارجه دو دولت روحانی و آشپز برجام و نماد مذاکره با غرب با هر قیمت و هر شرایطی، عملا ظریف را نمی توان یک کنشکر رسانه ای قلمداد کرد. بلکه او نماینده گروه فشار سیاسی است که می کوشد با برساخت پنجره فرصت مذاکره ، عملا اراده سیاسی جریان متبوع و مطبوع خودش را از حاشیه به متن و حتی فرامنن بیاورد. نکته عجیب در این کنش سیاسی، ترجیح منافع شخصی و حتی نه الزاما حزبی بر منافع ملی است. لذا نمی توان نسبت به این کنش سیاسی در شرایط جنگی فعلی تغافل به خرج داد. چرا که او در مقام یک قدرت سیاسی در سایه می کوشد تا عملا برای حاکمیت تعیین تکلیف کرده و به دشمن پالس مثبت داده و چارچوب بازی و پازل دشمن را تکمیل کند. لذا قابل تغافل نیست. از این جهت کنش ظریف با کنش امثال زیباکلام و سریع القلم و فاضلی فرق اساسی دارد. اونجا به شرط اینکه کنش. موجب انشقاق در جامعه نشود جای تغافل است. اما در مورد ظریف باید خیلی هوشیار بود. کنش او بر هم زدن ساختار بازی است که با هزینه خون امام شهید و فرماندهان و مردم طراحی و تثبیت شده است. اما اینکه نحوه مواجهه چه باشد رجوع به منطق قرآن کریم و سیره نبوی و علوی راهگشاست. در دو جای قرآن کریم می توان نحوه مواجهه با کنش سیاسی خلاف مصلحت جامعه اسلامی را استخراج کرد نخست در سوره مبارکه احزاب آیه شصت، منطق مواجهه به سه گروه منافق. بیماردلان و مرجفون ترسیم شده است: تبعید یا حصر. لئن لم ينته المنافقون والذين في قلوبهم مرض والمرجفون في المدينة لنغرينك بهم ثم لا يجاورونك فيها إلا قليلا اگر منافقان و بیماردلان و مرجفون (کسانی که با اراجیف خود القای یاس و ترس می کنند) از کارشان دست برندارند تو را بر آنان مسلط کرده و به جز زمان اندکی در کنار تو باقی نخواهند ماند (از سرشان خلاص می شوید) دوم در سوره مبارکه توبه آیه 118 و داستان جنگ تبوک و سرپیچی سه نفر از اصحاب برای همراهی با رسول خدا. مجازات رسول خدا بایکوت این سه نفر بود. احدی با ابن سه نفر سخن نگفت . تعبیر قرآن عجیب است: وعلى الثلاثة الذين خلفوا حتى إذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت وضاقت عليهم أنفسهم با سکوتی که زمین بر آن ها تنگ شد و جان شأن در تنگنا قرار گرفت. سوم سیره امیرالمومنین علیه السلام نیز بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی تأکید ویژه ای دارد تا جایی که حضرت می فرمایند اگر کسی وحدت را بر هم زد او را بکشید حتی اگر اون شخص تحت عمامه من علی باشد. من دعا إلی هذا الشِعار فاقتلوه، ولو کان تحت عمامتی هذه.» ( خطبه 127). @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕«تفرقه می‌اندازم» پس «هستم»: چه کسانی انسجام اجتماعی ایرانیان را نشانه گرفته‌اند؟ 🖋مهدی حسین‌زاده یزدی کنش‌های سیاسی روحانی، ظریف، آخوندی و آشنا در این چند روز اخیر، برایم بهت‌آور است. به عنوان مثال، حسام‌الدین آشنا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر جنگ/پدیده بزرگی مانندکرونا و جنگ اوکراین در۱۰ تا ۶۰ روز اول آثار شگرفی بر بازارهای جهان و رفتار بازیگران کلیدی داشته‌است. اگر این حوادث در همین بازه زمانی، عزتمندانه حل نشود،می‌تواند به مساله بدخیم و بلند مدت ‌تبدیل شود. این جنگ هم استثنا نیست؛ دلیل: تجربه تلخ لانه و دفاع مقدس». در جنگی ظالمانه و نابرابر، در هنگامه‌ای که دشمن کودک‌کش و سفاک، مردم، نیروهای نظامی و انتظامی و زیرساخت‌های کشور را هدف گرفته است، طرح دوگانه‌های پوشالی و کشاندن موضوعات مرتبط با امنیت ملی به عرصۀ عمومی و کف خیابان، جز ایجاد شکاف و تفرقه چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ آیا اگر کسی ذره‌ای عِرق ملّی داشته باشد، حاضر است در شرایط جنگی و در وسط میدان با انسجام اجتماعی بی‌نظیر ایرانیان بازی کند؟ بیش از یک ماه است، مردم شریف و بزرگ ایران، پس از به شهادت رسیدن رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، زن و مرد، پیر و جوان، خردسال و بزرگسال، از ادیان و مذاهب مختلف، اقوام گوناگونِ لُر، ترک، کرد، عرب، بلوچ، فارس، ترکمن و ...، با گرایشات سیاسی مختلف، با پوشش‌های متفاوت، هر شب به خیابان‌ها می‌آیند تا اجنبی و ایادی داخلی‌اش فرصت عرض اندام پیدا نکنند. جالب آنجاست که هر شب شلوغ‌تر و باشکوه‌تر از شب گذشته. چه فرهنگی، چه دین و آیینی و چه تمدنی پشتوانۀ حضور مردمان این سرزمین‌اند؟ در کجای دنیا می‌توان چنین صحنۀ باشکوهی را مشاهده کرد؟ اما درباره متن آشنا و فرامتن آن چند پرسش اساسی مطرح است: ۱. بی‌تردید، چگونگی حل مسئله‌ای مانند جنگ، یک بحث تخصصی است و برای تصمیم گیری درباره آن به داده ها و اطلاعات گوناگونی در حیطه‌های مختلف نیاز است؛ از توان لجستیکی گرفته تا تاب آوری اقتصادی کشور. آیا جای طرح موضوعی به این اهمیت که به طور مستقیم به امنیت ملی کشور گره خورده، آن هم در زمانۀ جنگ، در ساحت عمومی است؟ ارتباطات امنیتی و غیر امنیتی این افراد بر کسی پوشیده نیست. آیا نمی‌توان این مطالبات را از مسیرهای دیگری، غیر از کف خیابان پی‌گرفت؟ آیا درانداختن دوگانه‌های پوشالی مثل جنگ و صلح و میدان و دیپلماسی، جز انداختن شکاف در صفوف به‌هم‌پیوستۀ ملت، ثمر دیگری خواهد داشت؟ آیا این‌ها همه، دستاویزی نیست برای احیاء جریانی که مرگ خودش را در مرگ برجام دید؟ با آن همه خسارت‌ها، فرصت‌سوزی‌ها، دروغ‌گویی‌ها و فرانچسکوها. ۲. استدلالی که در متن با ذکر نمونه‌‌ای مانند دفاع مقدس مطرح شده، تمثیل است؟ که معتبرنیست؛ استقرا است؟ که تنوع و تکثر ندارد؛ ‌قیاس است؟ کو کبرای کلی؟ آیا موضوعاتی که ابعاد پیچیده، زمینه‌های کاملاً متفاوت و بازیگران و کنشگرانی غیر قابل‌مقایسه دارند، با وجود یک یا دو مورد تجربه مشابه، حکم یکسان پیدا می‌کنند؟ با چه منطقی؟ ۳. دفاع مقدس هشت‌ساله تجربۀ تلخ بود یا جنگ تحمیلی هشت‌ساله؟ تجربۀ لانه؟ ثبّت العرش ثم انقش. ۴. پیش‌فرض این متن آن است که راه مذاکره و آتش‌بس به مثابۀ مسیری عَقلانی و عُقلایی باز است. آیا مذاکره با کسی که دو مرتبه در میانۀ مذاکرات به وطن‌مان تجاوز کرد، عقلایی است؟ آیا عهدنامه‌ای جدید با کسی که به هیچ معاهده‌ای پایبند نیست، معقول است؟ با کسی که برجام را با آن همه حفره‌هایش برنتابید و از آن یک‌طرفه خارج شد، امیدی به پایببندی وجود دارد؟ اگر مذاکره‌ای شد و آتش‌بس یا صلحی محقق شد، آنگاه تجدید قوا کرد، پدافندش را ترمیم کرد و ... و دوباره حمله کرد، ضمانتی وجود دارد کشور توان ایستادن داشته باشد؟ اگر خدایی ناکرده، نابود شد که هیچ، اگر دوباره ایستاد و دوباره بعد از اندک زمانی دشمن طلب مذاکره کرد، چه؟ این چرخه تا کجا باید و می‌تواند ادامه پیدا کند؟ نفرمایید که پیشنهاد ظریف در مجله فارین افرز ضمانت را لحاظ کرده که یضحک به الثکلی. با توجه به این مطالب، اینگونه کنشگری‌های سیاسی نشانه چیست؟ آیا ابزاری است برای اردوکشی خیابانی و نشان‌دادن قدرت به حاکمیت؟ که به خواست الهی با هوشمندی مردم تاکنون شکست خوده است؛ یا پای احتمال دیگری مطرح است؛ مثلاً قطعه‌ای از یک پازل کودتا؛ به این معنا که مخاطب این کنشگران داخل نیست و اساساً بازی برای خارجی‌ها طراحی شده است. چنین کنشگری‌هایی به دشمن نشان می‌دهد که افرادی در کشور وجود دارند که اگر به قدرت برسند، در هر شرایطی مذاکره می‌کنند و لو بلغ ما بلغ. تنها کافی است موتور ترور دوباره روشن شود. بعید می‌دانم این فرض، محتمل باشد؛ به نظر می‌رسد دست‌کم تا الان، دلایل کافی برای آن وجود ندارد. شاید پای احتمال سومی در میان است. آن چیست؟! @esharat_57
هدایت شده از مهدی فضائلی
📍مردم؛ مکمل میدان نویسنده : مهدی فضائلی قریب چهل روز از آغاز "جنگ رمضان" سپری شده است اما شگفتی‌های آن همچنان ادامه دارد. یکی از مهمترین و عجیب‌ترین‌ این شگفتی‌ها، حضور مستمر و بی‌وقفه شبانه مردم در خیابان‌ها و میادین است؛ آن‌هم به پهنای همه ایران! درباره این حضور شگفتی‌ساز و مستمر، زیاد گفته و نوشته شده ولی همچنان جادارد مورد توجه قرار گیرد. این تجمعات آثار متعددی دارد که این یادداشت نیز به سهم خود به برخی از آنها می‌پردازم. ۱) پایه‌های عمیق بعد مردمی نظام این تجمعات یکبار دیگر ثابت کرد که یکی از مهمترین مولفه‌های قدرت جمهوری اسلامی "مردم" اند. مؤلفه‌‌ای که دشمن و حتی برخی درداخل گمان می‌کردند افول کرده و دیگر تکیه‌گاه ایران عزیز و نظام جمهوری اسلامی نیست. شروع این حضورهای حماسی از شامگاه روز آغاز جنگ در ۹ اسفند، تجلی زودهنگام دگرگونی قلوب و تحقق تحول حال ملت قهرمان ایران بود؛ ملتی که دشمن احمق گمان می‌کرد با حمله به ایران، به خیابان می‌آیند تا نظامشان را ساقط کنند! این حضور و این تجمعات آنچنان باعظمت است که از سویی باید اذعان کرد نتیجه امداد غیبی است و از سوی دیگر جوشش خون رهبر شهید در رگ‌های مردم! ۲) پشتیبانی از نیروهای مسلح کشور نتیجه و اثر مهم دیگر این حماسه حضور را در تقویت عزم و اراده رزمندگان و مجاهدان نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی باید جستجو کرد؛ حضوری که سردار موسوی فرمانده شجاع نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به مردم گفت: خیابان با شما میدان با ما. میدان_ خیابان، مفهوم جدیدی در ادبیات این روزهاست و رزمندگان ایثارگر خود را مستظهر به مردمی می‌دانند که آنها را تنها نگذاشته و "سوخت معنوی" موشک‌ها را تأمین می‌کنند. ۳) افزایش اعتماد به نفس مسئولان برای مقاومت تا تسلیم شدن دشمن سومین نتیجه و اثر مهم حضور حماسی مردم را باید در افزایش روحیه استقامت و پایداری مسئولان مشاهده کرد. همانطور که شجاعت مسئولان در تشجیع مردم مؤثر است و مسئولان بزدل، مردم شجاع را نیز بی‌انگیزه می‌کنند، مردم شجاع و بااراده نیز به مسئولان و دولتمردان خود شجاعت و اراده تزریق می‌کنند. تصور کنید! اگر مردم در صحنه نبودند ویا در این شرايط مردمی نق‌زن و اهل وادادن بودند، آیا مسئولان و یا حداقل برخی از مسئولان مانند الآن، تاب و تحمل ایستادگی داشتند؟ آیا به بهانه و یا بخاطر مردم حاضر به امتیاز دادن و عقب‌نشینی نمی‌شدند؟ بگذریم از برخی متوهم که حتی در اوج ایستادگی مردم و ضعف دشمن، بازهم از موضع ضعف برخورد می‌کنند و توصیه به امتیاز دادن و امتیاز اندک گرفتن می‌کنند! ۴) تنگ کردن عرصه برای تحرک گروه‌های تروریستی سازماندهی شده یکی از برنامه‌های دشمن برای تضمین پیروزی خود، وارد عمل کردن گروه‌های تروریستی آموزش دیده و سازماندهی شده بود؛ گروه‌هایی که بعضا در دی‌ماه سال گذشته عملیات انجام دادند و چه جنایاتی که نکردند! حضور شبانه مردم، آن هم با این شور و انگیزه بالا، عرصه را بر ورود مجدد این گروه‌های تروریستی به شدت تنگ کرد و با توجه به شناسایی و ضربات دستگاه امنیتی به این گروه‌ها، دشمن هیچ دستاوردی از قبل آنها نداشت و در این جبهه نیز از مردم شکست خورد. ۵) تقویت روحیه و انسجام اجتماعی پنجمین و آخرین اثر حضور شگفتی‌ساز شبانه مردم در میادین را در تقویت روحیه خود مردم و ارتقا و تحکیم انسجام اجتماعی مشاهده می‌کنیم. وقتی مردم شب‌ها اینگونه کنار هم جمع می‌شوند وپرچم ایران عزیز را به حرکت در‌می‌آورند و شعارهای حماسی سرمی‌دهند یا در کاروان‌های موتوری و خودرویی در سطح شهر به حرکت در‌می‌آیند، از یکدیگر روحیه می‌گیرند و انسجام اجتماعی خودرا به نمایش می‌گذارند. این مردم درکنار هم، ترس را مرعوب می‌سازند! و شجاعت را درخون هم تزریق می‌کنند و شاید یکی از دلایل استمرار و روبه افزایش بودن این تجمعات، همین باشد. 💢لسنگ متن یادداشت در جام جم https://jamejamonline.ir/006UeU |عضو شوید👇 https://eitaa.com/Fazaeli_M
هدایت شده از اشارات
🌕 جمهوری اسلامی؛ حافظ میراث ایران سلطنت‌طلبان؛ تخریب‌گر میراث سلطنت! 🖋سیدحسین_شهرستانی اوضاع جالبی است! عموی سلطنت‌طلبان بمب می‌اندازد و میراث سلطنت ایرانی را تخریب می‌کند. کاخی که در دوران صفوی پایه‌اش نهاده شده و در دوران زندیه و بخصوص قاجار به اوج شکوه می‌رسد؛ (چند دوره دانشجویانم را برای نشان دادن ظرفیتهای هنر ایرانی به بازدید کاخ برده‌ام و بچه‌ها کیف کرده‌اند و شگفت آنکه بسیاری همشهری‌های تهرانی تاحال سری به این محیط فرهنگی نزده‌اند.) پهلوی اول و دوم هم از این محیط استفاده کرده و در آن مراسم تاج‌گذاری‌شان را برگزار می‌کنند. حالا پهلوی‌چی‌ها دارند این میراث تاریخی را تخریب می‌کنند (و موارد دیگر چون کاخ چهلستون اصفهان) و در مقابل، جمهوری اسلامی حافظ این میراث و مدافع حفظ آن است. الحق که امروز امر ملی و ایرانی بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی، دروغ رسوایی بیش نیست. جمهوری اسلامی حتی وارث درست وجوه مثبت میراث شهریاری در ایران است که توسط تمدن پرشکوه صفویه در دوران اسلامی بازیابی و تجدید شد، در دوران قاجار به‌جهاتی تداوم یافت ولی به‌شدت تضعیف شد و در دوران پهلوی به‌کلی مسخ و تحریف شد. پی‌نوشت: ، فعال مدنی احیاء بافتهای تاریخی و میراث ملی است که در تمام این سالها در این مسیر بسیار جنگیده و مسئولان را نقد کرده و هزینه داده و امروز هم محکم پای دفاع از ایران است. ، به‌حق بزرگترین حامل پرچم مفهوم "سینمای ملی" در ایران است. "شیر سنگی" و "در چشم باد"، به گواهی این مدعا کافی است. و اما ؛ گوهری از گنجینه دارایی‌های انسانی ایران. در حوزه میراث و معماری و مرمت همه او را می‌شناسند اما در حوزه عمومی این شخصیت ذوابعاد و غیور و میهن‌دوست و مردمی، هنوز به‌قدر کافی شناخته نشده است. روحیه مردمی‌اش در همین مصاحبه پیداست. می‌گوید مسئله فقط آثار ثبت جهانی نیست، مسئله کل بافت تاریخی ایران و ایران تاریخی است. فرامرز پارسی را من خود از نزدیک ندیدمش اما او را در یک کلمه توصیف می‌کنم: "زنده" است به معنی واقعی کلمه. برای آشنایی اولیه با او گفتگوی سروش صحت با او را در برنامه "کتاب‌باز" ببینید. دیدن این مصاحبه در این روزها بسیار شیرین و روحیه‌بخش است. همچنین مستند "چکاد: گفتن و باز گفتن، همراه با فرامرز پارسی" به تهیه‌کنندگی دوست عزیزم و کارگردانی جواد مولانیا لینک مستند در آپارات: https://www.aparat.com/v/w74920n لینک گفتگوی کتاب‌باز: https://www.aparat.com/m/mxj91 خداوند بزرگ، حافظِ حافظان حقیقی باشد! @esharat_57