eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
4 دنبال‌کننده
186 عکس
232 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجله عصر اندیشه
🗒️ فارن افیرز| ایران و قوانین جدید قدرت جهانی 🔻شکل‌گیری و فروپاشی سلطه آمریکا این مقاله بررسی می‌کند که جنگ اخیر ایران و آمریکا در خلیج فارس، نشانه پایان نظمی است که پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت. نویسنده معتقد است همان‌گونه که پیروزی قاطع آمریکا بر عراق در سال ۱۹۹۱ آغازگر دوران تک‌قطبی و هژمونی واشنگتن بود، جنگ اخیر با ایران نشان می‌دهد آن دوران به پایان رسیده و جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن قدرت‌های کوچک‌تر نیز می‌توانند هزینه‌های سنگینی بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کنند._ جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه آغاز هژمونی آمریکا ➖ نویسنده توضیح می‌دهد که پیروزی سریع آمریکا بر ارتش عراق، که پیش از جنگ یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه محسوب می‌شد، این تصور را در جهان ایجاد کرد که آمریکا توانایی شکست هر رقیبی را با هزینه‌ای اندک دارد. همین تصویر، پایه نظم پس از جنگ سرد را شکل داد؛ نظمی که بر برتری نظامی آمریکا، امنیت تجارت جهانی و گسترش جهانی‌سازی استوار بود. چهار فرض اساسی نظم جهانی پس از جنگ سرد این فرض‌ها عبارت بودند از: آمریکا می‌تواند به‌آسانی نتایج نظامی را تحمیل کند؛ در هر سطحی از تنش دست برتر را دارد؛ امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین می‌کند؛ و مقاومت در برابر قدرت آمریکا بی‌فایده است. این باورها باعث شد کشورها هزینه‌های دفاعی خود را کاهش دهند، تجارت جهانی گسترش یابد و سرمایه‌گذاران ریسک‌های ژئوپلیتیکی را ناچیز تلقی کنند.
هدایت شده از مجله عصر اندیشه
جهانی‌سازی که قدرت آمریکا را تقویت کرد، زمینه تضعیف آن را نیز فراهم ساخت ➖ نویسنده استدلال می‌کند که گسترش فناوری‌های تجاری مانند نیمه‌هادی‌ها، حسگرها، هوش مصنوعی، سامانه‌های ناوبری و ارتباطات، باعث شد فناوری‌های پیشرفته نظامی از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج شوند. امروز گروه‌ها و دولت‌های کوچک نیز می‌توانند با استفاده از تجهیزات ارزان‌قیمت، توانمندی‌هایی در اختیار داشته باشند که در دهه ۱۹۹۰ فقط در اختیار ارتش آمریکا بود. جنگ ایران نماد «انقلاب دوم در جنگ دقیق» ➖ برخلاف جنگ ۱۹۹۱ که نماد آن بمب‌های هدایت‌شونده آمریکایی بود، نماد جنگ امروز پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های کروز و سامانه‌های متحرکی است که با قطعات تجاری ساخته می‌شوند. نویسنده با اشاره به پهپادهای شاهد تأکید می‌کند که ایران بدون برخورداری از فناوری پیچیده، توانسته با تجهیزات کم‌هزینه، دارایی‌های بسیار گران‌قیمت آمریکا و متحدانش را تهدید کند. ایران: به چالش کشیدن آمریکا بدون شکست نظامی از نگاه نویسنده، هدف ایران نابودی نیروی دریایی آمریکا نبود، بلکه ایجاد این تصور بود که واشنگتن دیگر قادر به تضمین امنیت کامل تنگه هرمز نیست. افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، کاهش تردد کشتی‌ها و ایجاد نااطمینانی در بازار انرژی نشان داد که حتی بدون بستن کامل تنگه هرمز نیز می‌توان تجارت جهانی را مختل کرد. قدرت امروز بر پایه اختلال‌آفرینی بنا شده، نه تخریب نویسنده معتقد است قدرت‌های کوچک با استفاده از پهپادها، موشک‌های دقیق و موقعیت جغرافیایی خود می‌توانند هزینه‌هایی ایجاد کنند که از توان قدرت‌های بزرگ برای حذف این تهدیدها بیشتر باشد. بنابراین، دیگر برتری نظامی به‌تنهایی به معنای کنترل نتایج سیاسی نیست. الگویی که می‌تواند در شرق آسیا نیز تکرار شود مقاله هشدار می‌دهد که همان‌گونه که ایران از موقعیت تنگه هرمز استفاده کرد، تایوان نیز می‌تواند با بهره‌گیری از پهپادها و موشک‌های ارزان، مسیرهای دریایی و بنادر اصلی چین را ناامن کند. در چنین شرایطی، حتی بدون نابودی گسترده کشتی‌ها، افزایش ریسک و هزینه حمل‌ونقل می‌تواند اقتصاد چین و تجارت جهانی را با بحران روبه‌رو کند. ▫️ در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که جنگ ایران، همان نقشی را برای پایان نظم تک‌قطبی آمریکا ایفا می‌کند که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ برای آغاز آن ایفا کرد. اگر جنگ ۱۹۹۱ جهان را متقاعد کرد که آمریکا قدرتی شکست‌ناپذیر است، جنگ ایران نشان داد که حتی قدرت‌های ضعیف‌تر نیز با اتکا به فناوری‌های ارزان، پهپادها و کنترل گلوگاه‌های راهبردی می‌توانند هژمونی آمریکا را به چالش بکشند. مقاله در پایان تأکید می‌کند که در این نظم جدید، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً قدرت تخریب، بلکه توانایی ایجاد اختلال در زنجیره‌های تأمین، مسیرهای تجارت جهانی و محاسبات اقتصادی رقباست؛* تغییری که به باور نویسنده، قواعد قدرت جهانی را دگرگون خواهد کرد. ترجمه : خانه اندیشه ورزان @Asrehandisheh
هدایت شده از سیمافکر
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باب شکست به روی ما بسته است آیت‌الله میرباقری امام اگر می‌فرمودند آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، یعنی آمریکا نمی‌تواند به ما ضربهٔ اقتصادی بزند؟ خب بزرگترین قدرت اقتصادی جهان است. بزرگترین قدرت نظامی جهان است. امام بزرگوار چرا این را می‌فرمود؟ دشمن می‌خواهد این ملت را در خودش هضم بکند. احساس می‌کند پرچمی در برابر فرهنگ اپستینی آنها بلند شده، می‌خواهند این پرچم را بیندازد. می‌توانند؟ این لقمه خیلی از هاضمهٔ او بزرگتر است. 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
هدایت شده از سیمافکر
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ، چیزی بیشتر از شلیک گلوله‌هاست محمدعلی صمدی «من نمی‌فهمم این چه مدل جنگی است. جنگ را ما اختراع نکردیم. بروید در کشوری مثل انگلستان که درگیر دو جنگ جهانی بوده و چندین و چند جنگ دیگر، ببینید در زمان جنگ، اقتصاد خودش را چطور مدیریت کرده. مصادرهٔ اموال و ورود و خروج اموال سرمایه‌دارها چطور انجام شده. فلان میلیارد دلار پول‌مان در کشوری است که دارد با ما می‌جنگد.» ما امروز به چیزی بیشتر از اراده به مبارزه و آمادگی نظامی برای نبرد، نیاز داریم. آنچنان که محمدعلی صمدی توضیح می‌دهد، برخلاف اقوال مشهور نباید اقتصاد را مانع جنگیدن فرض کرد بلکه باید آن را متناسب با نبرد، از نو ساخت؛ اگر یک گام جلوتر هم برویم در واقع باید به این اندیشید که چگونه نیروی جنگ را به عنصر پیشران اقتصاد تبدیل کرد. 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
هدایت شده از حکمران
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا فشار اقتصادی، ایران را به تسلیم نکشاند؟ فرید زکریا، مجری و نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی: 🔹یکی از بزرگ‌ترین معماهای پیرامون جنگ آمریکا و ایران این است که چرا هزینه‌های اقتصادی این کشور را وادار به صلح نکرده است. بدون تردید مردم ایران در حال تحمل فشار هستند، پس چگونه است که این کشور تاکنون به تسلیم وادار نشده است؟ 🔹بخشی از پاسخ این است که کشورها صرفاً بر اساس ملاحظات اقتصادی تصمیم نمی‌گیرند. ملی‌گرایی، احساس کرامت و غرور ملی هم نقش خود را ایفا می‌کنند. 🔹اقتصاد ایران با وجود دهه‌ها تحریم و فشارهای ناشی از جنگ، همچنان از مقاومت قابل‌توجهی برخوردار بوده است. برخلاف تصور برخی درباره یک اقتصاد فروپاشیده، ایران دارای یکی از اقتصادهای صنعتی متنوع منطقه است. این کشور با دسترسی به تجارت زمینی با هفت کشور، بنادر فعال و صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و محصولات غذایی، توانسته بخش مهمی از نیازهای خود را تأمین و در برابر فشارهای خارجی دوام بیاورد. 🔹ایران با تولید داخلیِ بیشترِ کالاهای مورد نیاز خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی، خود را با تحریم‌های بین‌المللی سازگار کرده است. این کالاها همیشه از نظر رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی وضعیت مطلوبی ندارند، اما نیازهای بازار داخلی را تأمین می‌کنند و همین موضوع در دوران جنگ نیز به کمک کشور می‌آید. 🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline
هدایت شده از راه خامنه‌ای
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 سارا فلاحی، عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به سفر هیاتی از این کمیسیون به جنوب کشور و دیدار با فرماندهان سپاه و ارتش: 🔹 سردار عظمایی گفت «حتما هوای فرمانده دلاور دوران جنگ، آقای دکتر قالیباف رو داشته باشید. ایشون آبروشون رو گذاشتند» این یعنی بین میدان و دیپلماسی وحدتی هست. ☑️ به «راه خامنه‌ای» بپیوندید 👇 @Rahe_Khamenei
سردار عظمایی فرمانده نیروی دریایی سپاه هستند که بعد از شهید والامقام تنگسیری این مسئولیت را بر عهده گرفته اند. در واقع سردار عظمایی به نماینده هایی که به جنوب رفته بودند نصیحت مشفقانه کرده که در مجلس هوای قالیباف رو داشته باشید و اذیتش نکنید. شاید منظورش این بوده تا برخی نماینده ها با واقعیت ها آشنا بشن و رئیس مجلس رو مورد ظلم قرار ندن!
🔵دیدار عراقچی و وانگ یی؛ چین چگونه به تحولات اخیر ایران و خاورمیانه می نگرد؟ 🔸نقشه راه پکن برای صلح منطقه ✍حامد وفایی استاد مطالعات چین دانشگاه تهران دیدار وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در حاشیه نشست وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، فرصت مناسبی برای بررسی دقیق‌تر مواضع جدید پکن درباره تحولات اخیر منطقه و جنگی است که به کشورمان تحمیل شده است. آنچه در این یادداشت مورد توجه قرار می‌گیرد، بر اساس مواضعی است که وزارت امور خارجه چین به زبان چینی در پایگاه رسمی خود منتشر کرده و از این منظر، می‌تواند تصویری روشن‌تر از نگاه واقعی پکن به تحولات جاری ارائه دهد. چین امروز یکی از قدرت‌های بزرگ و از معدود کشورهایی است که ظرفیت اثرگذاری بر روند حل‌وفصل بحران‌های منطقه‌ای را در اختیار دارد. از این رو، بررسی دقیق مواضع این کشور می‌تواند راهگشا باشد و افق‌های تازه‌ای را برای فهم رویدادهای جاری و تحولات آینده، پیش روی ما قرار دهد. به اعتقاد من، تحلیل مواضع چین درباره تحولات غرب آسیا، خلیج فارس، تجاوزهای آمریکا علیه کشورمان و رویکردی که دولت آمریکا در قبال ایران اتخاذ کرده، امروز یک ضرورت است. همچنین باید به‌صورت مفصل درباره این موضوع بحث شود که چین چه می‌تواند بکند، چه می‌خواهد بکند و ما چه انتظاری باید از این کشور داشته باشیم. تنها پس از تحلیل دقیق مواضع رسمی پکن و با اتکا به منابع خود چینی‌ها می‌توان ظرفیت‌های این کشور را برای ایفای نقش در حل‌وفصل این بحران به‌درستی ارزیابی کرد. در روزهای اخیر، برخی تحلیل‌ها و مطالبی را که درباره این دیدار منتشر شده بود، مطالعه کردم. در اغلب این تحلیل‌ها، موضع چین به‌عنوان واکنشی به اظهارات اخیر دونالد ترامپ تفسیر شده بود؛ برداشتی که به نظر من دقیق نیست. اصولاً مواضعی که وانگ یی در دیدار با آقای عراقچی مطرح کرده، ارتباطی با سخنان و لفاظی‌های اخیر ترامپ ندارد. ترامپ سیاستمداری است که مواضعش گاه در فاصله چند دقیقه تغییر می‌کند، اما چین کشوری است که سیاست خارجی خود را بر پایه ثبات، تداوم و برنامه‌ریزی بلندمدت تنظیم می‌کند و هیچ‌گاه تصمیمات خود را بر اساس مواضع مقطعی و هیجانی اشخاصی مانند ترامپ شکل نمی‌دهد. از این رو، پیوند زدن مواضع پکن به اظهارات اخیر ترامپ، تحلیل دقیقی نیست. همچنین در برخی تحلیل‌ها بر به‌کارگیری عبارت «شریک راهبردی» تأکید شده و چنین القا شده است که این تعبیر برای اولین‌بار در ادبیات دیپلماتیک چین درباره ایران به کار رفته یا از اهمیت ویژه و بی‌سابقه‌ای برخوردار است. در ادامه این یادداشت، به این موضوع خواهم پرداخت و توضیح خواهم داد که این عبارت در چه چارچوبی استفاده شده و اساساً داستان از چه قرار است. ما در تحلیل محتوای مواضع آقای وانگ یی، به‌عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی چین، می‌توانیم یک چارچوب تحلیلی طراحی کنیم و ببینیم که نگاه چینی‌ها به تحولات اخیر به چه شکلی و در چه مسیری بوده است. توجه داشته باشید که اولاً چینی‌ها نسبت به تشدید اوضاع در منطقه ابراز نگرانی می‌کنند و تأکید دارند که نسبت به این شرایط دغدغه‌مند هستند و معتقدند وضعیت باید مدیریت شود. یکی از محورهایی که این روزها چینی‌ها درباره آن صحبت می‌کنند، توافقی است که با میانجیگری پاکستان و احتمالاً با کمک‌هایی که چینی‌ها ارائه کردند، میان ایران و آمریکا امضا شد. آقای وانگ یی این توافقنامه را که حاصل میانجیگری طرف‌های مختلف بوده، یک دستاورد و نتیجه بسیار ارزشمند توصیف می‌کند. سپس اشاره می‌کند که این توافق، دربردارنده امیدهای صلح‌طلبانه مردم ایران و منطقه و همچنین تلاش آنها برای توقف جنگ و درگیری است. او از یک اصطلاح چینی نیز استفاده می‌کند و می‌گوید آنچه در مدت طولانی به دست آمده، نباید در یک لحظه از دست برود. بنابراین، چین بر ضرورت حفظ این توافقنامه تأکید دارد. نکته دیگری که در این صحبت‌ها وجود دارد، این است که آقای وانگ یی از چند «نباید» استفاده می‌کند که به نظر من بسیار معنادار است. «نباید» اول این است که توافقنامه‌ای که با میانجیگری کشورهای مختلف حاصل شده، نباید در یک آن به باد برود. «نباید» دوم، در قالب یک تعبیر زیبا مطرح می‌شود؛ ایشان می‌گوید«وقتی دروازه‌های صلح باز می‌شود، نباید آن را بست.» این جمله را خطاب به آقای عراقچی بیان می‌کند. «نباید» سوم هم این است که «تا زمانی که امید به صلح وجود دارد، نباید آن را رها کرد.» به این ترتیب، این سه «نباید» از نکاتی است که باید به آن توجه داشت؛ زیرا آقای وانگ یی در مذاکرات خود با ایران بر آنها تأکید کرده است. اما در ادامه، به فوری‌ترین اقدامی که باید در شرایط کنونی انجام شود اشاره می‌کند.
🔰ترجمه فارسی «بدن و دموکراسی» منتشر شد؛ روایتی نو از نقش بدن در سیاست 🔸️ماچین در این کتاب، این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که آیا سیاست را می‌توان صرفاً از خلال نهادها، قوانین و گفت‌وگوهای عقلانی فهمید یا آنکه بدن انسان نیز در متن سیاست حضور دارد و در شکل‌گیری حیات دموکراتیک نقش‌آفرین است. 🔸«بدن و دموکراسی» در شش فصل تنظیم شده و ضمن مرور مهم‌ترین نظریه‌های معاصر درباره بدن، می‌کوشد تصویری تازه از دموکراسی ارائه دهد؛ تصویری که در آن، تجربه زیسته، احساسات، حضور فیزیکی و کنش‌های بدنی، در کنار استدلال و گفت‌وگو، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست دموکراتیک محسوب می‌شوند. به همین دلیل، این اثر را می‌توان یکی از منابع جدید در حوزه نظریه سیاسی، مطالعات بدن، جامعه‌شناسی سیاسی و فلسفه دموکراسی دانست. ibna.ir/x6J9P @ibna_official
🔰خوانشی از کتاب «بلندپروازی اخلاقی» نوشته روتگر برگمن؛ جاه‌طلبی برای خیر عمومی آرمان‌گرایی بدون نتیجه، فضیلت نیست 🔸«بلندپروازی اخلاقی» تازه‌ترین اثر روتگر برگمن، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا موفقیت را باید با میزان ثروت و موقعیت سنجید یا با اثری که انسان بر جهان پیرامون خود می‌گذارد؛ پرسشی که در روزگار بحران‌های جهانی، بیش از هر زمان دیگری به مسئله‌ای عمومی تبدیل شده است. 🔸برگمن در این کتاب نه نسخه‌ای برای خوشبختی فردی می‌پیچد و نه وعده آرامش روان می‌دهد. دغدغه او چیز دیگری است: بازگرداندن مفهوم «وظیفه اخلاقی» به مرکز زندگی حرفه‌ای انسان معاصر. به زعم او استعداد، دانش، سرمایه و زمان، هنگامی معنا پیدا می‌کنند که در خدمت کاهش رنج انسان‌ها و حل مسائل واقعی جهان قرار گیرند. همین جابه‌جایی نقطه تمرکز، کتاب را از انبوه آثار موفقیت فردی و خودیاری جدا می‌کند و آن را به مانیفستی درباره مسئولیت اجتماعی نخبگان تبدیل می‌سازد. 🔸️یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های کتاب، نقطه عزیمت متفاوت آن است. برگمن آگاهانه در برابر موج کتاب‌هایی قرار می‌گیرد که خوشبختی را در مراقبه، افزایش اعتمادبه‌نفس، مدیریت ذهن یا رشد فردی خلاصه می‌کنند. نماد این نقد، همان داستان آغازین کتاب است؛ روایت مشهور «متیو ریکار»، راهب بودایی که رسانه‌ها او را «شادترین مرد جهان» نامیدند. برگمن با اشاره به ده‌ها هزار ساعت مراقبه او، پرسشی غیرمنتظره مطرح می‌کند: اگر تمام این زمان صرف حل یکی از مشکلات جهان می‌شد، آیا نتیجه ارزشمندتری به دست نمی‌آمد؟ 🔸یکی از بحث‌برانگیزترین ایده‌های کتاب، حمله به چیزی است که برگمن آن را «اسطوره بازنده شریف» می‌نامد؛ این تصور که نیت خوب، خود به‌تنهایی ارزش اخلاقی کافی دارد، حتی اگر هیچ تغییری در جهان ایجاد نکند. او استدلال می‌کند که اخلاق را باید با نتایج نیز سنجید. اگر هدف کاهش رنج انسان‌هاست، کارآمدی، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و حتی پیروزی، بخشی از مسئولیت اخلاقی به شمار می‌روند. به همین دلیل، برگمن از بسیاری از جنبش‌های اجتماعی موفق، از جنبش لغو برده‌داری گرفته تا تحریم اتوبوس‌های مونتگمری، به‌عنوان نمونه‌هایی یاد می‌کند که میان آرمان و عمل تعادل برقرار کردند. 🔸یکی از نقاط قوت بلندپروازی اخلاقی این است که حتی خواننده مخالف را نیز وادار به فکر کردن می‌کند. بسیاری از استدلال‌های کتاب قانع‌کننده‌اند، اما برخی ادعاهای آن نیز محل بحث باقی می‌مانند. نخست آنکه برگمن مخاطب اصلی خود را عمدتاً از میان تحصیل‌کردگان، متخصصان و افرادی انتخاب می‌کند که امکان انتخاب مسیر شغلی دارند. این فرض، در بسیاری از جوامع توسعه‌یافته شاید واقع‌بینانه باشد، اما در کشورهایی که بخش بزرگی از نیروی کار برای تأمین معیشت با محدودیت‌های جدی روبه‌رو هستند، دامنه کاربرد این توصیه‌ها محدودتر می‌شود. اخلاق، هرچند جهانی است، همیشه در شرایط نابرابر اقتصادی تجربه می‌شود. ibna.ir/x6Jbr @ibna_official
🔰درباره کتاب «قدرت مؤسس: نظریه قانون اساسی» اثر لوچیا روبینلی؛ خاستگاه مشروعیت و بنیان نظم سیاسی مدرن 🔸روبینلی نشان می‌دهد حاکمیت به استمرار اقتدار و اعمال قدرت در چارچوب نظم مستقر اشاره دارد، در حالی که قدرت مؤسس به لحظه آغازین شکل‌گیری یک نظم حقوقی و سیاسی بازمی‌گردد؛ لحظه‌ای که مردم، به‌مثابه منشأ مشروعیت، ساختار سیاسی تازه‌ای را بنیان می‌گذارند. 🔸یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کتاب، تفکیک دقیق میان «قدرت مؤسس» و «حاکمیت» است؛ دو مفهومی که در بسیاری از آثار سیاسی و حقوقی به اشتباه مترادف پنداشته شده‌اند. روبینلی نشان می‌دهد حاکمیت به استمرار اقتدار و اعمال قدرت در چارچوب نظم مستقر اشاره دارد، در حالی که قدرت مؤسس به لحظه آغازین شکل‌گیری یک نظم حقوقی و سیاسی بازمی‌گردد؛ لحظه‌ای که مردم، به‌مثابه منشأ مشروعیت، ساختار سیاسی تازه‌ای را بنیان می‌گذارند. 🔸نویسنده همچنین نشان می‌دهد برداشت‌های متفاوت از قدرت مؤسس چگونه به شکل‌گیری الگوهای گوناگون سازمان سیاسی، از مجامع مردمی و همه‌پرسی‌ها گرفته تا نظام‌های نمایندگی و ساختارهای فدرال، انجامیده است. ibna.ir/x6Jcv @ibna_official
🔰میزگرد بررسی و نقد بر لبه تنهایی/۳ چرا اسرائیل در «بر لبه تنهایی» کمرنگ است؟ «تنهایی استراتژیک» منحصر به ایران است؟ 🔹️اهمیت کتاب نصر از نظر من این است که در قالب یک روایت تاریخی، مجموعه‌ای از معماهای امنیت و توسعه را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. معمولاً این‌گونه گفته می‌شود که اگر امنیت نداشته باشی، توسعه پیدا نمی‌کنی. اما من از زاویه دیگری به مسئله نگاه می‌کنم و می‌پرسم: چگونه می‌توان توسعه پیدا کرد، بدون آنکه امنیت دیگران یا حتی امنیت خود را به خطر انداخت؟ 🔸کرمی: به نظرم شاید مهم‌ترین نکته این باشد که نهایتاً درست است که استقلال‌خواهی ایران واقعاً قابل درک است. این استقلال‌خواهی لزوماً به معنای بیگانه‌ستیزی نیست که مثلاً بگوییم با گروگان‌گیری همراه است. همچنین، همان‌طور که دکتر فاضلی هم اشاره کردند، این استقلال‌خواهی لزوماً ایدئولوژیک نیست. این استقلال‌خواهی محصول یک تجربه تاریخی از مداخله خارجی، نفوذ خارجی و تحقیر بین‌المللی است. اما نکته مولف «بر لبه تنهایی» این است که این استقلال‌خواهی، چون سویه‌های نظامی پررنگی پیدا کرده، در حالی که به زعم او می‌توانست سویه‌های توسعه‌ای و اقتصادی جدی نیز داشته باشد، رفتن به سمت نظامی‌گری، درگیری‌های منطقه‌ای و دفاع رو به جلو، آن را با نوعی تناقض مواجه کرده است. خدمت شما عرض کنم، این روند میدان جنگ را از آن دفاع پیشتاز یا رو به جلو در غزه، فلسطین، لبنان و سوریه به داخل ایران کشانده و در واقع به ضد خود تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که مشکلات و محدودیت‌های آن را به ما نشان می‌دهد. 🔸فاضلی: اهمیت این کتاب در طرح کردن معماها و سؤال‌های پیچیده‌ای است که در بستری پیچیده، پیشِ روی ایران به‌عنوان یک موجودیت ژئوپلیتیک قرار دارد. ایرانی وجود دارد که صرف‌نظر از اینکه در آن شاه در قدرت باشد یا جمهوری اسلامی، با مشکلاتی مواجه است؛ از جمله مشکلات امنیتی. با شکل‌گیری جمهوری اسلامی، این مشکلات امنیتی بیشتر می‌شود؛ یعنی نوع رویکردها و حتی دوره‌ای که جمهوری اسلامی در آن ظهور می‌کند، باعث تشدید این مشکلات می‌شود. در بستری تاریخی که نصر آن را توضیح می‌دهد، برخی ایده‌ها نیز به‌عنوان راهبردهای کلان شکل می‌گیرند؛ از جمله دفاع رو به جلو، جنگیدن با دشمن در جهان عرب یا نفوذ در جهان عرب. اما نکته مهم کتاب، که به‌ویژه در سه فصل پایانی به آن پرداخته می‌شود، همان چیزی است که من در شش قسمت پادکستم آن را شرح دادم. در قسمت ششم، تقریباً نیمی از بحث را به سؤال‌هایی اختصاص دادم که خودِ کتاب پاسخی برای آن‌ها ارائه نمی‌دهد، اما آن‌ها را پیش می‌کشد و مطرح می‌کند. مثلاً؛ استدلال نصر این است که پس از آنکه ایران محور مقاومت را شکل داد، به‌ویژه پس از جنگ لبنان، این محور مقاومت به موفقیت‌های قابل‌توجهی دست یافت. جهان عرب دریافت که محوری از مقاومت شکل گرفته که ایران حامی آن است. در نتیجه، بخش بزرگی از جهان عرب احساس نگرانی کرد. 🔸صادقی‌زاده: به نظر من، مهم‌ترین نکته‌ای که شاید بتوان در این کتاب یافت و از آن بهره گرفت، تصحیح برداشت ما از مفهوم امنیت ملی است. اینکه خاستگاه برداشت ما از مفهوم امنیت چگونه باعث شده است امنیت را به‌صورت تک‌بعدی ببینیم و با این خوانش تک‌بعدی، بسیاری از منابع اجتماعی و اقتصادی خود را، به یک معنا، در لبه پرتگاه قرار دهیم تا سیاستی خاص را پیش ببریم و در یک حوزه مشخص به پیروزی برسیم. واقعیت این است که شکست در همه جبهه‌ها برای پیروزی در یک جبهه، در نهایت مساوی با شکست در همان جبهه است. زیرا اگر در جبهه‌های موازی شکست بخورید، حتی اگر در آن جبهه پیروز شده باشید، این پیروزی عملاً ناپایدار خواهد بود. همان‌گونه که کتاب نیز توضیح می‌دهد، ایران هلال شیعی‌ را که شکل داده بود، در نتیجه همین عدم تقارن و عدم توازن، در تحولات اخیر از دست داد. ibna.ir/x6J99 @ibna_official