هدایت شده از کاوش مدیا
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ خبرنگار ژاپنی:
📍ترور آیتالله خامنهای توسط آمریکا و اسرائیل، احساسات ضدآمریکایی و ضداسرائیلی را در داخل ایران فراتر از نسلها، چندین برابر تشدید کرده است....
🔻نکتهای که به شدت تکاندهنده بود، گفتگوی من با یک پسر بچه ۱۱ ساله بود که با چشمانی اشکبار، اما بدون هیچگونه ترس و واهمهای قاطعانه گفت: «ما از این پس باید انتقام خود را از آمریکا و اسرائیل بگیریم.»
#ژاپنی
🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از کاوش مدیا
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ ژنرال بازنشسته اردنی:
📍منافع متحدانِ آمریکا در قعر لیست اولویتهای واشنگتن قرار دارد و در واقع بهای جنگ جاری را جغرافیا و اقتصاد جهان عرب میپردازد...
🔻ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود علیرغم تحریمها، قادر به تداوم نبرد فرسایشی است؛ در حالی که آمریکا برای احیای ابهتِ آسیبدیدهاش در جهان میجنگد...
#عربی
🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از سجاد رئوفی
بیانیه اساتید حقوق بینالملل در مورد الگوی مدیریت حقوقی جدید تنگه هرمز - ایسنا
https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/1405042011685/
هدایت شده از 🔴 مقاومت نیوز🌴
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻افسر ارتش صدام: روزی نبود که خبر ترور کسی را در خانهاش نشنویم.
🔹 ایران بعد از جنگ هیچکدام از فرماندهان و خلبانان بعثی زمان جنگ را رها نکرد و همه را حذف کرد!
پن: عمر دست خداس. ما فقط وسیلهایم😈
#اخبار_مقاومت_اسلامی
🌎📡@moqavematnews_ir
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
واکنش خانواده شهید ابومهدی المهندس پس از اظهارات جنجالی ترامپ درباره ترور سردار سلیمانی و المهندس
🔹خانواده شهید ابومهدی المهندس، فرمانده شهید حشد شعبی عراق، با صدور بیانیهای به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره ترور سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس واکنش نشان دادند.
🔹این اظهارات در دیدار ترامپ با «علی فالح الزیدی»، نخستوزیر عراق، در کاخ سفید مطرح شد و با واکنشهای گستردهای در عراق و منطقه مواجه گردید.
🔹در این دیدار که شب گذشته برگزار شد، ترامپ در اظهاراتی جنجالی به ترور سردار سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اشاره کرد و خطاب به نخستوزیر عراق گفت: «سلیمانی را من کشتم… یک فرد بسیار بد از عراق هم در همان حادثه کشته شد. نمیدانم که آیا به شما لطفی کردم یا نه. من هرگز این سؤال را از شما نپرسیدهام.»
🔹در مقابل نخست وزیر عراق در واکنش ذلیلانه به این توهین شرم آور ترامپ به یکی از نمادهای مورد احترام ملت عراق گفت: من درگیر سیاست نبودم و به گذشته اهمیتی نمیدهم!
@TasnimNews
هدایت شده از تعلیقات
🔖 چرا خاتمی امکان سخن گفتن از "طرح بدیل مقاومت" پیدا میکند؟
ما بالاترین هزینههای ممکن را برای اثبات کارآمدی عملی و عینیت یافته اندیشه مقاومت پرداخت کردهایم. دو جنگ دوازدهروزه و رمضان همه نظریههای رقیب مقاومت را نفی کرد. پس از این دو تجربه چند امر به وضوح روشن شد:
➖ مسئله آمریکا حتی فقط نظام سیاسی ایران و جمهوری اسلامی نیست، بلکه فراتر اینکه مسئله ایران است.
➖ آمریکا دنبال حقوق ملت ایران نیست بلکه فقط در پی تأمین منافع آمریکا و اسرائیل است، به قیمت کشتار وسیع ایرانیان.
➖ طرح مطلوب آمریکا، ایران تجزیهشده، ایران ضعیف و ایران مغلوب است. ایران بزرگ خطر دائمی برای غرب است.
➖ مسئله ایران و آمریکا هيچگاه با مذاکره حل نمیشود، و هیچ صلح و کنارآمدنی در کار نیست.
جمهوری اسلامی طی چنددهه مجوز مذاکرات مقطعی را صادر کرده تا هم به دنیا و هم به طیفی از داخلیها نشاندهد از مسیر دیپلماسی و گفتگو ابایی ندارد، اما این طرف مقابل است که جز منطق قدرت چیزی نمیفهمد. هرچند نگاهها به مذاکره در دولتهای مختلف متفاوت بوده و از ایدئولوژی تا استراتژی رفتوبرگشت داشته است.
آمریکا هیچ نقطه ابهامی درباره سیاستهای خود نسبت به ایران باقی نگذاشته است. تهدید به تصرف و اشغال سرزمینی، تهدید و اقدام به نابودی زیرساختها، تهدید به نسلکشی و استفاده از بمب اتم، تهدید به نابودی تمدن ایران، کشتار گسترده غیر نظامیان با نماد برجسته میناب، تهدید به تصرف منابع نفت ایران، همه و همه تصویر روشنی از سیاست آمریکا در قبال ایران دارد. آیا بعد از این همه تجربه روشن، باید کسی "امکان" سخن گفتن از "صلح" پیدا کند؟ این خسارت است.
در چنین موقعیتی راهکار مواجهه با آمریکا هر چه باشد، بیتردید صلح و مذاکره بهمثابه راه رسیدن به صلح و همزیستی مسالمتآمیز با غرب نیست. هرچند میتوان گاهی از ماهیت ابزاری مذاکره برای تأمین اهدافی استفاده کرد ولی راهحلانگاری مذاکره بیتردید خطای محاسباتی است، همانطور که در دهه ۹۰ تجربه شد. حال پرسش این است باید در نسبت با تهدید دائمی و تهدید موجودیتی آمریکا چه کرد؟
در پاسخ به این پرسش، هیچ ایده بدیلی جز "مقاومت" وجود ندارد. راهکار طلایی جمله رهبر شهید است که فرمود: "هزینه مقاومت به مراتب کمتر از هزینه سازش است." ما باید خط مقاومت و مبارزه با جریان استکبار را که قصد سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر جهان به خصوص منطقه ما را دارد به عنوان یک مسیر کلان و مستمر حفظ کنیم، تا جایی که دشمن از سلطه ناامید شده و بفهمد سلطهجویی هزینههای گزاف دارد و در برابر سد مستحکم مقاومت به نتیجهای هم نمیرسد.
اما این نبرد طولانی مدت است و همانطور که رهبر شهید فرمودند:
"این مبارزه دارای پیچیدگیهایی است که باید آنها را شناخت #حرکت_عقلانی و #خردمندانه و منطبق با منطق انسانی و اسلامی و بینالمللی ملت ایران در مقابله با استکبار باید ادامه یابد. #ادامه_حرکت ملت ایران در مقابله با استکبار، نیازمند #علم و #تفکر و #فناوری و #نقشه_راه است."
بله، این مبارزه مستمر نیاز به ابزارهای متنوع و گامها و تدابیر هوشمندانهای دارد. در مواقعی جنگ مستقیم برای دفاع از استقلال و عزت کشور لازم است، و هم جنگ غیر مستقیم با حمایت از نیروهای متحد مقاومت و جریانهای ضد سلطه در منطقه و جهان، گاه دیپلماسی و مذاکرات، اما نه با هدف صلح که برای تامین اهدافی حاشیهای یا کوتاه مدت. اما مهم حفظ جهت گیری کلان در مواجهه با نظام سلطه و حرکت کلی ذیل راهبرد کلان "ایده مقاومت" است.
خب، این سیاست کلان در سه سطح باید تسری و تجلی یافته و به باور تبدیل شود:
_ در سطح سیاستگذار و تصمیمسازان.
_ در سطح نخبگان بهعنوان حلقه واسط.
_ در سطح اجتماعی و بدنه عمومی مردم.
پرسش اصلی: چه کسی میتواند به #گفتمانسازی یک سیاست رسمی جمهوری اسلامی اقدام کند؟ بیتردید این نقش کانونی و کلیدی دستگاههای فرهنگی کشور است که رسالت گفتمانسازی دارند. اما دستگاه فرهنگی ما مشغول چیست؟ متأسفانه بخشی از این دستگاههای فرهنگی بهجای تمرکز بر نقطهای که رهبر شهید و رهبر حیّ میخواهد مدتهاست درگیر حواشی، بازیهای فرقهای و سیاسی سطحی و امور حاشیهای هستند که خود این "ترک فعل"، نتیجهای جز #خسارت_محض در ناحیه جنگ شناختی ندارد.
بیتردید بخشی از مسئولیت این نوع سخن گفتن امثال خاتمی و باورپذیرشدن آن در طیفی از جامعه به عهده #عاقله_فرهنگی کشور است. نهادهای فرهنگی باید نقش خود در این جنگ را درک کنند و جای خود در #هندسه_جنگ را بیابند. میتوان به فهرستی از وظایف خطیر نهاد فرهنگ در جنگ اشاره کرد که امروز مغفول است و نه فرمانده دارد، نه سرباز.
#آسیبشناسی
#نهاد_فرهنگ
#جبهه_انقلاب
#جنگ
🆔 @taalighat
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰مرور یک کارنامه؛
سناتوری که ارتباط پیچیدهای با ترامپ داشت
🔸سیاستمداری که بیش از سه دهه در مهمترین پروندههای امنیتی آمریکا، از عراق و افغانستان گرفته تا ایران، اسرائیل و اوکراین، حضوری فعال و اثرگذار داشت.
🔸️درمیان سیاستمداران جمهوریخواه دو دهه اخیر آمریکا، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که به اندازه لیندزی گراهام، سیاست خارجی را محور اصلی فعالیت سیاسی خود قرار داده باشد. اگرچه او در موضوعات داخلی نیز از مواضع محافظهکارانه دفاع میکرد، اما شهرت و نفوذ واقعیاش به دلیل نقشآفرینی در پروندههای امنیتی و بینالمللی شکل گرفت؛ از حمایت از جنگ عراق و حضور بلندمدت آمریکا در افغانستان گرفته تا دفاع بیقیدوشرط از اسرائیل، حمایت از اوکراین و پشتیبانی از سیاست فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران. از همین رو، بسیاری از ناظران سیاسی، گراهام را نه صرفاً یک سناتور، بلکه یکی از آخرین نمایندگان سنّت جمهوریخواهانی میدانند که معتقد بودند ایالات متحده باید با اتکا به زور نظامی و شبکه متحدان خود، نظم مطلوب واشنگتن را در جهان حفظ کند.
🔸اگر قرار باشد تنها یک پرونده را به عنوان اولین و مهمترین نماد اندیشه سیاسی لیندزی گراهام معرفی کنیم، بیتردید آن پرونده جنگ عراق است. این جنگ نهتنها یکی از پرهزینهترین مداخلات نظامی تاریخ معاصر آمریکا به شمار میرود، بلکه تصویری روشن از جهانبینی سیاستمدارانی همچون گراهام ارائه میدهد. این سیاستمداران معتقد بودند امنیت ایالات متحده با حذف تهدیدها در خارج از مرزهای این کشور تأمین میشود، حتی اگر این امر مستلزم استفاده گسترده از نیروی نظامی باشد.
🔸اگر عراق نقطه آغاز تثبیت دیدگاه امنیتی گراهام بود، ایران به مهمترین محور فعالیت او در سیاست خارجی طی دو دهه بعد تبدیل شد. در اغلب پروندههای مرتبط با جمهوری اسلامی، گراهام از جمله سیاستمدارانی بود که بر اتخاذ سختگیرانهترین گزینهها تأکید میکرد و معتقد بود سیاست مهار ایران باید بر پایه فشار اقتصادی، انزوای سیاسی و در صورت لزوم، اقدام نظامی استوار باشد. چنانچه ذکر شد، از نگاه گراهام تحولات عراق پس از سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۱ ـ ۱۳۸۲) موجب گسترش نفوذ منطقهای ایران شد. از این رو، او بارها استدلال کرد که تهران از خلأ قدرت ایجادشده در عراق برای تقویت شبکه متحدان خود در خاورمیانه بهره برده است. بر همین اساس، سالها از اعمال تحریمهای شدیدتر علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد و در زمره منتقدان اصلی مذاکرات هستهای دولت باراک اوباما قرار گرفت.
ibna.ir/x6HZ7
@ibna_official
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
غفلت منتقدان سیاستزده بیژن عبدالکریمی از حقوق و مسئولیت روشنفکر
به گزارش انصاف نیوز، کانال تلگرامی «مدرسه» روز سهشنبه ۱۶ تیر ۴۰۵، مقالهای منتشر کرد با عنوان «فاکتورهای یک هبوط» که حاوی نقدی تند و تیز علینجات غلامی بر مواضع بیژن عبدالکریمی از منظر فلسفی بود. حال دانشآموخته فلسفه دیگری، خانم خدیجه کاردوست آن نقد را نقد کرده است که متن آن در پی میآید:
آنچه از متن آقای علینجات غلامی برداشت میشود، ذهنیت تئولوژیک، سیاستزده و ایدئولوژیک ایشان است؛ ذهنیتی که بیش از آنکه دغدغه فهم واقعیتها، پدیدارها و سخن «دیگری» را داشته باشد، دلنگران دفاع و حفظ جهتگیریهای سیاسی و ایدئولوژیک خویش است.
یکی از مهمترین شاخصههای ذهنیت ایدئولوژیک، دوقطبیسازی و ثنویتاندیشی است. چنین ذهنیتی درنمییابد که ما در ذهن ناگزیریم با «مفاهیم ثنوی» کار کنیم اما در جهان خارج، واقعیتها دوگانه نیستند بلکه «طیفی» هستند. فردی که تئولوژیک و ایدئولوژیک میاندیشد تفاوت عالم ذهن و عالم واقع را درنمییابد و آنها را خلط میکند. همین ذهنیت ثنویاندیش و غیرطیفی، جامعه را هر چه بیشتر به سوی دوقطبیشدن و شکاف عمیق اجتماعی سوق میدهد و سبب بروز انسدادها و بحرانهای اجتماعی فراوان میشود چراکه بیش از آنکه دغدغه فهم و شناخت داشته باشد، اراده معطوف به نقد دارد.
در این راستا، متن نویسنده، بر اساس نوعی ثنویتاندیشی و دوگانهسازی ایدئولوژیک استوار شده است. بر پایه این چارچوب نویسنده، هرکس جریانات روشنفکری و گروههای اجتماعی را نقد میکند، خواهان دفاع از حکومت و نظام قدرت است. نویسنده ما را فقط با دو الگو روبهرو میسازد؛ الگوی فیلسوف مستقل، آزاد و حقیقتجو و دیگری الگوی فیلسوف نزدیک به حکومت که فاسد، سقوطکرده و توجیهگر است.
در واقع، نویسنده، استقلال فکری را به یک موقعیت سیاسی فرومیکاهد و همه مسائل را صرفاً از چشمانداز سیاسی میبیند. در این سیاق، مصالح اجتماعی قربانی ستیزهای سیاسی میشود و از طرح هر مسئلهای در جهت نقد یا دفاع قدرت سیاسی استفاده میشود. این نوع تقسیمبندی، همان منطقی را بازتولید میکند که متن، مدعی نقد آن است یعنی حذف طیفهای میانی و تبدیل سیاست به خیر مطلق و شر مطلق. این امر سبب میشود که اگر فردی عملکردی از جریان معترض را نقد کند، به او میگویند طرفدار جریان حاکم و سنتی هستید و اگر عملی از جریان حاکم را نقد کند، به او بگویند که طرفدار جریان اپوزیسیون هستید.
اساساً چرا متفکری که در حوزه فسلفه فعالیت میکند باید اینچنین اسیر دوقطبیسازیها و ثنویتاندیشیهای سیاسی و ایدئولوژیک شود که جایی برای تفکر حکمی و فلسفیاش باقی نماند؟ و سعی کند با استفاده از مفاهیم و واژگان فلسفی به عنوان برچسب، یک کیفرخواست و بیانیهای سیاسی صادر کند.
آیا نمیتوان در یک موضع از سیاستهای دولت دفاع کرد اما در موضوعی دیگر همان دولت را نقد کرد؟ آیا میتوان همزمان هم حکومت و هم شبهروشنفکران منتقد و اپوزیسیون را نقد کرد؟
آیا شخصی چون عبدالکریمی این حق را دارد که توامان در برابر وجوه اقتدارگرایانهی نگاه رسمی و استبداد روشنفکران ناروشنفکر بایستد و فراسوی دوقطبیسازیهای حکومتی –معترض، فاشیست– آزادیخواه حرکت کند؟ به راستی که متفکر و فیلسوف، وکیل مدافع حقیقت است، نه حکومت و نه اپوزیسیون. اگر متفکری بخواهد به قول مهندس سحابی از این «دیکتاتوری جو» خارج شود و مستقل بیاندیشید، افراد و گروهها اجازه نخواهند داد. گفتمان دکتر عبدالکریمی سعی میکند فراسوی این فضای دوقطبیسازیهای رایج بیندیشد.
گذشته از این، نویسنده تنها از یکگونه وابستگی روشنفکر به قدرت سیاسی سخن میگوید حال آنکه در جهان معاصر، روشنفکر ممکن است در بعد جهانی نوعی وابستگی فکری و معرفتی داشته باشد. به بیانی دیگر، در برابر روشنفکر شیفته قدرت داخلی، ما روشنفکر شیفته قدرت خارجی و هژمونی غرب را داریم. شبه روشنفکرانی که روایتهای قدرتهای غربی را بدون نقد میپذیرند و خشونت دولتهای غربی را نامرئی اما خشونت رقبای آنها را پررنگ و مطلق میبینند و در مقابل جنایات نظام امپریالیسم و سلطه خارجی سکوت میکنند اما در داخل زبان نقدشان آتشین است، وابستگی به قدرت ندارند؟
🔗 متن کامل در انصاف نیوز
@bijanabdolkarimi
هدایت شده از حکمران
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرگ جریان روشنفکری
▪️روشنفکران غربزده بیرون از خط ایستگاه هستند چون از خرد ایرانی دور شدند
دکتر بیژن عبدالکریمی:
🔸فکر میکنم با پدیده مرگ جریان روشنفکری و پایان جریان روشنفکری روبرو هستیم. روشنفکران ما مشخصاً به ایدهها و ارزشهای حاصل از جنبش عصر روشنگری اروپا باور دارند!
🔸این روشنفکران بیرون از خط هستند و چون از خرد و لوگوس ایرانی دور هستند، بیخانمان هستند. سکنای وجود شناسانه و معرفت شناسانه ندارند، با تاریخ خود غریبه هستند و با شابلون غربی میخواهند مسائل ایران را مورد سنجش قرار بدهند. لذا دچار احباط هستند، یعنی همه نیروهای اجتماعی_تاریخی آنها به تعبیر زیبای قرآن دچار تباهی خواهد شد.
🔸روشنفکران یا باید به اعتیاد و خودکشی پناه ببرند و یا باید به رسانهها و قدرتهای خارجی امید داشته باشند که بیبی نتانیاهو یا عمو ترامپ بیاید و آنها را نجات دهد!
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ ناظر به ضرورتِ ساخت بمب اتمی
➖ تکنولوژی در زمانهی مدرن کنونی برای استیلا است چه بر انسان دیگری، چه بر طبیعت و...
➖ پیامد نداشتن تکنولوژی مسلط شدن دیگران - بالاخص اروپایی استعمارگر - است بر ما؛ چه تکنولوژی صلحآمیز چه غیرصلحآمیز. در این بین، تفاوتی بین تولید برق و فولاد و... بمب اتمی نیست.
🆔 @syounnos
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
آغاز جنگ تمامعیار؛ آمادگی کامل، ضربات کوبنده و تولد نظمی جدید در منطقه
✍🏻 مهدی محمدی
جنگ دوباره آغاز شد. ما مجدداً وارد یک درگیری تمامعیار شدهایم؛ جنگی که مدتها منتظرش بودیم و خود را برای آن مهیا کردهایم. مردم ایران مطلقاً نگران نباشند. هیچ غافلگیریای در کار نیست. نظام و نیروهای مسلح ما با آمادگی کامل، حجم قابل توجهی از تسلیحات و طراحیهای عملیاتی نوین، آماده رویارویی با این مرحله جدید هستند. فرزندان شما در نیروهای مسلح، چونان قهرمانان افسانهای تاریخ این سرزمین، خواهند جنگید و دشمن بار دیگر به خاک سیاه مذلت خواهد نشست. این بار، پشیمانی ممکن است دیگر سودی برایش نداشته باشد.
🔹نکته کانونی تاکتیکی: سرعت تحولات
علت سرعت بالا آن است که هر دو طرف تلاش میکنند جنگ را از نقطهای آغاز کنند که دفعه قبل به پایان رسانده بودند. دشمن فاقد ایدههای عملیاتی خلاقانه است و همان روش های سابق را تکرار میکند. ما از برنامههایشان مطلع بودیم و جلوتر از آنها آماده شدیم. عملیاتهای دشمن، پر سر و صدا اما بیکیفیت خواهد بود. نیروهای مسلح ما با تکیه بر تجربه عملیاتی بیسابقه، قدمهای مفصلی رو به جلو برداشته و طرحریزیهای خود را بهطور کامل بازنگری کردهاند.
🔹مصداق عینی استیصال دشمن (تأسیسات کوه کلنگ)
ترامپ همین چند ساعت پیش از حمله به تأسیسات "کوه کلنگ" در نطنز سخن گفته است. همانگونه که ریچارد نفیو اشاره کرد، این اظهارات یعنی گزینههای ترامپ به پایان رسیده و او به سمت عملیاتی سوق یافته که خود آمریکاییها پیشاپیش آن را شکستخورده میدانند. اسناد سنتکام نشان میدهد حمله به چنین تأسیساتی که مستحکمترین تأسیسات هستهای جهان است، به هیچ هدفی دست نخواهد یافت. تأکید میکنم: اگر تأسیسات کوه کلنگ مورد حمله قرار گیرد، کل منطقه تبدیل به جهنمی بر سر آمریکا خواهد شد.
🔹اهداف سهگانه دشمن در این مرحله:
۱. تغییر موضع کرانهای ایران در تنگه هرمز و مذاکرات هستهای (که قطعاً موفق نخواهند شد).
۲. ترکیب عملیات نظامی با ناآرامی داخلی (همان راهبردی که در جنگهای قبلی با سیلی ملت ایران مواجه شد).
۳. گره زدن همه چیز به انتخابات کنگره؛ اما نقطه ثقل اصلی جنگ پس از انتخابات کنگره خواهد بود.
🔻گزارش میدانی از هفت محور جبهه:
۱. بسته شدن تنگه هرمز: تنگه هرمز اکنون از تمامی مسیرها کاملاً بسته است. این اتفاق در پایینترین سطح ذخایر انرژی آمریکا و وخیمترین وضعیت تورمی رخ داد. بازار انرژی دچار غافلگیری غیرمنتظره از جانب ایران شد. نرخ جهش قیمت نفت و بنزین، تصاعدی و با شیب نمایی رشد خواهد کرد.
۲. محاصره دریایی جدید: ترامپ تلاش کرد با عوارض بیست درصدی محاصره را برگرداند، اما به دست خود کل دنیا را محاصره کرد. ما این بار بر نقاط استقرار شناورهای دشمن اشراف کامل داریم و پاسخ کاملاً نامتقارن تدارک دیدهایم. اگر نفتی صادر نشود، هیچ کس دیگری هم نخواهد توانست.
۳. شکست عملیات دشمن در جنوب: حملات دشمن در سواحل جنوبی کاملاً شکست خورده و به افتضاحی تمامعیار تبدیل شده است. در سه ساعت گذشته، چندین شناور متخلف مورد اصابت قرار گرفتهاند. ارتش آمریکا در میانه یک فاجعه عملیاتی قرار دارد. احتمال حمله به شهرهای بزرگ و حتی ورود زمینی احمقانه (مثل جزیره خارک) وجود دارد که در آن صورت ویتنام در برابر تلفاتشان هیچ خواهد بود.
۴. قدرت تهاجمی و هوشمندی ایران: تاکنون بیش از ۲۰۰ اصابت به اهدافی در حدود هفت کشور داشتهایم. هیچ نشانی از پدافند مؤثر دشمن نمیبینیم. ما آموختهایم چگونه پدافند موشکی و پهپادی را بیاثر کنیم. دنیا باید بیاید سر کلاس درس نیروی هوافضا و دریایی ما بنشیند.
۵. یمن جدید: این بار از همان لحظه اول، جنگ را منطقهای کردیم. یمن هم در جنگ زمینی و هم موشکی دشمن را غافلگیر کرده است. اگر سعودی اقدامی علیه ایران بکند، مستقیماً هدف قرار خواهد گرفت. رویارویی زمینی یمن با عربستان و امارات، بزرگترین کابوس آنهاست.
۶. آتش افروزی در دریای سرخ: بستن تنگه هرمز بهسرعت به بابالمندب و ینبع سرایت خواهد کرد. کانال سوئز ناامن و خط لولهها هدف خواهند خورد. این گوشهای از طرحریزی ذهن خلاق ایرانی است.
۷. جبهه داخلی: رژیم صهیونیستی مأموریت خود را بر عملیات ترور و ایجاد آشوب مسلحانه در مرز و عمق ایران متمرکز کرده است. احتمال وقوع چنین حوادثی در ساعات آینده وجود دارد.
🔹چشمانداز راهبردی:
یکم. جنگ تشدید خواهد شد. ترامپ جز دست زدن به گزینههای احمقانه گزینهای ندارد. تنگه هرمز باز نخواهد شد و ما تا نابودی سیاسی ترامپ پیش خواهیم رفت.
دوم. ما گزینههای بسیار زیادی داریم که هنوز به سمتشان نرفتهایم (حوزه هستهای، زیرساختهای آمریکا، برق، گاز، آب و شیرینکنندهها)، در حالی که آمریکاییها تمام گزینههای خود را مصرف کردهاند.
@mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
سوم. دشمن در توهم تغییر محاسبات ماست، غافل از اینکه محاسبات ما پختهتر و رادیکالتر از آن است که متزلزل شود. اگر به سراغ برنامه هستهای بیایند، با یک برنامه هستهای جدید و دوران کاملاً تازه در ایران مواجه خواهند شد.
چهارم. همزمان، شاهد شکلگیری یک نبرد جهانی هستیم (اوکراین و تایوان). خیال ترامپ مبنی بر جنگ دو تا سه هفتهای، عملاً غیرممکن است.
🔸جمعبندی نهایی:
خروجی این جنگ، فقط شکلگیری یک نظم جدید منطقهای نیست؛ این بار شاهد تولد یک ایران جدید خواهیم بود که ارکان بازدارندگی خود را با کمک شرکای بینالمللیاش بازتعریف کرده است. اگر آمریکاییها ذرهای عقل داشتند، باید پیش از قدم اول به قدم آخر میاندیشیدند. من چنین خردمندی را در آمریکا نمیبینم، اما این همان چیزی است که با آن مواجه خواهند شد.
@mohammadi61